***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله نخودکی اصفهانی (ره) > درس اخلاق 9 

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما سلام به معنائى كه سابقا عرض شد داراى غرض عامى است كه در تمام موارد مشترك است اما در موارد خاص ‍ اغراض خاصه اى وجود دارد كه بايد از آنها آگاه بود. انبياء و ائمه عليهم السلام كه بر امت سلام مى كنند، سلام ايشان دعا و بركت و سلامت است . سلام آنان امان دادن نيست ، زيرا كه ائمه و انبياء عليهم السلام وجودشان خير محض است و ابدا شائبه بشرى در آن ها متصور نمى شود، تا آنكه لازم باشد، كسى را امان دهند. تمام حركات و سكنات و اقوال و افعال و احوال آنان خير محض ا ست و مفسده شر را در آنها راهى نيست ، بلكه سلام آنان محض دعا و بركت است . و اذا جائك الذين يؤ منون باياتنا فقل سلام عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة انه من عمل منك سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم (517) يعنى : وقتى كسانيكه به آيات و نشانه هاى ما ايمان دارند به نزد تو آمدند، بگو سلام بر شما باد. پروردگارا شما رحمت را بر خود، فريضه نموده است . هر آينه يكى از شما به سبب نادانى مرتكب عمل زشتى گردد و سپس توبه كرده و نفس خود را اصلاح كند، خداوند آمرزنده و مهربان است .

سعادتمند آنانكه خداوند پيغمبرش صلى الله عليه و آله را ماءمور كرده است كه به آنان سلام كند و قابليت اين سلام را داشته اند. در ابتداى اسلام تبرك جستن به سلام پيغمبر صلى الله عليه و آله در اذهان مركوز شده بود. چنانچه وارد شده است كه زمانى لباس پيغمبر صلى الله عليه و آله مندرس ‍ شده بود. شخصى دوازده درهم تقديم حضرت نمود تا با آن پيراهنى بخرند. حضرت رسول صلى الله عليه و آله اميرالمؤ منين على عليه السلام را ماءمور فرمود تا پيراهنى براى آن حضرت تهيه كند. على عليه السلام به بازار رفت و پيراهنى به دوازده درهم خريدارى فرمود ونزد پيامبر آورد. پيغمبر صلى الله عليه و آله به آن پيراهن ابراز رغبت نكردند و فرمودند بهتر است كه پيراهن ارزان ترى ، بخريم ، آيا فروشنده اقاله مى كند؟ حضرت امير عليه السلام پيراهن را نزد فروشنده باز گرداند و ميل پيامبر را به او باز گفت فروشنده پذيرفت و پول را رد كرد. سپس حضرت رسول صلى الله عليه و آله و حضرت على عليه السلام براى خريدن پيراهن به بازار رهسپار گرديدند. در كوچه ، به كنيزكى گريان برخورد كردند. پيغمبر صلى الله عليه و آله از سبب گريه آن كنيزك پرسش كردند. كنيزك گفت : اربابم چهار درهم داده بود كه چيزى بخرم ، اكنون آن پول را گم كرده ام . حضرت چهاردرهم به او مرحمت كردند و با چهار درهم ديگر، پيراهنى خريده و به تن پوشيدند. در بين راه شخصى دعا مى كرد و مى گفت : خداوند رحمت كند كسى را كه مرا بپوشاند حضرت پيراهنى را كه خريده بودند به او پوشاندند و مجددا پيراهن ديگرى به چهار درهم تهيه كردند. در بازگشت ، به همان كنيزك برخوردند كه هنوز ايستاده و مى گريست . پيامبر صلى الله عليه و آله جوياى علت ادامه گريه كنيزك شد عرضه داشت : چون مدت بيرون بودنم از منزل به طول انجاميده است ، مى ترسم كه ارباب ، آزارم دهد. حضرت فرمود: من خود با تو نزد آقايت مى آيم و از تو شفاعت خواهم كرد. پيغمبر صلى الله عليه و آله همراه كنيزك به در خانه او آمدند و سلام كردند، اما كسى جواب نداد. مرتبه دوم نيز سلام كردند و جوابى نيامد. مرتبه سوم كه سلام كردند، صاحبخانه پاسخ سلام آن حضرت را داد پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: چرا بار اول ودوم جواب سلام مرا ندادى ؟ عرض كرد: در انتظار بركت سلام شما بودم . حضرت رسول صلى الله عليه و آله درباره آن كنيز شفاعت فرمود. صاحبخانه عرض كرد: به احترام قدوم شما او را آزاد كردم . پيامبر صلى الله عليه و آله آنگاه فرمود: چه نيكو دوازده درهم با بركتى بود كه دو برهنه را پوشاند و يك كنيز را آزاد ساخت .

اما مراد از سلام زير دست و رعيت به بزرگ و صاحب اختيار آن است كه از سوى وى آزار يا نافرمانى نسبت به آن بزرگ سر نخواهد زد. خداوند در مقام مدح اصحاب يمين به پيغمبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: ممكن است از سوى ديگران نسبت به تو آزارى رسد، اما از طرف اصحاب يمن جز سلام به تو نخواهد رسيد. و اما ان كان من اصحاب اليمن فسلام لك من اصحاب اليمين (518) يعنى : و اگر از اصحاب يمين بود، پس سلام اصحاب يمين بر تو باد پس اگر كسى به پيغمبر صلى الله عليه و آله سلام كند و در اين كار، قصد كند كه از سوى من ، آزارى به تو نخواهد رسيد، از اصحاب يمين است . اما بايد دانست كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام از چه رفتارى آزرده خاطر مى گردند؟ در حديث است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله را آزار ندهيد. عرض كردند: پيامبر را چگونه آزار مى كنند؟ فرمود: نامه اعمال امت هر دوشنبه و جمعه بر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله عرضه مى شود، اگر كسى مرتكب گناه و معصيت شده باشد، پيغمبر محزون مى گردد بنابراين مسلمان بايد آدابى را كه خداوند نسبت به پيغمبر صلى الله عليه و آله قرار داده است ، در حيات و ممات آن حضرت رعايت كند. هر گاه قصد زيارت دارد، بايد چنين فرض كرد كه آن حضرت داراى حيات ظاهرى نيز هست و در ضريح مطهر نشسته ، پس باكمال ادب مشغول سلام شود.

خداوند متعال فرمايد: يا ايهاالذين آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض ان تحبط اعمالكم و انتم لاتشعرون (519) يعنى : اى كسانيكه ايمان آورديد آواى خويش ‍ را در سخن گفتن بلندتر از صداى پيغمبر صلى الله عليه و آله نكنيد و آنچنانكه ميان خودتان معمول است ، در محضر پيامبر، بلند و درشت سخن مگوئيد كه اين امر بدون آنكه درك كنيد، موجب تباهى اعمالتان مى گردد اينكه در اخبار وارد شده است كه هنگام تشرف به زيارت پيغمبر و ائمه طاهرين صد تكبير بگوئيد، مراد آن نيست كه صرفا وردى خوانده شده باشد، بدون آنكه مفهوم آن فهميده شود، بلكه مراد آن است كه زائر در اثر ذكر، عظمت خدا را در ذهن تصور كند و بداند كه كجا مى رود و چه مى كند، زيرا كه اين حضرات مظهر صفات الله اند.

اگر مقام ، نيست ، لااقل انسان صورت را از دست ندهد و ظاهر را درست كند. در زيارت ائمه عليهم السلام ، انسان بايد پشت به قبله و روبه قبر مطهر بنشيند. غرض آن است كه انسان كارى نكند كه مورد غضب واقع شود. گاهى بعضى پشت به قبر مطهر كرده و به امام ديگر سلام مى كنند و اين از ادب دور است .

احتمال ديگر در معنى سلام رعيت به بزرگ خود آن است كه رعيت با سلام خويش مى خواهد بگويد: خداوند نعمتهائى را كه به شما عطا كرده است حفظ كند، كه اين در حقيقت دعائى در حق خودش مى باشد.

و بالاخره هدف ديگر از سلام مردم به پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليه السلام هدف بسيار بزرگى است كه خودشان آنرا بيان فرموده اند. در اصول كافى آمده است كه داود بن كثير از حضرت صادق عليه السلام پرسيد: سلام بر پيغمبر چه معنى دارد؟ امام عليه السلام فرمود: خداوند متعال نور پيغمبر صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين و ساير ائمه را خلق كرد و سپس شيعيان آنان را بيافريد و از ايشان بر ربوبيت خود و نبوت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ولايت على عليه السلام و ساير ائمه عليهم السلام پيمان گرفت و نسبت به كسانيكه از اوامر او پيروى كنند وعده پاداش خير داد. وآنگاه امام عليه السلام به اين آيه كريمه استشهاد فرمود كه : يا ايهاالذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواالله لعكم تفلحون و ضمن توضيحاتى در اين زمينه ، فرمود اكنون كه به پيغمبر صلى الله عليه و آله عرض سلام مى كنى ، به منزله تجديد آن عهد و تذكر آن پيمان و تقاضاى تعجيل در آن وعده الهى است .

در آيه كريمه يا ايها الذين امنوا اصبروا و رابطوا و اتقواالله لعلكم تفلحون (520) يعنى : اى كسانيكه ايمان آورديد، صبر و شكيبايى پيشه كنيد و يكديگر را به بردبارى توصيه كنيد و مراقب كار باشيد واز خداى بينديشيد، باشد كه رستگار گرديد،. مراد از صبر مراتب چهارگانه آن است : صبر بر طاعات و فرائض ، صبر بر ترك معاصى و آنچه كه مورد نهى است ، صبر بر بلاها و مصائب داخلى وخارجى ، و بالاخره صبر بر ترك لذائذ دنيا كه از ساير صبر مشكل تر است هر قدر كه لذائذ انسان در دنيا زيادتر شود، از لذائذش در آخرت كاسته مى شود.

بر حسب اين روايت مؤ من صبور، بايد بر زحمات مردم بردبار بوده و در ايثار ومواسات نسبت به خلق شكيبا باشد تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر (521) يعنى : درباره حق و پيرامون صبر نسبت به يكديگر سفارش ‍ كنند بلكه بايد گفت كه همه تكاليف داخل در صبر است . مراد آنكه خود صبر كنند و ديگران را امر به صبر نمايند. و اعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا (522) يعنى : همگى به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده نشويد مراد آن است كه در صبرى كه همه بدان مكلفيد، معين يكديگر باشيد و همگى در زمره اهل صبر قرار گيرد.

ازكلمه رابطوا در آيه شريفه ، محتمل است كه مفهوم لغوى آن يعنى محافظت بر حدود وثغور مسلمين مورد نظر باشد، و سابقا نذورات بسيار براى مرابطين به عمل آمده است .

و شايد مراد از رابطه مفهوم معنوى آن يعنى حفظ سرحدات ايمان از هجوم كفر باشد، به نحوى كه اگر كفار بخواهند با سخنان آلوده و شبهه انگيز در مدائن قلوب مؤ منين و مسلمين نفوذ كنند، علماء دين دفع شبهه نموده و حدود ثغور قلوب اهل اسلام را مراقبت و محافظت كنند.

نيز محتمل است كه از كلمه مرابطه مقصود ديگرى مورد نظر باشد و آن اينكه از اعضاء وجوارح محافظت و مراقبت به عمل آيد كه از تصرف قواى شهويه و غضبيه و خياليه ، مصون بمانند، و آدمى پيوسته در مقام تهذيب اخلاق خود باشد، و قلب خويش را از اسباب فساد، حفظ كند، تاايمان در آن راسخ و پابت گردد.

در پاره اى از اخبار، انتظار از يك نماز، تا نماز ديگر نيز از معانى مرابطه به شمار آمده است .از جمله وعده هاى خداوند در برابر آن ميثاق آن بود كه بر آنها بيت المعمور را نازل فرمايد و سقف مرفوع را كه مراد از آن حضرت عيسى باشد ظاهر سازد، و اين كنايه از بركاتى است كه در زمان رجعت پيدا خواهد شد. خداوند وعده فرمود كه زمين را از وجود دشمنان اهل بيت پيغمبر و از كافران پاك خواهد كرد و آنچه را كه مؤ منين آرزو كنند، برآورده خواهد فرمود. بنابراين سلام به حضرت امير عليه السلام معنايش آن است كه من آن ميثاق را به ياد آورده و به آن وفا داورم پس تو نيز در انجام وعده خويش تعجيل فرما.آيه شريفه صابران فى السراء و الضراء يعنى : اى كسانى كه در راحتى و سختى در نعمت و تنگدستى شكيبا هستند در شاءن حضرت امير عليه السلام است . وقتى كه حضرت فاطمه عليه السلام را در تاريكى شب غسل داد، جسد مبارك آن حضرت را روى دست گرفته و عرض كرد: السلام عليك يا رسول الله ! من به چشم خود ديدم كه او را تازيانه زدند و صبر كردم ، و نيز ديدم كه چگونه غلام دومى با غلاف شمشير او را زد و چون فرموده بودى صبر كن ، صبر كردم ، و اين صبر اعظم صبرها است . چون پيغمبر تكليف فرموده بود صبر كن ، چنان صبر و تحملى كرد كه كوه طاقت آنرا نداشت سپس آن حضرت از جانب فاطمه عليها السلام به پيغمبر صلى الله عليه و آله سلام كرد و فرمود: اينك امانت تو در زير زمين در كنار تو است . اگر چه فوت تو برمن سنگين بود اما اين مصيبت بر من بزرگتر و سنگين تر بود. انا لله و انا اليه راجعون . يا رسول الله ! وديعه اى را كه شب زفاف دست او را به دست من دادى ، اكنون باز پس بگير اگر پيغمبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: يا على عليه السلام وقتى من دست او را به دست تو دادم پهلوى او سالم بود و اكنون پهلوى او شكسته است ! آن حضرت جواب مى فرمود: آنان اختيار را از دست من به در بردند. چون كه زهرا عليه السلام رفت زمين تاريك شد، آنگاه حضرت فرمودند: يا رسول الله ! از او سؤ ال كن كه امت تو با من چه كردند. چقدر آن معصومه بلاها ديد كه ابدا به على عليه السلام اظهار نفرمود، و اكنون نيز از شما پنهان مى كند، ولى يارسول الله از او سوال كن ! سلام عليكما! ديگر نمى توانم بمانم وبايد بروم آه ! كه اين موضوع دل را آتش مى زند كه يك دختر از پيغمبر صلى الله عليه و آله بماند و صد و ده هزار صحابه باشند و آخرالامر جنازه او را تشييع نكنند، و شبانه او را دفن نمايند. بعد از آنكه فاطمه زهرا عليها السلام را دفن كردند، ندائى آمد كمه يا على ! لطف ما نسبت به او بيشتر از لطف تو است . در خبر است كه در دستگاه خداى تعالى هيچ شفيعى بهتر از رضاى شوهر براى زن نيست .