***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > جایگاه روحانیت ١ 

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»

موضوع: جایگاه روحانیت

تاریخ: 28/ 7/ 1378

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یقفهوا قولی.

بحث گذشته ما درباره یک مطالب ارزنده‏ای بود و من عقیده دارم که این مطلب خیلی ارزنده است مخصوصاً اگر بتوانیم تا آخر برویم و شرایط یک طلبه را شرایط یک اهل علم را بگوییم یک بحث جمع و جور ارزنده‏ای می‏شود بحث این بود که گفتم ما طلبه‏ها باید قدر خودمان را بدانیم البته بدون اینکه غروری برای ما پیدا بشود عجبی برای ما پیدا بشود قدر خودمان را بدانیم و اگر شرایط طلبگی را هم نداریم شرایطش را فراهم کنیم یک طلبه اهل علم، در اسلام خیلی ارزندگی دارد هم از نظر کاری خیلی ارزندگی دارد به قول قرآن شریف می‏فرماید که «مَنْ أَحسنُ قولاً مِمَّنْ دعا الی اللَّه»[1] خوب اگر برای کار ما غیر از این آیه چیزی نداشتیم خوب آیه به ما می‏گوید که بهتر از نماز شب بهتر از جهاد در راه خدا بهتر از نماز جماعت و بالاخره بهتر از هر قولی کارِ ما طلبه‏ها «مِمَّن دَعا الی اللَّه» منبر ما گفتار ما کردار ما و اینکه ما بتوانیم یک نفر را هدایت کنیم نه این آیه دیگر نمی‏گوید بتوانیم یک نفر را هدایت کنیم بتوانیم اسلام را برای مردم بگویم مخصوصاً با این جمله و مَن أحسنُ قولاً که یک استفهام استفهام تقریری معنایش این است مگر چیزی بالاتر از کار ما طلبه‏ها هست تا ما بگوییم که نه نیست یا تقریری یا استفهام تنکیری ابطال تنکیری بالاخره هر استفهامی باشد معنایش این جور می‏شود که وادارد طرف را اقراق بکند که کاری قولی مهمتر از کار ما از قول ما نیست «و مَنْ اَحسنُ قولاً مِمَّن دَعا الی اللَّه» و راستی هم عقلی هم همین است راستی هم اگر ما بتوانیم سازندگی داشته باشیم این سازندگی ما خوب همین طور که قرآن می‏فرماید «مَن احیاها فکانمّا احیاً الناس جمیعاً»[2] یک بچه مسلمان درست بکنیم نه مردم را در همین وضعی که هستند نگاه بداریم نگذاریم جامعه منحرف بشود و این کار ما طلبه‏ها از اول اسلام تا به الان چنین بوده است یعنی راستی این تشیع را چه کسی داده است به جامعه اسلامی این تشیع را که آورده است تا این جا، ما طلبه‏ها دیگر غیر از ما طلبه‏ها که از اول تا الان نیاورده ما طلبه‏ها، اتفاقاً مرحومِ کاشف القطاء آقا شیخ محمدحسین که مرد بالایی بوده هم از نظر علم هم از نظر عقل و راستی یک مرد سیاستمداری اسلامی بوده این مرحوم کاشف القطاء ایشان می‏فرمایند که سقیفه بنی‏ساعده تشکیل شد ابی‏بکر از صندوق سقیفه بنی‏ساعده بیرون آمد 114 نفر از علمای قم از عقلای قم مردهاشان مثل حضرت سلمان و ابی‏ذر (ابوذر) و زنهاشان مثل حضرت زهرا و فضّه خادمه اینها مخالفت سقیفه کردند به عبارت دیگر ما طلبه‏ها، علما، صد و چهارده نفر و آن صد و چهار نفر به قول کاشف القطاع طولی نکشید صد هزار نفر به بالا شد که در جلسه قبل می‏گفتند که امّا با یک مانع شدید و آن نه یک مانع بارها مانع قضیه حرَّ را جلو می‏آوردند قضیه فخر را جلو می‏آوردند هزارها از ما را نابود می‏کردند و بالاخره با آن موانع بالاخره ما طلبه‏ها توانستیم اون صد و چهارده نفر را صد هزار نفر یک نمی‏دونم یک میلیون نفر و همین بیاید تا آخر موانع زیاد بود این از نظر سواد که راستی تا اینجا تشیع مرهون ما طلبه‏ها سمت مرهون این منبری‏هاست مرهون این منبرهای ما در ایّام تعطیلی غیر تعطیلی این محراب‏های ما این روایتی که هست روایت ضعیف‏السند است امّا از مضمون آن انسان پی می‏برد که روایت صحیح السند است جامع الاخبار روایت را نقل می‏کند مرحوم علامه مجلسی در بحار هم روایت را از جامع‏الاخبار نقل می‏کند که حضرت فرمودند که یک وقتی بیاید که این کار این طلبه‏ها کمرنگ بشود «سیأتی زمانٌ علی اُمتی یَفرّونَ مِنَ العُلماء کما یَفرُّ الغنم عن الذئب» یک وقتی می‏آید کمرنگ می‏شود این یک وقت هم مراد این نیست که استمراری یک وقت زمان پهلوی بود کمرنگ شد، یک وقت الان است کمرنگ است. یک وقت پر رنگ است یک وقت خوب است یک وقت بد است این مراد پیغمبر اکرم این که هر وقت کمرنگ شد این مراد است دیگر بعد فرمودند فاذا کذلک ابطلاهم اللَّه بثلاثة الاشیاء وقتی مردم سرکار با منبر و محراب نداشتند آن وقت «ابطلاهم اللَّه بثلاثة الاشیاء تُرفَع تبرکه من اموالِهم و اَعمارِهم سلَّط اللَّه علیهم مَن لارحم لهُ و لاعلم له و لاحلم له» و سوّم یَخرجُونَ مِن الدنیا بلاایمان، این جا مراد من هست که اثر وضعی، جامعه وقتی سروکار با ما نداشتن یَخرِجونَ مِن الدنیا بِلاایمان گفتم روایت ولو در جامع الاخبار است ولی مضعین جامع الاخبار کتاب خوبی است انصافاً یک روایت خیلی خوبی روایت نبوی دارد و فقط اشکالش هم این ارسالش است امّا مضامین روایات به قول حضرت امام دلالت می‏کند بعضی اوقات مضمون دلالت می‏کند بر صحت سند در زیارت جامعه، حضرت امام می‏فرمودند اگر هم سند نداشته باشد که دارد آن زیارت جامعه سند صحیح است اگر هم سند داشته باشد مضمون زیارت جامعه دلالت می‏کند بر صحت سند و این جور روایتها و این روایت روایت خوبی است انصافاً این یک واقعیت، که هر وقت مردم سروکارشان با ما کم شد این هم «تُرفَعُ البرکه من اموالهم مِن اعمارهم سلط اللَّه علیهم مَن لارَحْمَ لَه و لاعِلْم له و لاحلم له» و بالاخره یخرجونَ مِن الدنیا بلاایمان راستی چنین است خیلی باید ما افتخار بکنیم به کارمان و مردم هم خیلی باید قدر ما را بدانند اشتباه می‏کنند هر وقت اشتباه کردند قدر ما را ندانستند ضرر کردند ضرر بدی هم کردند هر وقت، و همین دویست ساله که غرب‏زده‏ها سر و کله‏شان پیدا شد این دویست سال هر وقتی که اقبال مردم راجع به روحانیت خوب بود نفع کردند مثل این نظام مقدس خدا بهشان داد هر وقت که اقبال مردم راجع به ما آخوندها کمرنگ شد بی‏رنگ که نمی‏شود الحمدللَّه هیچوقت این هزار و چهار صد سال بی‏رنگ نشده این از عنایات خدا امّا هر وقت کمرنگ شد مردم ضرر کردند ضرر بدی هم کردند این روایت شریف همین را می‏گوید که یَخْرجُون مِن الدنیا بلاایمان و راستی اگر ما شأنی نداشتیم مقامی نداشتیم تعبیر همین تجربه، همین تاریخ، بس بود اینکه ما مواظب خودمان باشیم قدرمان را بدانیم منزلتمان را بدانیم بواسطه دنیا نخواهیم قدر و منزلت خودمان را از دست بدهیم این همه تأکیدی که شده مضمتی که شده راجع به عالمی که مفتون دنیا باشد این همه برای این است اگر مفتون دنیا شدیم اگر منقمر در دنیا شدیم دیگر طلبه نیستیم دیگر آنکه اسلام می‏خواهد نیستیم و از الدنیا جیفه و طالبها کلاب حضرت امام در درسهای اخلاقیشان به ما نصیحت می‏کردند این الدنیا جیفه و طالبها کلاب آنوقت زمان خُروچف بود می‏گفتند یک موقع خُروچف است و الدنیا جیفه و طالبها کلاب یک دفعه من طلبه سر یک منبر یک نزاع سر یک محراب این هم الدنیا جیفه و طالبها کلاب چه فرقی می‏کند حالا این را بعد درباره شرایط طلبگی صحبت می‏کنم ولی بالاخره ما اگر قدر خودمان را بدانیم نمی‏رسد کار به اینجا اگر چنانچه مردم قدر و منزلت ما را بدانند نباید برسد به اینجا مردم الان آنهایی که لاابالی هستند اصلاً می‏بینید که سد محکمی اصلاً همین بچه‏ها همین جوان این مثل اینکه درک می‏کند سد محکمی برای لاابالی‏گریش ما هستیم لذا دشمنی می‏کند با ما دیگر ما که کاری نکردیم با این جوان لاابالی اما همین درک می‏کند چنانچه دشمن گنده هم مثل استکبار جهانی همین را درک می‏کند سد محکمش ما هستیم لذا این دشمنی‏ها برای این است که می‏بیند این سد محکم ما طلبه‏ها هستیم این از نظر ثوابش از نظر مسئله سیاسی هم شما همین وضع ایران را از زمان مغول‏ها صفویه قاجاریه و پهلوی وقتیکه مطالعه بکنید می‏بینید که ما طلبه‏ها خیلی کار کردیم انصافاً صفویه خیلی خدمت کرد اما کی واداشت این جمله حضرت امام فراموش نشود چه جمله شیرینی یک آدم بی‏عقلی گفته بود علامه مجلسی آخوند درباری حضرت امام(ره) فرمودند نه بالعکس بگو، بگو شاه عباس این درباری علامه مجلسی و راستی علما جمع شدند پدر شیخ بعد شیخ بهایی اینها برای چی از جبل آمل، محقق ثانی، کاشف الغطاء برای چه از نجف پا شدند و همچنین مرحوم آقا حسین خوانساری آقا کمال خوانساری اینها برای چه ناگهان اطراف اینها را گرفتند بعدش هم علامه مجلسی‏ها و اگر صفویه نبودند الان اینجا هم سنی بود یک سنی متعصب برای اینکه ما ایرانیها خدا درجاتش عالی است عالی‏تر بکند (یک شوخی هم بکنم که مغفرتی هم برای ایشان باشد) خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی را خیلی خوب بود ایشان هم انصافاً یک عمر خدمت کرد به اسلام یک افتخار بود برای ما طلبه‏ها ایشان می‏گفت ما ایرانیها اینجوری هستیم که اگر زنجیر بزنیم می‏زنیم می‏زنیم تا خودمان را بکشیم اگر هم شراب بخوریم، می‏خوریم تا بپکیم این معمولاً ایران مخصوصاً اصفهان اگر سنی بود از آن سنّی‏های متعصب از آن سنی‏ها از آن عمریهای حسابی کی نگذاشت انصافاً صفویه، اما کی این راه را توانست به صفویه یاد بدهد اگر علامه مجلسی نبود اگر هم شیعه بودیم صوفی بودیم همه‏مان صوفی بودیم کی نگذاشت این انحراف را کی جلویش را گرفت ما طلبه‏ها اگر تشیع ایران است و اصفهان ما طلبه‏ها اگر تشیع است و نه صوفی‏گری و نه افراطگری ما طلبه‏ها زمان قاجاریه هم همین بود این ناصرالدین شاه را بردند لندن و آنجا دو سه تا بلا سرش آوردند اول بلایی که به سرش آوردند یک قُبه‏ای جلوی کلاهش بود این خیلی ارزش داشت از کوه نور هم می‏گویند ارزشش بیشتر بود یعنی حالا مثلاً هزار میلیارد دلار آنوقت ملکه آنجا پهلویش نشست عشوه‏گری و بالاخره با عشوه‏گری دست برد اینرا برداشت و ناصرالدین شاه این قُبه را فدای شهوتش کرد مرادم اینجا است آنوقتی که قُبه را برداشت گفت این یواشکی باشد برای اینکه اگر آخوندهای ایران بفهمند پدرم را در می‏آورند تو لندن است توی شهوت است از من و شما می‏ترسد بعدش هم یک کمکی انگلیس‏ها ازش گرفتند برای شهرداری، شهردار لندن آنجا هم در تاریخ می‏نویسند همین را گفت که می‏دهم اما باید مخفی باشد برای اینکه اگر آخوندها بفهمند پدرم را در می‏آورند بعد هم توی مجلسی ازش پرسیدند که لشکر ایران چند نفر است آن زمان هر چه ایرانی بود لشکر حساب کرد لشکر بیست میلیونی که حضرت امام می‏فرمودند که درست می‏فرمودند لشکر بیست میلیونی یعنی وقتی حضرت امام یا الان مقام معظم رهبری می‏گوید که لشکر می‏شود همه ایران از ناصرالدین شاه پرسیدند گفت همه ایران گفت یعنی چه همه ایران گفت برای اینکه ما لشکرمان ضعیف است اما آخوند داریم روحانیت داریم وقتی مرجع تقلید بگوید جنگ است همه جمع می‏شوند و این در تاریخ می‏نویسند که همین طور لشکر بیست میلیونی یک ابهتی ناصرالدین شاه توی دل اینها ایجاد کرد راستی چنین است قاجاریه هم همین بود زمان پهلوی این پهلوی که آمد روی کار سه تا دستور به این پهلوی به آن اندازه که من در بخش‏نامه‏ها هم دیدم سه تا دستور به اینها داد یک چادر نباشد می‏دیدند که این چادر یک ابهت است همین طور که نظام ما را این انقلاب ما را پیروز کرد این چادر این نعمت بزرگی که از ما گرفتند و دارند بدتر می‏گیرند روز به روز می‏گیرند این چادر نباشد در بخش‏نامه دیدم که بخشنامه کرده بودید شهرها من جمله اصفهان که من بخشنامه‏اش را دیدم که نوشته بود که زنها لباس تا روی پا مواظب باشند زیر گلویشان پیدا نباشد اول، اولی که می‏خواست چادر را بردار و روسری بلند باشد و سر تا پا پوشیده باشد اما چادر نباشد،چادر را به زور بگیر اما مواظب باش که لختی نباشد مواظب باشد فُکُلی نباشد که الان می‏گویند فُکُلی باشد تعجب اینجاست پهلوی می‏گفت نباشد حالا می‏گویند باشد بالاخره این یک، دوم این روضه نباشد سه مسجد نباشد یعنی آخوند یعنی در حقیقت چیزی که روی کارش آوردند با آن همه صدمه‏ها فقط راجع به یک چیز که ما آخوندها را ریشه کن بکند خیلی هم کُشت خیلی بدی کرد خدا لعنتش بکند خیلی بدی کرد اما به قول حضرت امام هیچ غلطی نتوانست بکند راستی کار رسید به اینجا که خوب دیگر ما طلبه‏ها مدارس بسته شد این مدرسه خواجورا این الحدی بود دیگر این را دارالمجانیش کرد من آنوقتها بچه بودم رد می‏شدم دیوانه‏ها آنجا بود الحدی کرد دیگر می‏خواست توهین کند و توهین، ذلت، خواری در همه مدرسه‏ها را بست خوب همه اصفهان اصلاً دیگر مدرسه طلبه‏گی نداشت این انگلیسها گفتند این ها نباشد مسجد نباشد روضه نباشد دیگر هر چه می‏خواهد باشد و نتوانست خیلی کار کرد نباشد اما هیچ غلطی به قول حضرت امام هیچ غلطی نتوانست بکند خوب خیلی کی نگذاشت همین روضه خوانها با یواشکی رفتن بدون عمامه تا در خانه در خانه را باز می‏کرد عمامه را می‏گذاشت سرش می‏رفت یا حسین یا حسین میکرد یعنی ما طلبه‏ها ما آخوندها همین یا حسین یا حسین آن شدت عمل پهلوی را خنثی می‏کرد عقده می‏شد برای مردم و پهلوی هم گفته بود ما آخوندها خیلی سفت هستیم الحمدللَّه خیلی هر چه می‏کند نمی‏شد خوب نشد هم دیگر نشد خیال نکنید که کار ما از نظر سیاسی کم کاری است نه همین بیست ساله دنیا علیه ما است یک آمریکا که نیست یک آمریکا که نبود الان هم دنیا علیه ما است یک آمریکا که نیست انگلستان بدتر از آمریکا است به قول حضرت امام آمریکا بدتر از شوروی شوروی بدتر از آمریکا و هر دوی آن‏ها بدتر از استکبار و استکبار بدتر از همه آنها یک دنیا دیگر الان یک دنیا دارد با ما می‏جنگد ولی خودش هم می‏داند اگر ما آخوندها نباشیم چهار و پنج روزه سروکله آمریکا پیدا می‏شود روحانیت ولایت فقیه اینها خیلی کار می‏کنند این بیست ساله خیلی کار کردند خیلی ایران را زنده کردند تشیع را زنده کردند ابهت عجیبی این نظام به ایران داد ابهت عجیبی به مردم داد با نبود امکانات و یکدفعه هم گفتم الان هم تکرار می‏کنم ما از روز اول امکانات نداشتیم الان هم نداریم خوب ما الان فضای آموزشی نداریم الحمدللَّه این دو سه ساله که خیلی باید شکر بکنیم هر سال بیش از هزار نفر اسم‏نویسی می‏کنند اینها گزینش می‏شوند امتحان می‏دهند اما ما بیش از دویست نفر نمی‏توانیم قبول کنیم و این جداً منرا می‏کشد هشت صد نفر طلبه که اینها آینده روشن دارند عالی هستند قبول نمی‏کنند برای اینکه جا نداریم فضای آموزشی نداریم همیشه چنین بوده است نداریم امکانات نداریم آنوقتی که طاغوت بود به ما کمک نمی‏شد الان هم که یاقوت است به ما کمک نمی‏شود بلکه کارشکنی هم می‏شود تا دیروز کارشکنی می‏شد الان هم کارشکنی می‏شود ولی الحمدلله، ما آخوندها ما روحانیت تشیع را از زمان پیغمبر اکرم تا الان آوردیم با این همه نبود امکانات و این همه دشمن زمان بنی‏امیه را حساب بکنید چه دشمن‏های زمان بنی‏عباس را حساب بکنید چه دشمن‏های و مخصوصاً این سنّی‏ها خیلی به ما بدی کردند به تشیع خیلی بدی کردند و بالاخره آوردیم مثل اینکه در جلسه قبل گفتم الان هم بگویم بالاخره ما مستضعف‏ها سر مستضعف‏ها ما هستیم یعنی ما همیشه اینجور بوده رئیس مستضعف‏ها هستیم نه مستکبرها منبرهای ما یا منبری‏های ما محراب‏های ما مریدهای ما همیشه مستضعف‏ها بودند بالاخره بدست ما آخوندها البته با مریدها به رهبری ولی عصر پرچم اسلام را روی کره زمین برافراشته خواهیم کرد این را شک هم نکنید «و نُریدُ و ان نَّمُنَّ عَلی الّذینَ استُضْعِفُوا فی الارضِ و نجعلهُم ائمّةً و نجعلهم الوارثین» حالا تمکن مالی نداریم تمکن قدرت نداریم و «نُمکن لهم ما فی الارض و نری فرعونَ و هامانَ و جُنودهُما منهم ما کانوا یحذرون»[3] از ما می‏ترسند کی فرعون صفت‏ها استکبار سیاست صفت‏ها حزب صهیونیست‏ها و از آنچه می‏ترسند به سرشان خواهد آمد این وعده خدا است لذا از نظر سیاسی هم از نظر اجتماعی هم همیشه ما آقا بودیم کار ما منش ما روش ما عالی بوده در حالیکه نخاله هم در ما زیاد است یکی از اهل دل خدمت حضرت ولی عصر(عج) رسیده بود آقا فرموده بودند من طلبه را دوست دارم من حوزه را دوست دارم گر چه بدهم در میان آنها هست همیشه بوده است یک وقتی در جلسه‏ای خدمت حضرت امام(ره) گفتند که می‏گویند هر چه هست زیر سر این آخوندها است ایشان فرمودند درست می‏گویند درست است برای اینکه شیخ انصاری، صاحب جواهر، شهید اول و دوم ها زیر سر این عمامه‏ها است میرزا علی محمد بهای و... اینهم زیر این عمامه‏ها است قبول داریم نخاله داریم خیلی هم ضرضر دارد «اذ افسد العالِم فسد العالَم» خیلی اتفاقاً من خیال می‏کنم از زمان سقیفه بنی‏ساعده آن آخوندهای ناباب برای ما ضرر داشتند شمر ابن ذالجوشن برای ما ضرر نداشته است سنّی‏ها با آن همه بدیشان استکبار جهانی با آن همه بدیها اینقدر برای حوزه‏ها بدی نداشت برای ما طلبه‏ها که آخوندهای ناباب ضرر دارند این هم هست در حالیکه این مانع را هم داشتیم مانع هم خیلی بزرگ اما الحمدللَّه تا روز قیامت هم بگوئیم الحمدللَّه یک در میلیون هم شکرش را نکردیم اینکه تشیع مرهون ما است در روز قیامت هم بگوئیم الحمدللَّه یک در میلیون هم شکرش را نکردیم اینکه تشیع مرهون ما است در روز قیامت می‏توانیم به حضرت زهرا(س) عرض بکنیم که آقا تشیع مال تو و این تشیع تو را ما حفظ کردیم در هر زمانی این تشیع تو را ما ترقی دادیم در هر زمانی الحمدلله همیشه در ترقی بوده اینرا به حضرت زهرا بگوییم چه افتخاری بالاتر از این در روز قیامت به حضرت زهرا بگوئیم زهرا جان شخصیت تو مرهون ما است خدا را قسم می‏دهم به حق حضرت زهرا در این روز عید به حق امام جواد که پروردگار عالم به دست حضرت زهرا یک عیدی به تشیع مخصوصاً مردم ایران و به ما طلبه‏ها به ما داده بشود.

و السلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.

سوره فصلت، آیه 33.

سوره مائده، آیه 32.

سوره قصص، آیه 6.