***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > ویژگی‏های مبلّغین و شرایط تبلیغ  

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»

موضوع: ویژگی‏های مبلّغین و شرایط تبلیغ

تاریخ: 27/ 10/ 1374

در پنجمین مجمع مبلغین اصفهان

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح‏لی صدری و یسّرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

کار ما طلبه‏ها مخصوصاً مبلغین ما از نظر قرآن، کار انبیاست. الذین یبلّغون رسالات اللَّه...[1] و این آیه شریفه در قرآن تکرار شده است. هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهمء ایاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه...[2] لذا کار کار مقدّسی است و معلوم است مقدس‏تر از این کار نداریم. چنانچه از نظر پاداش معنوی هم پاداشی بالاتر از تبلیغ یا تحصیل علم، تدریس، تحصیل نداریم و این جمله‏ای که مرحوم محدث قمی در مفاتیح در شب‏های قدر از مرحوم صدوق رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه نقل می‏کند باید در نظر همه ما باشد. مرحوم صدوق در شب‏های قدر می‏فرماید در جلسه مشایخ بحث شد چه عملی افضل در شب قدر از همه اعمال است؟ صدوق می‏فرماید اتفاق مشایخ بر این شد که تحصیل علم در شب قدر بهترین اعمال است. از همین جهت هم بزرگان مقیّد بودند که شب نوزدهم، شب بیست و یکم و شب بیست و سوّم یک کار علمی داشته باشند. من در کلمات صاحب جواهر دیده‏ام که تاریخ می‏زند شب قدر. در کلمات استاد بزرگوار علّامه طباطبایی دیده‏ام در المیزان تاریخ می‏زند شب قدر و این تقیّد بزرگان به این که شب قدر مذاکره علمی باشد دلیل بر همان است که صدوق رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه فرموده است. لذا کار ما از نظر کاری کار انبیاء، فوق‏العاده تقدّس دارد. از نظر پاداش فوق‏العاده تقدّس دارد. از نظر مردم هم فوق‏العاده تقدّس دارد و تقدّسش پیش مردم مقدّم بر همه تقدّس‏هاست و اگر ما چیزی نداشتیم برای تقدّس کارمان جز آیه شریفه که می‏فرماید: «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» که امام صادق سلام‏اللَّه‏علیه آیه شریفه را معنا می‏کنند می‏فرمایند که معنای آیه این است که اگر بتوانیم یک نفر را بسازیم اگر بتوانیم آن حالت انحرافی را از یک کسی بگیریم مثل این است که جهان را زنده کرده باشیم. اگر یک کسی در شرف مرگ باشد شما او را از مرگ نجات بدهید یک خاطره شیرینی می‏شود برای شما و اگر از شما بپرسند یک خاطره شیرین‏ات را بگو همان خاطره نجات دادن کسی را از مرگ یادآور می‏شوی. امام صادق سلام‏اللَّه‏علیه می‏فرمایند اگر بتوانی یک کسی را نجات بدهی از جهل از شیطان از نفس امّاره. سازندگی تو مثل این است که جهان را زنده کرده باشی. بنابراین کار ما بطور ناخودآگاه از نظر مردم مقدّس است و از نظر قرآن بطور خودآگاه. فکأنما احیا الناس جمیعاً[3] است و از نظر فقها عملش از هر عملی حتی در شب قدر بالاتر است چیزی که همه‏مان باید توجّه به آن داشته باشیم این تبلیغ شرایط دارد و این شرایط تبلیغ را همه‏مان باید مراعات کنیم. که اگر یکی از این شرایط نباشد، بعضی از این شرایط نباشد ضررش بیش‏تر از نفعش است. برای اینکه اگر خدای نکرده ما بواسطه نداشتن شرط تبلیغ یک کسی را منحرف کنیم ابهّت اسلام را، ابهّت تقدسات دین را از دل او ببریم قرآن می‏فرماید گناهش مثل این است که جهان را کُشته باشیم. من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا...[4] امام صادق سلام‏اللَّه‏علیه آیه را معنا می‏کند می‏فرماید معنای آیه این است که اگر کسی کسی را منحرف کند مثل این است که جهان را کشته باشد. شرط اوّلی که ما طلبه‏ها در تبلیغ باید داشته باشیم علم است. مراد از علم در اینجا این نیست که خوب فقه و اصول بداند. تسلط بر معارف اسلامی داشته باشد، تسلّط بر علم کلام و امثال اینها داشته باشد این علمی که الان می‏گویم یعنی ممبر این پر محتوا باشد. بررسی کرده باشد. اگر نسبت می‏دهد به قرآن به امام صادق(ع) درست باشد و از ممبر این مخصوصاً جوان‏ها استفاده کنند. از ممبر این عموم مردم - استفاده کنند - تبلیغ ما طلبه‏ها مربوط به یک صنف خاصی نیست. معمولاً پای ممبر ما زن‏های بی‏سواد مردهای بی‏فرهنگ، مردم کوچه و بازار، مردم دانشگاهی جوانان پر شور، اینها همه هستند و باید از باغ یک ساعت صحبت شما همه استفاده کنند. به این می‏گوئیم علم برای مبلّغ و این مطالعه می‏خواهد.

من از همه شما عزیزان تقاضا دارم بی‏مطالعه ممبر نروید. یکی از بزرگان گفته بود من جلسه یک ساعته که می‏خواهم اداره کنم هشت ساعت مطالعه می‏کنم. در حالی که این جمله‏ای که برای من نقل کردند از آن شخص، آن شخص یکی از ممبری‏های خوب و ممبر پر محتوا داشت. اگر راستی انسان بخواهد صحبتش باغی باشد که برای همه مفید باشد از میوه آن باغ همه استفاده کنند باید مطالعه کند. گفته‏هایش بررسی شده باشد. از کتابهای معتبر گرفته شده باشد. از اینکه یکساعت سر مردم را گرم کند بپرهیزد. باید عقل مردم، دل مردم را گرم کند و این کار می‏خواهد. این شرط اوّل است.

شرط دوّم تقواست. این آیه شریفه را همه باید توجّه داشته باشیم به معنایش هم توجّه داشته باشیم. لِمَ تَقُولُونَ ما لاتَفْعَلُونَ - کَبُرَ مقتاً عنداللَّه أن تقولوا مالاتفعلون[5] گناه بزرگی است اگر یک مبلّغ تقوا نداشته باشد، و معنایش این نیست که حالا که تقوا نداری نگو - نه - معنایش این نیست حالا که عمل به گفته‏هایت نمی‏کنی، تبلیغ نکن. تبلیغ باید کرد. از اوجب واجبات است. این آیه نفر می‏دانید که از نظر تأکید در وجوب خیلی بالاست. فلو لانفر من کل فرقه منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرون.[6] که «لعلهم یحذرون» هم یک گرمی خاصی به ما می‏دهد که بدانید گفته‏های شما اثر دارد امّا تَفَقُّه می‏خواهد. علم می‏خواهد. لذا این آیه به ما می‏گوید باید بگوئیم. باید آنچه داریم منتشر کنیم. امّا شرطِ این، این است که خود عامل باشیم. خود متقی باشیم. باید تحصیلِ شرط کرد. نه اینکه یک کسی بگوید من تقوا ندارم پس نباید بروم. باید رفت در روز قیامت یک سؤال می‏شود از طلبه چرا تبلیغ نکردی؟ خوب اگر تبلیغ نکرده باشد جهنم است. اگر تبلیغ کرده باشد سؤال دوّم از او می‏شود. چرا متقی نبودی؟ (اگر متقی نباشد.) ولی اگر تبلیغ کرده باشد با تقوا هم باشد که معلوم است جای او پیش آن کسی است که کار او را انجام داده است. یعنی پیش پیغمبراکرم(ص)، پیش ائمه طاهرین علیهم‏السلام و چیزی که به همه شما عزیزان تذکر بدهم این است که اگر تقوا باشد کلام اثر خاصی دارد. اگر تقوا باشد شما عزیزان حکومت بر دل دارید و ما طلبه‏ها تا حکومت بر دل‏ها پیدا نکنیم نمی‏توانیم کار کنیم. تحمیل و زور و امثال اینها این‏ها اسلحه ما نیست. اسلحه ما حکومت بر دلهاست و اگر بخواهیم حکومت بر دل‏ها پیدا کنیم باید متّقی باشیم. ان الذین امنوا و عملو الصالحات سیجعل لهم الرحمن وُداً. اگر می‏خواهی محبت‏ات در دل دیگران ریخته بشود حرفت در دل‏ها نفوذ کند باید ایمان توأم با تقوا [داشته باشی] باید یک مؤمن واقعی باشی. من أراد عزاً بلاعشیرة و هیبتاً بلاسلطنة فلیخرج من ظُلّ معصیت اللَّه الی عزّ طاعته اگر می‏خواهی ابهت داشته باشد خودت و کلامت. اگر می‏خواهی عزیز در دل مردم باشد خودت و کلامت باید لباس ذلّت معصیت کنده بشود لباس عزت تقوا پوشیده بشود کار درست می‏شود. بدون تقوا نمی‏توانیم کار بکنیم، بدون تهذیب نفس حرف‏های ما تأثیر ندارد. لذا شرط دوّم برای ما طلبه‏ها در تبلیغ تقواست.

شرط سوّم عقل است. مراد از عقلی که اینجا که می‏گوئیم آن عقل فلسفه نیست که میوه‏اش فکر است. مراد از عقل در اینجا عقلِ اجتماعی است که معنای عقل اجتماعی این است که فصاحت و بلاغت داشته باشد. معنای فصاحت و بلاغت این است که علاوه بر اینکه خوب حرف می‏زند حرفِ خوب بزند. حرفِ به جا بزند. در هر مجلسی مواظبت کند چه باید بگوید. با هر کسی توجّه داشته باشد چه جور باید صحبت کند. اگر مجلس او یک مجلس جوانهای پر شور دانشجوست طرز صحبت کردن با اینها خیلی فرق می‏کند تا اینکه پای ممبر چند نفر پیرزن یا پیرمرد باشد. آنجا که پیرزن و پیرمرد است باید بالاترین چیز را گفت و آن مسأله [است]. مسأله گفتن کار مشکلی است و مسأله فهمیدن [کاری است] مشکل‏تر. عقل این‏ها دل این‏ها را سیراب کرد. اگر نمی‏تواند عقل این‏ها را سیراب کند با اخلاق دل این هار ا سیراب کند. آن اخلاق وجدانی‏شان را که تحریک شده است سیراب کند. در مجالس عمومی عقل می‏گوید آقا ریاست مال تو در صحبت کردن، جلسه را قبضه کن. نگذار حرف مالایُعنی زده شود. آن هم شب ماه مبارک رمضان که شب دعا و راز و نیاز با خداست. جلسه را قبضه کن به چی؟ ببین افراد جلسه چی می‏خواهند. قبل از آنکه وارد حرف‏های مالایُعنی یعنی حرفهایی که نه نتیجه دنیا دارد نه نتیجه آخرت بلکه قطعاً این حرفها در ضمنش ضرر دارد هم ضرر اجتماعی دارد هم ضرر دینی دارد. قبل از این جلسه را قبضه کن. اگر مردم عادی هستند مثلاً به یک کدام بگو که تیمم کن ببینم بلدی تیمم کنی یا نه؟ از یک کسی مسأله‏ای بپرس ببین بلد هست یا نه؟ نه بالاتر از این‏ها یا مثل همین‏ها. به قول امیرالمؤمنین طرائف الحکم را، یک روایتی در نظر بگیر برو تو جلسه مردم را مشغول کن به روایت. خوب می‏دانید که کلام اهل‏بیت(ع) نور است. همین جا این جمله را به همه‏تان عرض کنم. تقاضا دارم این زیارت جامعه را هر روز، لااقل هفته‏ای یک روز بخوانید. کلامُکم نور و امرکم رشد و وصیتکم التقوی و فعلکم الخیر و عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم.

این کلامُکم نور و فعلکم تقوی این‏ها خیلی معنا دارد. با یکی از روایات که شیرین است. همه روایات شیرین است. جلسه را قبضه کن. به این می‏گویند عقل. در ممبر مواظب باش که این جمله که می‏گویی آیا استفاده اجتماعی دارد یا نه؟ قبل از گفتن باید فکر کرد. فرق بین عاقل و احمق همین است. که عاقل اوّل فکر می‏کند بعد می‏گوید. احمق اوّل می‏گوید بعد فکر می‏کند. بعد ضررش را توجّه می‏کند. ما وقتی که - مخصوصاً روی ممبر - می‏خواهیم چیزی را بگوئیم باید ببینیم از این جمله چه کسی استفاده می‏کند؟ اگر دشمن از این جمله استفاده می‏کند خوب نگوئیم. اگر مفید برای دوست است و کوبندگی برای دشمن دارد بگوئیم. مواظب باشیم در وضع فعلی طرز گفتن ما جوری باشد که نفع برای اسلام داشته باشد نه نفع برای دشمن و من از همه‏تان تقاضا دارم این عقل را که مقدم بر شرط اوّل و دوّم است مراعات بکنید. استاد بزرگوار ما حضرت امام رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه بارها و بارها به ما یک قضیه‏ای می‏گفتند. مخصوصاً در اواخری که مثل الان درس‏ها تعطیل می‏شد آقایان می‏خواستند متفرق بشوند تذکّر می‏دادند می‏گفتند در زمان مرحوم میرزای بزرگ یک طلبه‏ای را مرحوم میرزا فرستادند برای تبلیغ در یک شهری. او بد درآورد. نتوانست تبلیغ کند. آقای آن شهر که مرد واردِ عالمی بود یک نامه نوشت برای مرحوم میرزای بزرگ. به مرحوم میرزا گفت آقا! مبلغ تو باید سه تا شرط داشته باشد. عالم باشد متدین باشد عاقل باشد. بعد آن آقا به مرحوم میرزا گفته بود اگر نمی‏توانی این سه شرط را احراز کنی یک کسی را بفرست که متدین باشد عاقل باشد و اگر نمی‏توانی این دو شرط را احراز کنی یک کسی را بفرست که عاقل باشد. دین ضربه نخورد از اثر گفتارش. از اثر کردارش و انصافاً حرف این آقا، نامه این آقا به مرحوم میرزای بزرگ نامه پر محتوایی بوده تقاضا دارم بالاتر از علم - که خیلی لازم است - بالاتر از تقوا - که لازم‏تر است - اینکه در مجالس خصوصی، در مجالس عمومی روی ممبر مواظب زبانتان باشید که چه می‏گوئید، عقل‏پسند است یا نه؟ شرع‏پسند است یا نه؟ و اینکه آیا حلقوم من بلندگو برای امریکاست یا نه؟ برای اسرائیل است یا نه؟ و آیا این حرف مفید برای اسلام است یا نه؟

مطلب دیگری که باید تذکر بدهم اینکه ماه مبارک رمضان ماه دعا، ماه قرآن ماه رابطه با خداست و معلوم است خود شما رابطه با خدا دارید. معلوم است خود شما قرآن زیاد می‏خوانید.

 

خود شما دعا زیاد می‏خوانید؛ مردم را دعاخوان، قرآن‏خوان و اینکه رابطه پیدا کردن با خدا بار بیاورید و علاوه بر اینکه دعا و قرآن خیلی ثواب دارد و از نظر قرآن، خواندن قرآن، حالا معنایش را نفهمد. خواندن دعا، رابطه با خدا، ولو معنایش را نفهمد بالاترین ثواب‏هاست و از نظر قرآن الآن وقت دیر است نمی‏توانیم بیشتر با شما مباحثه کنم، از نظر قرآن آیه‏ای در قرآن است مربوط به خواندن قرآن، خواندن دعا که اینها منحصر به فرد است از نظر تأکید. علاوه بر این‏ها یک چیزی تو کار است که باید توجّه به او داشته باشیم و آن این است دعا، قرآن، رابطه با خدا رقت قلب می‏آورد و اگر شما بتوانید دهه اوّل، دهه دوّم رقت قلب بدهی به مردم، دهه سوّم به خوبی می‏توانید کار خودتان را بکنید. اگر سنگدل باشد نمی‏شود کار کرد.

بنابراین تا می‏شود در ممبرها، رقت قلب، نورانیت، رفع قساوت و سنگدلی از مردم بکنید و بهترین صیقل‏ها دعا، قرآن و رابطه با خداست. در مجالس به خواندن قرآن به خواندن دعا و راز و نیاز خیلی اهمیت بدهید. این دعاها که کارخانه آدم‏سازی است. همانطور که قرآن یک کلام نازل است و کارخانه آدم‏سازی، همین طور دعا یک کلام صاعد است و مکالمه با خدا و یک کارخانه آدم‏سازی. قرآن و مفاتیح محدث قمی رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه دوتا کارخانه آدم‏سازی هستند. دوتا کارخانه دل‏سازی است. دعای ابوحمزه را وادارید دیگران بخوانند خودتان زیاد بخوانید در این دعای ابوحمزه یک دنیا معرفت خوابیده است. مطلب سومی که همه‏مان باید توجّه داشته باشیم اینکه دهه فجر این مصادف شده با ماه مبارک رمضان و این دهه فجر را همه باید اهمیت بدهیم. این یک سرمایه است برای ایران. از همین جهت هم شما می‏بینید تا حال نشده 22 بهمن کوبندگی برای دشمن نداشته باشد. تا حال نشده حالا یا خود مردم به طور ناخودآگاه می‏کوبند دشمن را با بودِ در صحنه‏شان یا امام زمان(عج) یا هر دو. بالاخره 22 بهمن کوبندگی برای دشمن است. یکسال تبلیغ می‏کنند. خودشان هم گفته‏اند گفته‏اند ما یکسال تبلیغ می‏کنیم میلیاردها خرج می‏کنیم امّا ناگهان یک 22 بهمن تمام خرج‏های ما خنثی می‏شود تمام تبلیغات ما از بین می‏رود. این اگر خود مردم‏اند ما باید به این فکر اهمیت بدهیم و احترام قائل شویم. حالا الیعاذباللَّه کسی در میان ما باشد دهه فجر را قبول داشته باشد یا نداشته باشد، انقلاب را قبول داشته باشد یا نداشته باشد ما برای مردم داریم ممبر می‏رویم و مردم دهه فجر را اهمیت می‏دهند. اگر هم امام زمان(عج) است که حتماً امام زمان(عج) است و دست عنایت او وامی‏دارد این جور مردم ایران در صحنه باشند خوب ما باید دیگر به آقایمان اهمیت بدهیم و این دهه فجر که مصادف با ماه مبارک رمضان شده باید امتیازهای این نظام را، باید خوبی‏ها را که مردم خودشان می‏دانند گوشزد کنیم.

یک جمله‏ای مقام معظم رهبری چند روز قبل داشتند تقاضا دارم این جمله فراموش نشود که نظیرش زیاد است. من الآن نظیر این جمله‏ای که مقام معظم رهبری گفتند اگر بخواهم دو سه ساعت نظیرش را برای شما بگویم دارم. ایشان می‏فرمود که در زمان رضاشاه پانزدهم شعبان شد. آن شور ایران. رضاشاه دیگر در آن اواخرش بود. شرکت کرد در یک جلسه‏ای. دید عجب شوری؛ نشده آنچه می‏خواسته پیاده بشود. آخوند درباری‏اش را خواست به آخوند درباری‏اش گفت این چی است؟ این چه افتضاحی است؟ این چه خرافتی است؟ مگر بنا نشد این خِرافت‏ها را شما از ایران بردارید. آن جواب داد آقا نمی‏شود. کردیم نشده، مو مو جلو رفتیم امّا نشده، هرچه می‏کنیم ناگهان پانزدهم شعبان می‏شود می‏بینیم مردم شورشان از سال گذشته بیشتر شده است. خوب راستی رضاشاه بعدش بیشتر محمدرضا چی می‏خواستند؟ خوب اگر راستی رفع تشیّع. خوب این نظام که لااقل کار آنها را خنثی کردند. کمِ کم. وقتی چنین باشد - گفتم هم - معلوم است امام زمان(عج) دست عنایتش روی این نظام است. خوب ما طلبه‏ها که شاگرد امام زمان(عج) هستیم باید دست عنایتمان، دست ارادتمان روی این نظام باشد. به دهه فجر مخصوصاً به بیست و دوّم بهمن و تبلیغ کردن به اینکه مردم شرکت بکنند در مجالس. مخصوصاً مردم شرکت بکنند در آن شعار مهمّی که کوبندگی برای دشمن دارد.

 

حرف دیگرم مربوط به انتخابات است. انتخابات در بعضی جاها یک امتیاز است. ما سراغ داریم حتی در بعضی از شهرهای اصفهان اینکه تقریباً صد نود به بالا شرکت کردند. در اصل انتخابات. حالا کی انتخاب بشود آن معلوم است اصلح و هر که تشخیص می‏دهد. آن الآن مربوط به من و شما نیست. مربوط به خود مردم است. اصل شرکت در انتخابات. متأسفانه در اصفهان این موجب سرافکندگی بوده است. یعنی حتی مثلاً در انتخابات دوره قبل صدِ سی مردم اصفهان شرکت داشتند و این تقصیر کی است؟ و اگر کسی بگوید یکی از تقصیرها یا بعضی از تقصیرها، تقصیر روحانیت است شاید اشتباه نکرده باشد و اگر صدِ سی مردم شرکت در انتخابات بکنند بالاخره یک وکیلی در مجلس می‏رود. نمی‏شود که وکیل مجلس نرود. همان آقایی که العیاذباللَّه علیه انتخابات صحبت می‏کند بالاخره نمی‏تواند کار بکند، یک آقایی می‏رود مجلس، مجلس اسلامی هم تشکیل می‏شود. امّا این شرکت نکردن اصفهان که برای این انقلاب سرافرازی بوده است دارالمؤمنین است. این اصفهانی که مقدم بر همه شهرهاست از نظر علمی، از نظر هوش و عقل، از نظر تقید به ظواهر شرع، دشمن بگوید سی درصد مردم اصفهان در صحنه‏اند؟!!

سرافرازی برای دشمن، این معلوم است صلاح نیست و من امیدوارم که إن‏شاءاللَّه همه‏مان راجع به شرکت در اصل انتخابات کار بکنیم. گوشزد بکنیم. امتیازش را بگوئیم. آن چیزی که الآن در نظر من است این است که امریکا، اسرائیل، دشمن‏های داخلی و خارجی اینها خوشحال نشوند. از کارهایمان اسرائیل خشنود نشود. این جمله حضرت امام رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه را فراموش نکنید که ایشان بارها می‏فرمودند که ببین امریکا چه می‏گوید. هرچه امریکا می‏گوید بکن [شما] ضد او بکن.

این یک حرف حساب شده‏ای است. شما همه‏تان می‏دانید که الآن چندین میلیارد دلار امریکا خرج می‏کند برای اینکه این ایران را بکوبد. شما همه‏تان وارد این قضایا هستید می‏دانید که وضع رسیده به اینجا که این خیلی برایش ضرر دارد ولی چاره‏ای ندارد که بکند بیست میلیون دلار، برای اینکه خرابکاری در ایران بکند. خوب الان وضع ما رسیده به اینجا. در سنای امریکا قانون وضع می‏کند تصویب می‏کند بیست میلیون دلار برای اینکه خرابکاری در ایران بکند. خوب اگر ما بواسطه گفتارمان بمب بشویم برای نظام. خوب معلوم است این همسو با امریکاست. معلوم است از نظر دین جایز نیست از نظر عقل جایز نیست و از نظر مردم هم جایز نیست. جایز نیست دیگر و شرکت در اصل انتخابات برای همه ما لازم است. همینطور که مراجع معظم تقلید هم همیشه در هر انتخابی شرکت می‏کردند و ما سراغ نداریم در یک انتخاب مراجع معظم تقلید قم شرکت نکرده باشند. همه مراجع از زمانی که این انقلاب پیروز شد تا الان شرکت در انتخابات را داشته‏اند. چه انتخابات مجلس چه انتخابات دیگر. همین هم دلیل بر این است که همین طور که حضرت آیت‏اللَّه العظمی آقای گلپایگانی در وصیت‏نامه‏شان نوشته‏اند اصلِ انتخابات، اصل نظام، اصل کلیات؛ مطلوب همه باید باشد و هست و ما باید بواسطه گفتارمان، بواسطه کردارمان، یک دفعه خدای نکرده این تقدس را کمرنگ نکنیم و من می‏توانم بگویم که تقدس نظام را کمرنگ کردن گناهش بزرگ است و امّا راجع به خصوصیات آن مربوط به خود شما و مربوط به مردم.

چون طول کشیده، چندتا حرف داشتم دیگر بیش از این مزاحم نمی‏شوم و از همه‏تان التماس دعا دارم و با عدم قابلیت به همه‏تان دعا می‏کنم. چیزی که باید از همه‏تان تشکر کنم اینکه من همیشه دلم برای روحانیت اصفهان می‏سوخته، مخصوصاً این مدتی که اینجا آمدم می‏بینم که این روحانیت اصفهان از نظر استعداد خوب است. از نظر هوش خوب است. از نظر فعالیت، بودِ در صحنه خوب است و بالاخره یک روحانیتی است که امام زمان(عج) می‏پسندد. امّا از آن طرف هم محرومیت در روحانیت اصفهان زیاد است و این مرا خیلی ناراحت کرده ان‏شاءاللَّه دعا کنید با یکدیگر نه من. با یکدیگر بتوانیم این محرومیت‏ها را به اندازه وسعمان هرچه زودتر زائل کنیم ان‏شاءاللَّه. من از همه شما، از فعالیت‏تان، از بودِ در صحنه‏تان، از عقل و شعورتان، از دینتان و از اینکه راستی مهیّای برای ترویج دین، مهیّای برای تحصیل هستید تشکّر می‏کنم. مثل اینکه شیرینی هم آوردند. این هم شیرینی آخر درس. بخورید متفرق شوید.

و السلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.

-

سوره الاحزاب، آیه 39.

سوره الجمعه، آیه 2.

سوره المائده، آیه 32.

سوره المائده، آیه 32.

سوره الصّف، آیه 2 و 3.

سوره التوبة، آیه 122.