***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > وظایف روحانیون در ماه مبارک رمضان‏  

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»

موضوع: وظایف روحانیون در ماه مبارک رمضان‏

تاریخ: 12/ 10/ 1375

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح ‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

چون که این جلسه جلسه آخر راجع به اخلاق است و هفته دیگر چهارشنبه مباحثه نیست و تا دوشنبه ظاهراً بیشتر مباحثه نیست لذا چون جلسه آخر است یک مقداری راجع به وظیفه ما در ماه مبارک رمضان صحبت کنم. و این وظیفه منقسم به دو قسم می‏شود یک قسمت وظایف شخصی یک قسمت هم وظایف صنفی و نوعی است. یعنی مواظبت از گفتار و کردارمان، از منبرمان، از جماعتمان، از مسجدمان،... راجع به وظایف شخصی این روایت شریف را همیشه باید همه‏مان در نظر داشته باشیم. که از پیغمبر اکرم(ص) نقل می‏کنند که می‏فرمایند: «الا إن فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها» نسیم‏های رحمت می‏وزد - حتماً می‏وزد - و خود را در معرض این نسیم‏ها قرار بدهید و این سه ماهه یعنی ماه رجب، ماه شعبان مخصوصاً ماه مبارک رمضان برای خودسازی خیلی مؤثر است. «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون» اگر حس پرهیزگاری می‏خواهید روزه بگیرید و این روزه در اسلام چه واجب چه مستحب خیلی اهمیت دارد. شما مفاتیح محدث قمی را مطالعه کنید در اعیاد و همچنین روزهای عزا، دو سه چیز اهمیت داده شده است که در همه اعیاد این دو سه چیز هست، یکی غسل و یکی روزه و یکی زیارت اباعبداللَّه الحسین(ع) و می‏بینید که به این روزه این قدر - شاید مثلاً در مفاتیح بیش از هزار مورد سفارش شده به روزه مستحبی - خوب اینکه روزه مستحبی‏اش است با آن همه ثواب‏ها که ذکر شده دیگر معلوم است روزه واجبی هم سازندگی‏اش بیشتر است. - چون واجب است دیگر - و هم ثوابش بیشتر است و انسان می‏تواند در ماه مبارک رمضان راستی روز عید عیدی بگیرد. ما اصلاً دو تا عید در اسلام بیشتر نداریم. عید اسلامی، یکی عید فطر یکی عید اضحی و هر دوی آنها برای این است که ماه مبارک رمضان تمام شده است، عید است - یعنی انسان عیدی می‏گیرد از خدا، چون ماه مبارک رمضان او را آدم کرد. عید اضحی هم همین است چون این بواسطه اعمالی که به جا آورده آدم شده لذا برای او عید شده است. و مسلّم است که روز عید خوب می‏شود عیدی گرفت اگر مواظبت بکنیم عالی می‏شود. و این روایت «من اخلص للَّه اربعین یوماً» اگر بتوانید مراعات بکنید «جرأت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» یعنی کم‏کم انسان همان اواخر ماه مبارک رمضان اگر روزه باشد می‏بیند الهامات را. می‏بیند روشنایی‏ها را، حالا اگر نرسد به آنجا که چشم و گوش و دل بصیرت پیدا بکند ولی مسلم است که «جرأت ینابیع الحکمه من قلبه إلی لسانه» و بیائید و تجربه کنید. یعنی این ماه مبارک رمضان را تجربه کنید و ده روز بعدش یا ده روز قبلش. امّا برای خدا یعنی هیچ چیز و هیچ کسی در این عبادت در نظر نباشد جز خدا. کار مشکلی است. امّا راستی اگر کسی بتواند «من اخلص للَّه» که این دیگر معنایش این است که برای دنیا نه، برای رفتن بهشت و نرفتن جهنم هم نه، و بالاخره فقط برای خدا. البته روزه خواص. من یک تقاضا از همه شما دارم اینکه در ماه مبارک رمضان فقط این طور نباشد که از مبطلاتی که در رساله نوشته پرهیز کنید. معمولاً شماها غیرعوام مردم هستید دیگر اقلاً روزه خواص بگیرید. شما از خواص هستید چون از خواص هستید روزه خواص بگیرید یعنی روزه‏ای که به شما بخورد. نگذرید از این روایاتی که داریم دروغ گفتن روزه را باطل می‏کند. غیبت کردن روزه را باطل می‏کند. مرحوم صاحب وسائل در وسائل روایاتش را نقل کرده چشم‏چرانی روزه را باطل می‏کند و بالاخره گناه روزه را باطل می‏کند. حالا به خاطر اینکه روایات دیگر داریم هرچه داریم فقها حملش می‏کنند بر نفی مرادشان از اینکه روزه را باطل می‏کند یعنی روح روزه را از بین می‏برد. الا در دروغ به خدا و پیغمبر(ص) که آنجا اختلافی است که آیا مثل دروغ معمولی است یا راستی روزه را باطل می‏کند و موجب قضا و کفاره است. ولی بالاخره این روایات می‏گوید غیبت روزه را باطل می‏کند. دیگر این روزه روزه نیست که «جرأت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه». موقع افطار حتماً یک دعای مستجاب هست. در نماز هم این را داریم. الّا اینکه نماز باید با حضور قلب باشد آن حضور قلب پیدا شدنش مشکل است. که نمی‏شود دو رکعت نماز انسان بخواند راستی خود را در محضر خدا بیابد و ببیند. امّا در روزه دیگر اینطور نیست همین مقدار که از مبطلات پرهیز بکند خوب می‏شود روزه. وقتی چنین باشد اگر انسان بتواند اصلاً و ابداً گناه در ماه مبارک رمضان نکند، زبانش و گوشش و چشمم کلید داشته باشد. خوب در روایات داریم اگر کسی یک روزه اینگونه بگیرد یک دعای مستجاب دارد. لذا ما می‏توانیم سی دعای مستجاب از پروردگار عالم بگیریم و نباید فکر این را ما بکنیم که ما اجتناب از مبطلات می‏کنیم، نه روزه ما باید روزه خواص باشد. آنهایی که روزه اخص الخواص می‏گیرند یعنی دیگر دل راستی روزه است. دل جایی نمی‏رود جز پیش خدا، در دل کسی نیست جز خدا، خوب این مشکل است این مثل همان حضور قلب است. ممکن است در میان شما عزیزان افرادی باشد که هم در نماز حضور قلب داشته باشند هم در روزه یعنی راستی در ماه مبارک رمضان روزش و شبش در دل او چیزی نباشد جز خدا، حالا این را بگوئید روزه اخص الخواص مشکل است. امّا نمی‏شود این را بگوئیم که ما طلبه‏ها روزه خواص را هم نداشته باشیم. این یک ظلم است. ظلم به طلبگی است ظلم به روحانیت است. ظلم به امام زمان(عج) است ظلم به خداست.

انصاف این قضیه این است که یک طلبه در ماه مبارک رمضان غیبت کند؟! یک طلبه در بین مردم بنشیند آنها غیبت کنند این هم گوش دهد و این هم شریک گناه آنها شود. خوب معلوم است این ظلم به امام زمان(عج) است این ظلم به روحانیت است و مقدم بر همه چیز ظلم به خودش است. و ما در ماه مبارک رمضان روزه خواص نداشته باشیم دیگر خیلی بد است. خیلی زشت است. و از همین الآن تصمیم بگیرید إن‏شاءاللَّه این سی تا روزه روزه خواص باشد. اگر روزه اخص الخواص نباشد روزه خواص باشد. هر کدام از شما نماز شب می‏خوانید که الحمدللَّه قدرش را بدانید. برای اینکه زود از انسان گرفته می‏شود ممکن است با یک غیبت با یک زخم زبان با یک چشم‏چرانی که ضرر برای نوع داشته باشد این نعمت عظمی گرفته شود. هر کدام از شما که می‏خوانید که خیلی خوب، هر کدام العیاذباللَّه نمی‏خوانید اقلاً در ماه مبارک رمضان این نماز شب را بخوانید. چهل تا نماز شب در زندگی انسان خیلی تأثیر دارد. خیلی تأثیر دارد. من تجربه کرده‏ام. دیگران تجربه کرده‏اند. چهل روز چهل روزه و راستی چهل روز برای خدا. «من اخلص للَّه اربعین یوماً» این «جرأت ینابیع الحکمه...» تجربه شده است. تجربه کرده‏اند به ما گفتند. ما تجربه کردیم رفقا تجربه کرده‏اند و بیائید تجربه کنید. تجربه کنید. بنابراین در ماه مبارک رمضان دیگر نماز شب نخوانید ظلم است. این جمله امام زمان(عج) را فراموش نکنید که فرموده بودند ننگ است برای طلبه نماز شب نخواند. انصاف قضیه هم این است که قبیح و ننگ است. لذا در ماه مبارک رمضان باید باشد. حتماً ماه مبارک رمضان خیلی قرآن بخوانید. حالا اگر هر سه روز نمی‏شود یک ختم قرآن، هر ده روز اقلاً بشود و نگوئید کار دارم. اینها توجیه غلط است.

و دیگر معمولاً هم در قرآن روان هستید به یک ساعت سه جزء قرآن خوب می‏شود خواند. اگر تدبّر داشته باشید دو جزء قرآن می‏خوانید. و این را توجّه داشته باشیم که اگر در قرآن خسته شویم دلیل بر شقاوت ماست. برای اینکه خواندن قرآن وقتی می‏رسید به «یا ایها الذین امنوا» لبیک یعنی خدا با زبان شما دارد با شما حرف می‏زند. این خیلی شقاوت می‏خواهد که انسان از این خسته شود. حالا شما راستی اگر خدمت امام زمان برسید - إن‏شاءاللَّه در بین‏مان هست یا پیدا می‏شود - حالا امام زمان(عج) دارد با شما حرف می‏زند یک ساعت دو ساعت سه ساعت خسته می‏شوید؟ در حالی که امام زمان(عج) عبدی است و افتخار عبدی است. و ما این همه عشق به امام زمان(عج) می‏ورزیم بخاطر این است که عبد صلاح خداست. خوب این خدا دارد با ما حرف می‏زند. دیگر اینها که چشم‏بندی نیست. کلام القرآن یعنی کلام اللَّه. خوب دارد با ما حرف می‏زند چرا خسته می‏شوید؟ این خسته شدن دلیل بر شقاوت ماست. دلیل بر بدبختی ماست دلیل بر قساوت ماست و نباید انسان با قرآن خسته شود. خسته شدن یعنی چه؟ در یکساعت سه جزء قرآن می‏شود خواند. با ترتیل هم بخوانید «و رتل القرآن ترتیلا» بله اگر آشنایی کامل با قرآن نداشته باشد آن وقت یک قدری مشکل می‏شود. همان هم مسلم در سه ربع یا یک ساعت می‏تواند یک جزء قرآن بخواند. بنابراین اقلاً و سه ختم قرآن در ماه رمضان باید بخوانید یک مقدار شب، یک مقدار روز و این قرآن را اهمیت بدهید. معمولاً ما شیعه اهمیت به قرآن خیلی نمی‏دهیم. سنی‏ها - اهمیت به محتوای قرآن نه ولی - قرآن خواندن را خیلی اهمیت می‏دهند.

خب لذا می‏بینید در مکه و مدینه اینها خیلی قرآن می‏خوانند. ولی ما اهمیت نمی‏دهیم. استاد بزرگوار ما علّامه طباطبایی در المیزان هم نقل می‏کنند به ما می‏گفتند که یکی از بزرگان اهل تسنن می‏گفت سنّی‏ها عترت را رها کردند، مسلمان نیستند از راه حدیث ثقلین. شیعه‏ها قرآن را رها کردند مسلمان نیستند از جهت روایت ثقلین. بنابراین یک مسلمان در میان مسلمانها نیست.

حالا راستی قرآن را ما شیعه‏ها رها کردیم. - شما طلبه‏ها نه، امیدوارم بین شما طلبه‏ها نباشد. آن هم من دیده‏ام که طلبه بلد نیست قرآن بخواند!! یعنی در قرآن غلط می‏خواند. حتی رسیده به آنجا که حمد و سوره‏اش غلط است و قرآن را روان نیست. حالا مسلّم در شما که این حرف‏ها نیست. ولی طلبه دیگر باید خوب قرآن بخواند. ترجمه بداند باید خوب آشنای به تفسیر باشد اگر برداشت از قرآن نداشته باشد ولی علی کل حالٍ خواندن قرآن را داشته باشد. این آیه که در سوره مزمل است را فراموش نکنید. مثلش را در قرآن با این تأکید نداریم. «فاقرءوا ما تیسر من القرآن» این قرائت را می‏خواهند. «علم أن سیکون منکم مرضی و اخرون یضربون فی الارض یبتغون من فضل اللَّه و اخرون یقاتلون فی سبیل اللَّه فاقرءوا ما تیسر منه» یعنی تا می‏توانی قرآن بخوان. خدا می‏داند که مریضی در همان حال قرآن بخوان. خدا می‏داند گاهی سرت شلوغ است. مثل اینکه آقا ده تا منبر دارد نماز جماعت دارد، سرش شلوغ است. مطالعه دارد، درس دارد، تا می‏شود قرآن بخوان. خدا می‏داند در خطّ مقدم جبهه هستی تیر مثل باران می‏بارد «فاقرءوا ما تیسر منه» این قرآن است. این سه تا امر روی آن است و ما این امرها را زیر پا می‏گذاریم. اقلاً در ماه مبارک رمضان بیائید این سه تا امری که در این آیه هست زنده‏اش بکنیم.

همچنین خواندن دعا؛ در این مفاتیح همه چیز هست. تمام اسرار شیعه در این دعاها هست. ائمه طاهرین(ع) نمی‏توانستند اسرار را بگویند، یا کسی را نداشتند، یا می‏ترسیدند، تمام اسرار در این دعاها هست. مسئله جبر و تفویض در این دعاها هست. یک دعا خیلی کوچک است ولی یک مرتبه می‏بینید مسئله جبر و تفویض در آن حل شده است، مسأله قضا و قدر را حل کرده، مسأله بداء را آورده مسئله رجعت را آورده، مسئله علم امام آمده، مسئله لقاء و فنای خدا آمده، دعای خیلی کوچک، همین دعای ابوحمزه ثمالی شما ببینید از اوّل تا آخر این دعا یک کتاب اخلاق است. راستی اگر از اوّل ابوحمزه تا آخر دقت کنیم می‏بینیم که یک جلد کتاب اخلاق است. خوب این دعاها را برای ما طلبه‏ها گفته‏اند. ما باید لذت ببریم از این دعاها. دعا چیست! حرف زدن با خدا. حالا شما خدمت امام زمان(عج) برسید با ایشان صحبت کنید خسته می‏شوید؟ یکساعت دو ساعت پنج ساعت؟ نه. ما توجّه نداریم که چکار می‏کنیم. لذا دعا یعنی کلام صاعد، قرآن یعنی کلام نازل. و نماز هم کلام صاعد است هم کلام نازل و ما نباید در اینها خسته باشیم یا جایی برویم. اگر الآن شما خدمت امام زمان(عج) باشید و آقا دارند با شما حرف می‏زنند آیا ذهن و قلب و گوش تان جایی دیگر می‏رود؟ در دعا و قرآن خواندن باید اینطور باشید و من تقاضا دارم در ماه مبارک رمضان به این دعا و قرآن خیلی اهمیت بدهید. خیلی سازندگی دارد.

اهل دل، علمای علم اخلاق، آنهایی که به جایی رسیدند خیلی سفارش به این دو چیز می‏کنند. دعا و قرآن، کلام صاعد و کلام نازل. این حرف خیلی دارد. من بیش از این مزاحم نمی‏شوم. همه شما می‏دانید. به شما تذکر می‏دهیم. پس بنابراین خلاصه این شد:

1- این ماه مبارک رمضان روزه بگیرید روزه خواص، همه اعضا و جوارح شما روزه باشد. خدا وعده داده است سی دعای مستجاب داشته باشید.

2- به عبادات اهمیت دهید. نماز شب، خواندن دعا، خواندن قرآن، نماز اوّل وقت با ادب نماز خواندن و بالاخره رابطه با خدا محکم باشد.

بله اسلام رابطه با خدا فقط، ندارد رابطه با مردم هم دارد. که الحمدللَّه دیگر غالب شما رابطه‏تان با مردم همین نماز جماعت و منبرتان هست و همین خدمت به خلق خداست که بالاترین خدمت به خلق خدا هم همین است که ثوابش هم این است که در این ماه مبارک رمضان اگر شما بتوانید یک نفر را بسازید. «من احیاها فکانما احی الناس جمیعاً.» بله قصد قربت را هم فراموش نکنید. مسجد بروید فقط برای خدا. تمرین کند. مشکل است امّا به تمرین آسان می‏شود. با آن خلوص چهل روزه آسان می‏شود. با خواست از خدا آسان می‏شود. نماز جماعت فقط برای خدا. حالا یک نفر پشت‏سر شما باشد یا یک میلیون نفر، باید برای شما فرقی نکند. چه فرقی می‏کند؟ خواص باشند یا عوام. شما برای خدا بخوانید. منبر بروید فقط برای خدا، برای اینها اینها به قول امام صادق(ع) می‏فرماید شیعیان ما اینها اولادهای ما و یتامای ما هستند و برای اینکه ما اولاد امام صادق(ع) را یتیم‏های اهل‏بیت(ع) را رسیدگی باید بکنیم باید منبر برویم برای اینها فقط برای خدا و چهل روز فقط برای خدا و رابطه با خدا، رابطه با مردم هم فقط برای خدا، یک عیدی گرفتن از خدا روز عید. «جرأت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» و امّا راجع به اجتماع‏مان در ماه مبارک رمضان معمولاً ما جلسات خصوصی داریم و در این جلسات خصوصی غیبت می‏شود. حالا غیبت سیاسی یا غیبت اجتماعی یا غیبت فردی، غیبت می‏شود. جلویش را باید بگیرید همسو نشوید. این همسو شدن با مرید خیلی ضرر دارد. و اگر جلوی غیبت را نمی‏گیرید لااقل بنمایانید که من ناراحتم از این غیبت. این واجب و لازم است و نهی از منکر است و نهی از منکر از الزم لازمات است بنمایانید. خود غیبت نکنید. معمولاً این مجالسی که حتی شما طلبه‏ها در مجلس هستید غیبت می‏شود. و خوب این «لایغتب بعضکم بعضاً أیحب احدکم أن یأکل لحم أخیه میتاً فکرهتموه»[1] این قرآن است و باید رعایت شود. نباید فراموش شود. یعنی سفره مرده‏خوری پهن شود و همه‏مان مرده بخوریم. یکی از اهل دل به من می‏گفت در یک جلسه‏ای غیبت کردند من شنیدم باید نهی می‏کردم نهی نکردم. شب خواب دیدم همان کسانی که داشتند غییبت می‏کردند پشت‏سر همان افرادی که غیبت می‏کردند آوردندشان، همه آنها آن سر می‏برید، شقه می‏کرد و به من می‏گفت بریز داخل دیگ و من دسته دسته می‏ریختم داخل دیگ و بنا بود اینها را ما بپزیم و بخوریم و من از خواب بیدار شدم. اینها مسلّم است از نظر قرآن و از نظر روایات اهل‏بیت(ع). یک روایتی حضرت امام(ره) بارها و بارها و هر سال مخصوصاً موقعی که می‏خواستیم متفرق شویم بین مردم برای ما می‏خواندند. که این روایت را امام حسین(ع) فرمودند، امام زین‏العابدین(ع) هم فرمودند: «الغیبة ادام کلاب اهل نار» غیبت نان خورش سگ‏های جهنم است. یعنی غیبت است که انسان را سگ می‏کند. جهنمی می‏کند. سگ جهنم می‏شود. آنجا غذا لازم دارد همان غیبت‏ها بعنوان گوشت گندیده می‏آورند در جهنم خورد غیبت‏کن می‏دهند.

 

غیبت‏های ما طلبه‏ها که تنها نمی‏شود یا با زن و بچه‏مان هستیم یا با مردم. دیگر دوجانبه می‏شود همین طور که راجع به زنهای پیغمبر دارد که اگر یک غیبت کردید دو غیبت برای شما حساب می‏کنند یکی گناه غیبت، یکی هم گناه اینکه ما ابهمت غیبت را از دلها بریدم. اهل علم را سست کردیم. لذا تقاضا دارم جلوی غیبت را بگیرید. مشکل هم هست. به مریدها برمی‏خورد امّا چاره‏ای نیست. باید در خانه نگذاریم غیبت شود، مرده‏خوری شود. دیگر شایعه‏ها که وامصیبتا. این حرفهای مالایُعنی، این مجالس ما معمولاً مالایُعنی است. یک حرفهایی می‏زنند گاهی از بازارشان، گاهی از کارشان، گاهی گله از اقتصاد و دولتشان، گاهی... که نه نتیجه دنیا دارد نه نتیجه آخرت خوب این فشار قبر دارد. روایت داریم که پیغمبر اکرم(ص) یک جوانی را به دست مبارکشان در قبر گذاشتند روی قبر را پوشاندند. مادرش آمد گفت دیگر برایت گریه نمی‏کنم چون بدست پیغمبر(ص) رفتی داخل قبر، بهشتی هستی. مادرش که رفت پیغمبر فرمودند قبر چنان فشاری به او آورد که استخوانهای سینه‏اش درهم شکسته شد. گفتند یا رسول‏اللَّه آدم خوبی بود امّا مالایُعنی زیاد داشت. یعنی وِروِر، مرتب حرف زدن و گفتن، «مایلفظ من قول الا لدیه رقیب عتیق» اینها را می‏نویسند دیگر. می‏نویسند و این مجالس ما مالایعنی زیاد دارد. اصلاً معنا ندارد مجلس را ما بدهیم دست دیگران. خوب همین طور که منبرش را ما باید برویم همین طور در جلسه هم که نشسته‏ایم جلسه را ما باید کنترل کنیم. تا می‏بینی می‏خواهد مالایُعنی بگوید به آن رفیق پهلویی بگو آقا تیمم کن ببینم بلدی تیمم کنی. آقا مجلس را به این سمت ببرید. خوب یک واجب هم هست. بگو یک قدری آب بیاورید من وضو بگیرم برای اینکه شما ببینید من درست وضو می‏گیرم؟ من می‏خواهم حمد و سوره‏ام را بخوانم شما ببینید اشکال دارد یا نه؟ یک مسأله جلو بیاور و بگو رساله را بیاورند در رساله آنرا بررسی کنید. زنتان، بچه‏هایتان هم اگر خواستند غیبت کنند به همین صورت عمل کنید. مخصوصاً در مجالس اگر جلسه را کنترل نکنید او غیبت می‏کند و گناهش در نامه اعمال شما نوشته می‏شود. یک چیز دیگری هم در آخر کار به شما بگویم و آن این است که این اختلاف آخوندی که همیشه بوده است و بد بوده است. بیائید و این اختلاف آخوندی را، حرف زدن پشت‏سر همدیگر را، مخصوصاً در میان عوام مردم، مخصوصاً در مجالس نداشته باشید. خدا لعنت کند این خط و خطبازی را. این چه خطی است؟ بیائید و نداشته باشید. یک مثال عوامانه‏ای برای شما بزنم از این مثال عوامانه برداشت بکنید که مردم روی کار و حرف ما حساب می‏کنند، دو تا طلبه برای رفتن منبر در دهی رفتند. این دو تا طلبه با هم خوب نبودند. (حالا شما که با هم خوب هستید.) امّا رفیق بودند. این آقایی که میزبان این دو طلبه در آن ده بود می‏خواست این‏ها را امتحان کند که چند مرده حلاج هستند در ماه مبارک رمضان می‏خواهند یک ماه در این ده منبر بروند چکاره هستند. لذا یکی از طلبه‏ها برای تطهیر بلند شد و رفت. صاحب منزل از او که مانده بود پرسید که این رفیقت چطور آدمی‏است؟ گفت این یک گاوی است هیچ چیز سرش نمی‏شود. بعد مدتی بعد آن طلبه برای تطهیر رفت. صاحب‏خانه دوباره از آن یکی پرسید این رفیقت چطور آدمی‏است؟ گفت این یک اُلاغی است هیچ چیزی حالی‏اش نیست. هیچی. دیگر حالا آمده اینجا. آن میزبان فهمیده موقع شام سفره انداخت سه بشقاب آورد. یک بشقاب برنج گذاشت جلوی خودش، یک بشقاب پنبه‏دانه گذاشت جلوی گاوِه و یک بشقاب جو گذاشت جلوی الاغِ. این‏ها ناراحت شدند چرا جسارت می‏کنی؟ گفت نه بابا. شما میهمان من هستید من میزبان هستم. بالاترین غذاها را باید برای شما بیاورم. من که شما را نمی‏شناختم خودتان خودتان را معرفی کردید. آن معرفی کرد دیگری گاو است و بهترین غذاها برای گاو پنبه‏دانه است و آن یکی معرفی کرد که دیگری الاغ است بهترین غذاها برای او جو است. من هم که آدم هستم بهترین غذاها برای من برنج است. مردم اگر گوش می‏دهند حرفهای ما را، این دلیل بر آن نیست که حالا مرا دوست دارد نه او را. نه، وقتی شما یک کسی را خراب می‏کنی اوّل خودت را خراب می‏کنی بعد او را.

 

اوّل روحانیت را می‏کوبی بعد به چیزهای دیگر می‏رسد. و بیائید روحانیت را نکوبید. بیائید دیگران را نکوبید که کوبندگی برای ماست. بدانید این حرف‏ها مورد رضایت امام زمان(عج) نیست و این هم که می‏بینی امام زمان(عج) خیلی به ما نظر لطفی ندارد برای خاطر همین روش و همین منش و کارهای ما است. بنابراین از همه شما تقاضا دارم در ماه مبارک رمضان چه در منبر چه در مسجد. دلم نمی‏خواهد از این حرفها بزنم. این حرف‏ها زشت است. ولی چرا باید دو امام جماعت در یک مسجد با هم اختلاف داشته باشند؟ چرا باید با هم بد باشند؟ چرا مریدهای این باید دشمن مریدهای آن باشند؟ این مرده‏شور عوام مردم را ببرد که اگر مرید من است دیگر باید دشمن آن باشد. اگر مرید اوست باید دشمن من باشد!!! این وضع نکبت‏باری است که ماها داریم. خوب چرا؟ همه‏مان که اهل علم هستیم. دو تا طلبه آمده‏ایم که یک مسجد را اداره بکنیم. آمده‏ایم یک دهی را اداره بکنیم. و می‏گذرد. آنچه خدا بخواهد. «قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی‏ء قدیر.»[2] اگر بنا شد خدا شما را عزیز کند تمام دنیا پشت به پشت هم کنند بخواهند شما را ذلیل کنند نمی‏شود. خودشان ذلیل می‏شوند. اگر هم بناست شما ذلیل شوید تمام دنیا پشت به پشت هم کنند و بخواهند شما را عزیز کنند نمی‏شود. خودشان ذلیل می‏شوند. شما هم ذلیل هستید. لذا بگوئید خدا. و من تقاضا دارم در این ماه مبارک رمضان خودمانی - که علمای اخلاق اسمش را می‏گذارند عالم اُنس - در مناجات شعبانیه عالم اُنس خیلی داریم. من تقاضا دارم این عالم انس با خدا در ماه رمضان بیشتر داشته باشیم. یعنی یک وقت تنها هستیم. دو سه مرتبه بگو خدا خدا خدا.

دیگر حالا چه بدهد، چه می‏خواهم، اینها را بگذار کنار. «علمه بحالی حسبی بسؤالی» این خدا خدا خدا خیلی کار می‏کند. من امیدوارم در ماه رمضان عالم اُنس‏تان با خدا خیلی باشد. ما با عدم قابلیت دعایتان می‏کنیم. از همه شما هم التماس دعا داریم.

و السلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته

سوره الحجرات، آیه 12.

سوره آل‏عمران، آیه 26.