***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > شب‏زنده‏داری و نماز شب در سوره مزمّل  

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»

موضوع: شب‏زنده‏داری و نماز شب در سوره مزمّل

تاریخ: 1/ 12/ 1375

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. در اوّل سوره مزمّل دستورالعملی به پیغمبر اکرم(ص) داده شده است و در آنجا فرموده است که این دستورالعمل برای چیست. فرموده است که بار سنگینی به دوش تو آمده است. و برای اینکه این بار سنگین را به منزل برسانی به این دستورالعمل عمل کن. معلوم می‏شود که هر کسی در زندگی اگر به این دستورالعمل عمل کند موفّق می‏شود. مخصوصاً ما طلبه‏ها که بار سنگینی به دوشمان آمده است اگر به این دستورالعمل عمل کنیم موفق می‏شویم. و این دستورالعمل دستورالعمل خوبی است. انصافاً یک نسخه ارزنده‏ای است و جزء جزء این نسخه در قرآن شریف و در روایات اهل‏بیت(ع) دیده می‏شود و نتایج آن هم در قرآن شریف و در روایات اهل‏بیت(ع) دیده می‏شود. جزء جزء این نسخه. و اینجا کلّ آن جزء جزء است و به تجربه اثبات شده است که خیلی کمک می‏کند. بزرگان هم فرموده‏اند که جزء جزء این دستورالعمل خیلی کار می‏کند. چه رسد به همه این نسخه و همه این دستورالعمل. و من از همه شما تقاضا دارم برای اینکه ما بتوانیم این بار سنگین را به منزل برسانیم به این دستورالعمل عمل کنید و اضافه بر این برای رفع گرفتاری‏ها خیلی خوب است. به تجربه اثبات شده است. برای برآمدن حاجات مخصوصاً حوائج مهمّه خیلی خوب است. به تجربه اثبات شده است. از اینها مهمتر برای سیر و سلوک که انسان بتواند این منازل سبعه را طی کند به مقام لقاء برسد به تجربه اثبات شده است که خیلی مؤثر است و علی کل حالٍ این یک دستورالعمل و نسخه‏ای است که به درد همه می‏خورد. امّا به درد ما طلبه‏ها برای اینکه کارمان کار پیغمبر(ص) است بیشتر به درد می‏خورد. اوّلِ این دستورالعمل «بیداری در شب» است. می‏فرماید: «یا ایها المزّمّل قم اللیل إلّا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زدی علیه و رتل القرآن ترتیلا» که این قم اللیل إلّا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زدی علیه معنایش این است که به اندازه وسعت باید شب‏زنده‏داری کنی. باید سحرخیز باشی. معنای یا ایها المزّمّل چیست؟ با یا ایها المدّثر معنایش چیست؟ شاید کسی بتواند بگوید که - بعد خودش معنا می‏کند «انّا سلنقی علیک قولاً ثقیلا» - معنایش این است که ای کسی که عبای نبوّت به دوش گرفتی، قم اللیل إلا قلیلا. باید سحرخیز باشی. از آن سحرخیزیی باید کمک بگیری. شب بیداری مسلّم اولِ شب را نمی‏گیرد. آیات فوق اوّل شب را نمی‏گیرد. و علاوه بر اینکه انصراف دارد، روش پیغمبر(ص) هم این بوده. که پیغمبر اکرم(ص) بلافاصله بعد از نماز عشاء می‏خوابیدند و نصفه شب به آن طرف بلند می‏شدند. از نصفه شب تا اذان صبح آنطور که در روایات هست و مرحوم صاحب وسائل هم روایات را در باب صلاة (جلد سوّم) نقل می‏کنند متفرّق نماز شب را می‏خواندند. چهار رکعت نماز شب می‏خواندند یک مقدار می‏خوابیدند. دو دفعه پا می‏شدند وضو می‏گرفتند و چهار رکعت دیگر می‏خواندند. یک مقدار می‏خوابیدند دوباره پا می‏شدند و سحر، یک ساعت قبل از اذان صبح را قرآن می‏خواندند. شفع و وتر را می‏خواندند و بیدار بودند تا اوّل اذان صبح که نافله می‏خواندند و می‏رفتند نماز صبح. لذا از نصفه شب به آن طرف بود. و از نصفه شب به آن طرف هرچه نزدیکتر به اذان صبح می‏شد طراوت و حلاوت و جاذبه بیشتر می‏شود. و این از روایات فهمیده می‏شود و آنهایی هم که اهل این کارها هستند این حلاوت و جاذبه را می‏یابند. چنانچه قرآن شریف هم درباره مؤمنان می‏فرماید که مؤمن سحرخیز است «و فی اسحارهم یستغفرون» در سحرخیزی استغفار می‏کند که بهترین استغفارها در نماز وترش است. و این چیزهای مسلّمی پیش بزرگان است. یعنی آنها که می‏یابند نه می‏دانند. یک دفعه حرف دانستنی است و همین‏هاست که در قرآن و روایات اهل‏بیت(ع) هست و ما عالم هستیم که درست فرموده‏اند، امّا گاهی هم علاوه بر اینکه می‏دانیم می‏یابیم. و آن کسانی که می‏یابند طراوت و حلاوت سحر را، آنها می‏گویند که نصفه شب به آن طرف هرچه نزدیکتر به اذان صبح می‏شود جاذبه بیشتر است. که می‏رسد به آنجا که راستی بعضی اوقات جاذبه او را به جایی می‏برد که به جز خدا نبیند و به جز خدا نداند.

یک روایتی از امام یازدهم سلام‏اللَّه‏علیه است که بدون سحرخیزی کسی به جایی نمی‏تواند برسد. یک طلبه بخواهد علمش برای اسلام مفید باشد، بخواهد وقتی وارد تبلیغ می‏شود حسود نباشد و آن علمش غرور نیاورد. دیگر متکبّر و خودخواه نباشد. دیگر راستی گذشت و ایثار و فداکاری‏اش به جایی رسیده است که حاضر است فدا بشود برای اسلام. اینها مسلّماً بدون نماز شب تحقّق نمی‏یابد. قطعاً نمی‏شود یعنی بدون سحرخیزی. چه برسیم به نماز شب. و این سحرخیزی باید باشد. و در آن سحرخیزی هم یک دفعه انسان مطالعه می‏کند خوب باز حرفی، مطالعه خیلی خوب است ثواب هم دارد امّا آن جاذبه نماز شب را ندارد ثوابش شاید بیشتر از نماز شب و بیشتر از هر عبادتی باشد. همانطوری که مرحوم محدث قمی در مفاتیح از مرحوم صدوق صدوق از مشایخ نقل می‏کند که در شب قدر چه عملی افضل؟ مرحوم صدوق می‏فرمایند که مشایخ فرمودند مذاکرة العلم. خوب بله این افضل است از همین جهت هم مرحوم صاحب جواهر من دیده‏ام که جواهرشان را شب بیست و سوّم ماه مبارک رمضان اختتام کرده‏اند. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی شب بیست و سوّم ماه مبارک رمضان اختتام المیزان بوده است. استاد بزرگوار ما حضرت امام(ره) بعضی از کتابهایشان مخصوصاً کتابهای عرفانی را من دیدم شب بیست و سوّم ماه مبارک رمضان بوده است. امّا آنکه الآن مراد بحث‏ام است. یک حرف افضل بودن است و یک حرف چه نسخه است برای کمک به ما؟ آن مذاکرة العلم نیست. آن همان نماز شبی است که در سحر قرار داده‏اند. لذا قرآن می‏گوید «و فی اسحارهم یستغفرون» نمی‏گوید و فی اسحارهم یتعلّمون. آن تعلّم مسلّماً ثواب بیشتری دارد امّا اگر کسی جاذبه بخواهد باید بُراق داشته باشد براق هم نماز شب است. «الصلوة معراج المؤمن» بنابراین حتماً باید ما طلبه‏ها نیم ساعت اقلاً قبل اذان صبح بیدار باشیم. این کار را نکنید خیلی ضرر می‏کنید. علم‏تان تاریک است. و علم تاریک به درد نمی‏خورد. دلتان تاریک است و دل تاریک به درد نمی‏خورد. زندگی‏تان گره دارد و در زندگی گره‏دار انسان نمی‏تواند نشاط داشته باشد و مخصوصاً همه اگر بخواهند در زندگی موفق باشند باید در زندگی نشاط داشته باشند و ما طلبه‏ها اگر بخواهیم موفق در کارمان باشیم با حال افسردگی با کلاف سردرگمی با اینها نمی‏شود باید یک نشاطی در زندگی باشد. کلاف سردرگم نباشیم. گرفتاری‏ها نباشد و این‏ها نماز شب می‏خواهد و این نماز شب را اوّل شب می‏توان خواند بعنوان تحیی‏ء می‏گویند من می‏گویم نه، بلکه ادا است. از اوّل شب تا آخر صبح ادا است. ساعت 12 می‏توانیم بخوانیم و بخوابیم خوب مسلم ادا است. بعد اذان صبح می‏توانیم بخوانیم خب مسلّم مستحب است امّا قضاست. اینها خوب است. امّا آنکه به درد ما می‏خورد و آنکه نسخه است برای ما، «قم اللیل الا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زد علیه» این نصف شب به آن طرف و هرچه به اذان صبح نزدیک‏تر شود و به قول قرآن «سحرخیزی» و این سحرخیزی را من از همه‏تان تقاضا دارم در زندگی‏تان باشد. نباشد نمی‏شود. نباشد علمتان مفید نیست و فایده ندارد. ممکن است خیلی هم عالم باشید امّا فرق است بین اینکه علم مفید برای جامعه باشد یا نباشد. حتی برای خودت هم مفید نباشد. من زیاد تجربه کردم زیاد دیدم. ملّاهایی که علمشان برای خودشان هم مفید نیست. یک جمله‏ای مرحوم آقا (آقا باقر بهبهانی - آنکه الآن این جلسه ما مرهون اوست. انصافاً آقا باقر بهبهانی به عالم فقه و اصول خیلی خدمت کرد و این آقا در فوائد حائریه‏اش یک جمله‏ای دارد که شاهد بر عرض من است. ایشان شرایطی برای اجتهاد قائل است یکی ملکه قدسی است که این در کتابها نیامده است. یعنی در کتابهای فقهی نیامده که از شرایط اجتهاد بدانند. بعد ملکه قدسی را ایشان همین طور معنی می‏کند. ملکه قدسی آن است که الهام از طرف حق داشته باشد. ملکه قدسی آن است که اگر مطالب را استدلالی نشد، بیابد. بعد می‏فرماید این ملکه قدسی از کجا پیدا می‏شود؟ می‏فرماید از سحرخیزی. از کجا پیدا می‏شود؟ از اجتناب از گناه. گناه بیاید جلو و انسان پا گذارد روی گناه. بعد به این عنوانی که صحبت می‏کند ذیلش یک جمله دارد. به طلبه‏ها سفارش می‏کند مواظب باشید به فقهای بزرگ تا می‏توانید ارادت داشته باشید. سر قبرشان بروید. می‏فرماید که از آنها همین طور که از ائمه طاهرین(ع) حاجت می‏خواهید از اینها حاجت بخواهید. بعد حتی می‏گوید که نفوس ضعیفه به اینها بیشتر باید توسّل داشته باشند تا به ائمه طاهرین. تناسب این نفوس با علما و فقها بیشتر است تا با ائمه طاهرین بعدش هم می‏فرماید ایاک ثم ایاک ثم ایاک اینکه جسارتی به فقیهی بکنی. بعد هم می‏فرماید به تجربه برای من اثبات شده کسانی که ارادت به فقها و روحانیت ندارند اینها عاقبت به خیر نیستند و اینها در عالم تیه کلاف سردرگم، مخصوصاً در آخر کار هستند. عاقبت‏شان یک کلاف سردرگم هستند تا بمیرند. و این کلام مرحوم آقا باقر بهبهانی را بیست سی سال قبل که من دیدم و پیش خودم گفتم تجربه کنم و به تجربه برای من این فرمایش ایشان اثبات شده است. یعنی اهل علمی را من سراغ دارم و داشتم که راستی پربارند امّا این بارشان این نتیجه عملشان نه برای خودش نتیجه داشت نه برای دیگران، نه برای دنیایش نتیجه داشت نه برای آخرتش. حالا بعضی علم‏شان برای دنیایشان مفید است برخی برای آخرتشان. امّا به تجربه اثبات شده بعضی علم‏شان نه برای دنیاشان مفید است نه برای آخرت‏شان. یک عضو زائد، یک عضو افسرده، یک عضو عقده‏ای - که دیگر آن عقده‏اش هم باعث می‏شود چه غیبت‏ها چه تهمت‏ها چه زخم زبانها و بالاخره حجره‏اش می‏شود جای غیبت. حجره‏اش می‏شود جای فساد. به تجربه اینها ثابت شده است.

بالاخره سحرخیزی نباشد خیلی تاریک است. سحرخیزی نباشد کار ما اهل علم تاریک است و این سحرخیزی را می‏خواهیم حتماً باید در زندگی باشد و بر فرض هم شما خیلی کار داشته باشید نماز صبح باید بخوانید دیگر. خوب این نماز صبح را بگذارید اوّل وقت یعنی اوّل اذان صبح. نیم ساعت قبل اذان صبح پا شوید. تطهیری کنید. یک نماز شب ولو مختصر بخوانید. آن یازده رکعت. بعد تا مؤذن اذان می‏گوید نافله صبح‏تان بعد دیگر معلوم است موقع صبح است نماز صبح‏تان را بخوانید و بخوابید. به جای اینکه آن نیم ساعت قبل آفتاب بیدار باشید نیم ساعت قبل اذان صبح بیدار باشید. حالا بگوئید که خواب بین الطلوعین که کراهت‏تر است. خوب طوری نیست. برای شما اگر کار داشته باشید رفع کراهت میشود. ولی این کار حتماً باید بشود. اینکه شما نیم ساعت قبل طلوع آفتاب بیدار می‏شوید نیم ساعت قبل اذان صبح بیدار می‏شود و این خوابی که قبلاً می‏روید بعداً بروید. اگر کسی را داریم که نماز شب نمی‏خواند - البته در جلسه ما که چنین کسی را نداریم - و می‏خواهد نماز صبح‏اش را قبل از آفتاب بخواند. و به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه وقتی به ما می‏گفتند بیائید تجربه کنید و ببینید چه نتایجی دارد. چهل روز راستی نماز شب بخوان. همین نماز شب‏های معمولی. ببینید چه گشایشی در کار پیدا می‏شود. اینکه در روایات داریم نماز شب‏خوانها نورانیت دارند دو تا معنا دارد. یک معنا اینکه آنها که چشم بصیرت دارند وقتی به او نگاه می‏کنند درخشندگی دارد. یک معنایش این است که نورانیت در کار، گره‏ها باز می‏شود. تجربه کردید بعضی اوقات آدم یک ساعت مطالعه می‏کند کار هفت هشت ساعت مطالعه را می‏کند. بعضی اوقات هفت هشت ساعت کار می‏کند کار یکساعت هم نمی‏شود. تجربه کرده‏اید همه شما چرا بعضی اوقات اینطوری می‏شود. اگر گناه در این جاها تأثیر داشته باشد بلکه مالایعنی‏ها همین جاها اثر می‏گذارد. یک کارهایی بکنیم نتیجه دنیا نداشته باشد، نتیجه آخرت نداشته باشد موجب میشود که ما به جای اینکه یکساعت کار کنیم هشت ساعت کار می‏کنیم باز هم باز نمی‏شود. مطالعه مال ماست امّا تفهیم مال خداست. دیگر این که حرف ندارد ما فقط مقدمات فراهم می‏کنیم. فقط مطالعه می‏کنیم. فقط استعداد پیدا می‏کنیم که درس خارج می‏توانیم بخوانیم. خب این استعدادها مال ماست امّا اینکه ما بفهمیم این مال خداست. اینکه خوب بفهمیم این مال خداست. اینکه درست بفهمیم این مال خداست. انسان بعضی اوقات مطالعه می‏کند امّا بد می‏فهمد و راستی هم بعضی اوقات خیلی بد می‏فهمد. اینها از کجا پیدا می‏شود؟ همان پهلویش نشسته یکساعت مطالعه می‏کند امّا خوب می‏فهمد عالی می‏فهمد واقع می‏فهمد. جهل مرکب نیست. این از کجا پیدا می‏شود؟ اینها همه دست خداست. وقتی که لطف و عنایت خدا روی سر ما باشد پیشرفت مطالعه داریم علاوه بر این جهل مرکبمان کم است. وقتی دست عنایت خدا روی سرمان نباشد جهل مرکب‏مان می‏شود زیاد. یعنی وقتی خدا به ما نفهماند دیگر معلوم است ضلالت و جهل مرکب است. این جمله اوّل که «قم اللیل الا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا» معنایش این است که همه و همه باید سحرخیز باشید به اندازه وسعتان. یک کسی مثل پیغمبر و آن هم کار کسی نمی‏تواند بگوید من کارم بیش از پیغمبر است. نه پیغمبر اکرم در ده سال هشتاد جنگ را پشت‏سر گذاشت. بعضی‏ها که بیشتر هم گفته‏اند و ریاست اسلام را حکومت اسلام را، آن کمبودهای در مکه و مدینه را، آن مصیبت‏های کمرشکن در مکّه را، امّا همین پیغمبر اکرم نصفه شب تا اوّل آفتاب بیدار بودند. من نمی‏دانم اوّل آفتاب دیگر می‏خوابیدند یا نه. بالاخره تا اوّل آفتاب بیدار بودند. آنکه مسلم است این است که فقط قبل از ظهر یک مقداری می‏خوابیدند. خواب قیلوله. خوب دیگر وقتی پیغمبر(ص) ساعت دوازده تا اوّل آفتاب بیدار باشند با آن همه کارها؛ می‏شود ما بگوئیم کار داریم پس نمی‏شود؟

حضرت زهرا(س) خوب خیلی کار داشتند امّا بالاخره نصفه شب به آن طرف روی پاها می‏ایستادند تا پاها ورم کرد. پیغمبر اکرم(ص) هم همین طور. «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» این را به شما بگویم هیچ کدام در روز قیامت نمی‏توانید بگوئید که نمی‏توانستم. نمی‏شد. نه. اگر بخواهیم می‏شود. هم می‏دانم هم می‏توانم. این کسانی که خوابشان می‏آید و بیدار هم نمی‏شوند و ساعت هم نمی‏تواند بیدارش بکند. حالا این یک بلیط هواپیما دارد به یک جای دوری. مثلاً به عمره برای ما دیگر عمره، و این اوّل اذان صبح حرکتش است. و نیم ساعت قبل از اذان صبح باید فرودگاه باشد. این خوابش می‏برد؟ نه، و ما که خوابمان می‏برد معلوم است نماز شب پیش ما به اندازه آن بلیط ارزش ندارد. و الا خوابم می‏آید کدام است؟ بیدار نمی‏شوم کدام است؟ نمی‏خواهیم. می‏دانی چه کسی می‏خواهد و بیدار هم می‏شود؟ «الرکعتان فی جوف اللیل احب الیه من خیر الدنیا و ما فیها.» خوب این دیگر خوابش نمی‏برد. اگر ما نماز شب را به اندازه یک بلیط ماشین نه بلیط هواپیما اهمیت می‏دادیم یا به کار روزانه‏مان که مثلاً می‏رویم در یک نهادی دیگر خوابمان نمی‏برد. دیگر خوابمان نمی‏آمد. دیگر نمی‏گفتیم نمی‏توانیم، نمی‏شود. اگر نمی‏شود اگر نمی‏توانیم اراده‏مان مطلقاً ضعیف است یا روی آن کار ضعیف است. و راجع به این امر مهم - یعنی در مستحبات - شما هیچ چیز نمی‏توانید پیدا بکنید مثل این سحرخیزی حالا هیچ کار هم که انجام ندهید. این یک ساعت خیلی کار می‏کند و دیگر شما تجربه کرده‏اید. خروس این موقع‏ها چه جاذبه‏ها و چه لذت‏ها دارد. دیگر وقتی موقع اذان صبح می‏شود در روایات هست که خروس آن وقت یک تلاطمی دارد به نام «یا ایها الغافلون قُوم» و راستی اگر اینطور باشد چطور خروس به ما بگوید «ایها الغافلون» خوب معلوم است یک جاذبه‏هایی هست که ما نمی‏توانیم درک کنیم. و الّا چون جاذبه را درک نمی‏توانیم بکنیم از این جهت هم می‏گوئیم بیدار نمی‏شویم، نمی‏شود بیدار شویم، کار داریم، روز خوابمان می‏رود، روز چرتمان می‏برد، مطالعه‏مان ضرر می‏خورد، همه اینها بخاطر این است که داعی ضعیف است و من تقاضا دارم از همه شما، راجع به سحرخیزی داعی را قوی کنید. خیلی قوی؛ هیچ چیزی برای ما طلبه‏ها مهمتر از این سحرخیزی نیست. هیچ چیزی، حتی مطالعه. هیچ چیزی برای ما طلبه‏ها واجب‏تر - واجب اخلاقی - از این سحرخیزی نیست.

و نمی‏شود ما سحرخیز نباشیم. بروید در حالات علما و بزرگان و ببینید نمی‏شود سحرخیز نباشیم. و حتی شب زفافشان، شب مرگ پدرشان، شب مرگ پسرشان،... در حالات کاشف الغطاء دارد - بحثش خیلی مفصل است - وقتی دخترش را داد به آشیخ محمّدتقی مسجدشاهی، - همانکه این اصول، این حاشیه بر معالم را نوشته است که الآن هم انصافاً اصول زنده است - در همان خانه خودش یک اتاق داد و این‏ها رفتند در حجله. سحر در زد. گفت برای شما آب گرم کرده‏ام فلان جا گذاشته‏ام پا شوید غسلتان را بکنید نماز شب‏تان را بخوانید!! از اینها نگذرید آقا. تا می‏شود کاشف الغطاء. می‏شود کاشف الغطاء وقتی که مرحوم صاحب جواهر به حرف او می‏رسد افتخار می‏کند حرفش را فهمیده است. «قال الاستاد الاکبر» یک جمله‏ای استاد بزرگوار ما مرحوم آیت‏اللَّه العظمی بروجردی راجع به شیخ طوسی داشتند. هر وقت که آیت‏اللَّه بروجردی به جمله شیخ طوسی می‏رسیدند می‏لرزیدند راستی واهمه داشتند که آیا می‏توان [حرف] شیخ طوسی را رد کرد یا نه؟ مرادم اینجاست که ایشان می‏فرمودند این شصت و سه سال ایشان دویست جلد کتاب نوشته، می‏گفتند ایشان علاوه بر اینکه عالم بود عابد بود. بعد می‏فرمودند این مصباح المتهجد را که ایشان نوشتند خودشان یک دوره به آن عمل کردند. آقای طلبه این معنای علم است. یک دوره به آن علم کرد. بعد هم به قاعده «انذر عشیرتک الاقربین» واداشت یک دوره زن و بچه‏اش به آن عمل کردند، بعد اجازه انتشار داد. می‏گفت تا خود به آن عمل نکرده‏ام نمی‏شود دیگران به آن عمل کنند. تا زن و بچه‏ام عمل نکنند نمی‏شود دیگران به آن عمل کنند. بعد از آن انتشار داد. خوب این شیخ طوسی می‏شود شصت و سه سال عمر با آن همه گرفتاری‏ها. گرفتاری‏های شیخ طوسی از دست سنّی‏ها خیلی بالا بود. محله کوخ را آتش زدند برای ایشان تا ایشان را در آن محله بسوزانند، کتابخانه شیعه ما، کرسی مرحوم شیخ طوسی را آتش زدند. اصول اربعه مأة ما از بین رفت. امّا پابرهنه تنها فرار کرد آمد نجف حوزه تشکیل داد. چطور می‏شود یک انسان در آن گرفتاری‏ها و درماندگی‏ها حوزه تشکیل دهد. آن هم اینطور بگیرد. حوزه نجف خیلی به عالم تشیع خدمت کرد. خدا را قسمش می‏دهم به حق مولی امیرالمؤمنین دو دفعه این حوزه را یک رونق مثل قبل یا بهتر عنایت فرماید.

شیخ طوسی حوزه را تشکیل داد. چه نتایجی!! این همه گرفتاری‏ها، شصت و سه سال عمر کرده و دویست جلد کتاب نوشته است. آن کتاب‏ها هم چیست؟ آیا فکر کرده‏اید که دو تا از کتابهای اربعه مأة از شیخ طوسی است؟ یعنی چکش مراجع دوتایش از شیخ طوسی است. تفسیر دارد: تبیان. مجمع البیانی که مثلش تا به حال نیامده برگرفته شده از تبیان است. کتاب خلاف دارد. یعنی اجتهاد دارد نه فقط در فقه شیعه بلکه در فقه سنّی‏ها. آنهم همه طوائف‏اش را نه فقط طوائف اربعه‏اش را!! خلاف را دیده‏اید دیگر. مبسوط دارد. فروعات مبسوط بیشتر از عروة است. چطور می‏شود؟ «رابطه با خدا»، بهترین رابطه‏ها با خدا «سحرخیزی» است. بعد از واجبات، بعد از اجتناب از گناه. عزیزان من نمی‏شود ما گناه بکنیم شیخ طوسی هم بشویم. نمی‏شود ما سحرخیز نباشیم شهیدثانی هم بشویم!، شیخ انصاری هم بشویم!؛ نمی‏شود. تقاضا دارم این سحرخیزی ولو کم را داشته باشید. در قافله سحرخیزها باشید ولو نیم ساعت ولو یک ربع ساعت قبل از اذان صبح. از شما تقاضا دارم در این قافله باشید تا إن‏شاءاللَّه دست عنایت امام زمان(عج) در سحر روی دل شما قرار بگیرد و دل شما بشود مخزن علم امام زمان(عج).

و صلی اللَّه علی محمّد و آل محمّد