***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > شب زنده داری  

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»

موضوع: شب زنده داری

تاریخ: 14/ 8/ 1376

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

این دستور العمل که اول سوره مزمل بود تمام شد و انصافاًاین دستور العمل خیلی بالا است و ما از ثرآن از روایات از کلمات بزرگان در تک تک این دستور العمل می‏بینم که به آن خیلی اهمیت داده شده است و معلوم است اگر کسی بتواند به همه این دستور العمل عمل بکند که می‏توانیم از نظر شیر و سلوک اخلاقمان انصافاً خیلی کار کردیم و خیلی راه را می‏توانیم طی بکنیم من تصمیم داشتم امروز یک بحث دیگر اخلاقی را شروع بکنم اما با اجازه شما اگر این دستور العمل یک مروری بر او بشود شاید خوب باشد اول این دستور العمل شب بیداری بود «یا ایها المزمل قم الیل الا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا اوزد علیه» یعنی به اندازه ممکن حالا برای ما طلبه‏ها یک ساعت قبل از اذان صبح خیلی در زندگی تاثیر دارد برای اینکه توفیق پیدا بکنیم برای کا رهایمان خضلانی در روز برایمان پیدا نشود گره‏ای پیدا نشود و مهمتر این مشکل روحی خلجانی پیدا نشود خیلی موثر است برای اینکه بعضی اوقات یک جرقه انسان را بیچاره می‏کند و چه بسیار مهم دیدیم حالا این جرقه گاهی جرقه شیطانی است و شییطان وسوسه می‏کند گاهی هم از رفیق بد از گوینده بد یک شبهه ایجاد میشود وآن شبهه ناگهان چشمها را باز می‏کند به بی دینی سر در می‏آورد من زیاد از کلمه منحرغین دیدم یا در تاریخشان خواندم که با یک جرقه با یک وسوسه با یک جمله‏ای اینها افتادند در حال انحراف و کم کم دیگر دست بر داشتند از همه چیز دیگر نماز شب شد خرافات کم کم خدا و معاد هم شد خرافات چه کسی باید جلوی این وسوسه‏ها را بگیرد خدا چه موجب می‏شود که خدا جلوی این وسوسه‏ها را بگیرد یک شب بیداری و ما طلبه‏ها حتماًباید این شب بیداری را داشته باشیم نداشته باشیم ضرر کردیم خیلی ضرر کردیم و بخصوص همین شب بیداری قرآن شریف تا همین اندازه جا دارد کفایت می‏کند اما معلوم است که در بحثها می‏گفتم دیگر لازمه‏اش آن یک ساعت رابطه با خدا است آن نماز شبی که مقام محمود می‏دهد «ومن الیل فتهجد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً»اسراء(79) و نمی‏شود ما نمتز شب نداشته باشیم نمی‏شود مرحوم آیه اللَّه العظمی آقای مرعشی می‏گفتند که یک طلبه سیدی خدمت آقا امام زمان رسیده بود در گرفتاری عجیبی هم بود وقتی آقا امام زمان گرفتاریش رارفع کردند بهش گفتند که ننگ است که کسی طلبه باشد اما نماز شب نخواند معلوم است راستی نقص است ننگ است ما طلبه‏ها اگر قدر و منزلت خود را بدانیم دیگر خواه ناخواه نماز شب خوان می‏شویم نمی شود نمی‏شویم یک آقای بود مرحوم آقای سید حسین قاضی این هم مباحثه‏ای حضرت امام بود مرد بالای بود مرد بی آلایشی بود وقتی توی کوچه راه می‏رفت طلبه‏ها معمولاً خیال می‏کردند یک پیر مرد بی سوادی، یک پیر مرد معمولی، اما خیلی بالا بود هم علمش بالا بود حالا مراد آن سیر و سلوکش است و این چیزها داشت مرحوم حاج آقا مصطفی «رحمة اللَّه علیه» می‏گفتند که از مغازه نانوای از حرم آمد بیرون من آمدم رد بشوم گفت آقا مصطفی یک اسکناسهای توی دستش بود گفت این نوت ا را می‏بینی طولی نمی‏کشد عکس پدرت روی این نوتها خواهد آمد چیز داشت مرادم اینجا است که ایشان می‏فرمودند که من جمکران خدمت آقا رسیدم آقا فرمودند که اگر می‏خواهی دعایت مستجاب بشود خدا را قسم بده به جیره خواران من گغتمجیره خواران شما کیست فرمودند طلبه‏ها و خیلی مقام است که امام زمان بگویند خدا را قسم بده به طلبه‏ها تا دعایت مستجاب بشود نمی‏شود این طلبه نماز شب نخواند اینکه معنا ندارد همین طور که مرحوم آقای نجفی گفتند ننگ است برای طلبه که نماز شب نباشد دیگر لازمه این نماز اول وقت است اهمیت به نماز، این اهمیت به نماز را خیلی اهمیت بدهید خیلی مقام معظم رهبری به من می‏گفتند که چندین سال قبل به مرحوم آیت اللَّه العظمی آقای بهجت گفتم که آقا یک نصیحتی به من بکنید فرمود نصیحت، نماز اول وقت اگر هر سعادتی می‏خواهی نماز اول وقت به هر کجا می‏خواهی برسی نماز اول وقت ایشان می‏گفتند من آن اهمیتی که ایشان می‏گفتند ندادم یک سال دیگر یا بیشتر به ایشان گفتم آقا یک نصیحتی به من بکنید فرمودند که عجب است که ما می‏گوییم عمل نمی‏کنند بعد دو دفعه می‏گویند نصیحت بگنید نماز اول وقت واین را هم در روایت دیدم هم می‏خوانیم که ائمه طاهرین پیغمبر اکرم وقتی مؤذن گفت اللَّه اکبر دیگر یک حال تلاطم عجیبی پیدا می‏کردند حتی عایشه می‏گوید که رنگ آقا تعقییر می‏کرد دیگر آقا ما را نمی‏شناخت ما آقا را نمی‏شناختیم یا اینکه امیرالمومنین علیه‏السلام می‏فرمودند که موقع امانت خدااست یا امام سجاد علیه‏السلام دیدند می‏لرزید، امام دوم نمی‏توانستند وارد مسجد بشوند تا آن امانت خدا داده نمی‏شد یک تلاطم درونی هیچ فراموش نمی‏کنم این که ناهار میهمان بودیم سه چها نفر من جمله حضرت امام هم بودند این آقا از فضلا هم بود نمی‏دانم چرااین همان وقت که مؤذن داشت می‏کفت اللَّه اکبر به جای اینکه جا نماز بیاید سفره آمد من دیدم که حضرت امام به التماس افتادند پس لااقل اجازه بدهید نماز ظهرمان را بخوانیم و پا شدند نماز ظهر را خواندند و بعد اجازه دادند که سفره پهن بشود یا اینکه من دیدم بزرگان ولو جلسه فوق لعاده مهم است اما نیمه کار دیگر نمی‏شد وقتی می‏بیند نمی‏شود خودش پا می‏شود ولو نماز فردی بالاخره نمازش را می‏خواند نگذارید این نماز اول وقت ولو چند دقیقه از بین برود ابن‏ها دیگر از لوازم آن جمله اول است دیگر همین طور که قرآن هم می‏گوید«واستعینوا باصبر و الصلوة» اینکه انسان برای همه چیز می‏تواند از نماز کمک بگیرد در روایات داریم سلمان کمرشان درد می‏کرد خیلی شدید پیغمبر آمدند دیدند خیلی می‏نالد فرمودند که دو رکعت نماز بخوان گفت یا رسول اللَّه مگر نماز برای کمر درد هم خوب است مگر نخواندی «واستعینوا باصبر والصلوة» و راستس با دو رکعت نماز خیلی کارها می‏شود کرد خیلی کارها می‏کنند، کردند و این نماز اول وقت نماز، این باید در زندگی حتماًباشد نماز نوافل راحالا همه‏اش را نخوانید که باید بخوانیم اقلاًاین نماز شب حتماً باید باشد نمی‏شود نباشد و الا علم می‏شود بی برکت من چه بسیار دیدم که راستس شصت هفتاد سال زحمت کشیده خوب زحمت کشیده است به قول عوام مثل موم فقه و اصول و فلسفه تو دستش است اما یک ذره ازاین علم نه نتیجه برد نه نتیجه داد بعد یک مقدار برویم تو زندگیش می‏بینیم تو نماز، تو نماز شب، نماز اول وقت اینها لنگ است من زیاد دیدم که ریشش سفید است پایش لب گور است اما در مجلس دهتا غیبت می‏کند وقتی یک مقدار برویم جلو می‏بینیم این غیبتها این حرفهای ما لا یعنی‏ها از کجا سرچشمه گرفته است این نماز کمک حال این نیست این نماز شب نیست بقول آن آقا می‏گفت می‏دانید برای چه مقدسم می‏گویند برای اینکه نماز صبح من یک رکعتش این طرف آفتاب یک رکعتش آن طرف آفتاب است همیشه قاعده من ادرک اینها معمولاًمشکل است حالا شماها که اینجور نه بعضی اوقات تو بعضی از مدارس آدم می‏بیند که مثل مورچه که نهارش آمده‏است بیرون این جور طلبه‏ها سر حوض هستند نمی‏شود که آقابرای اینکه آفتاب نزند می‏دود نه بابا یک ساعت قبل از اذان صبح نمی‏شود کا بیدرا نباشیم نمی‏شود الا کل حال از شما تقاضادارم این نماز اول وقت با جماعت مؤدب با حضئر قلب حضور قلبش کار مشکلی است اما به هر اندازه که می‏شود روایات فراوانی داریم که به هر اندازه که حضور قلب داشته باشی آن نماز مقبول است ما بقی‏اش که دیگر مقبول نیست مگر با کرم خدا با توسل به اهل بیت با صلواتهای که قبل یا توی نمازها می‏فرستیم با سلام آخر با اینها بقبولانیم و الا نماز حضور قلب می‏خواهد حالا حضور قلب نداریم نمی‏شود که آدم از اول نماز تا اخر نماز خود را در محضرخدا بیابد لااقل توجه حضور قلب به این اندازه توجه به اینکه چه می‏گوییم حالا این هم نمی‏شود آن ادب حضور ادب حضور این ادب حضور دیگر حتماًباید باشد آن تعقیب بعد از نماز این روایتی که راوایت داریم اگر یک کسی نماز خواند و پا شد رفت پروردگار عالم به ملائکه گل می‏کند این تعقیبها این همه مفاتیح محدث قمی شما می‏بینید شاید حمسش نمی‏دانم ثلثش در باب تعقیبات است تعقیبات مشترکه تعقیبات مختصه اینها همه برای ما است دیگر برای ما طلبه اول برای طلبه‏ها است ای آقا ای طلبه جوان، طلبه پیر، این را بارها استاد بزرگوار ما مرحوم آیت اللَّه بروجردی می‏فرمودند یک علاقه خاصی به شیخ طوسی داشتند اگر یک وقت می‏خواستند شیخ طوسی را رد کنند این را می‏گفتند شاید بیش از هفت هشت مرتبه که من در خدمت ایشان بودم در این چند ساله ایشان گفتند که‏ای مصباح المتهجد که شیخ طوسی نوشتند اول یک دوره خودشان عمل کردند از اوا تا آخر مصباح المتهجد یک مفاتیح است دیگر از بزرگیش برابر یک مفاتیح است همه‏اش را بهش عمل کردند بعد هم برای اینکه «لم تقولون ما لا تفعلون»را یک دفعه خدای نکرده شاملشان نشود یک دوره عمل کردند برای اینکه «و انذر عشیرتک الاقربین» عمل کرده باشند وا داشتند خانواده‏شان یعنی زنشان، دخترشان، پسرشان یک دوره عمل کردند بعد اجازه چاپ دادند این را می‏گویند طلبه این طلبه معلوم است که شصت و شش سال عمر میکند دویست جلد کتاب می‏نویسد اگر حوزهنجف با آن همه مرجع تحویل دادن همه مرهون زحمات او می‏شود معلوم است کتابهایش هم یکی می‏شود مبثوت فخر است برای شیعه یکی در دهن سنس را مثوت انداخت یکی میشو تهذیب چکش استبرای مراجع یکی می‏شود استبثار چکش است برای مراجع یکی می‏شود خلاف بین همه اقوال سنی و شیعه یکی می‏شود تبیان و یک دور حتی این تفسیرهای که بعد نوشته شده است حتی مجامعالبیان با آن همه خوبی مجامع البیان خیلی تفسیر بالای است می‏بینیم از تبیان شیخ طوسی گرفته شده است شصت و پنج سال هم بیشتر عمر نکرده است دویست جاد کتاب اینجوری نجف آن شاید مثلاً آن هزار ساله نجف بیش از چندین هزار مرجع مثل صاحب جواهر مثل شیخ انصاری تحول جامعه داده است دیگر مثل کاشف الغطاها اگر بخواهیم عمر بابرکت باشد رابطه با خدا می‏خواهد نمی‏شود بدونه رابطه با خدا نمی‏شود والا آدم ممکن است، من یادم نمی‏رود اول طلبه‏گی یک فرائد می‏خواستم نبود ما به یک وضع عجیبی درس می‏خواندیم وضع عجیبی ما شفا می‏خواندیم پیش استاد بزرگوارمان علامه طباطبایی و در این درس دو سه تا شفا بیشتر نبود مرادم اینجا است که متابخانه مدرسه حجتیه یک شفا داشت اذا من و حضرت آیة اللَّه مصباح و حضرت آیة اللَّه بروجردی این را قسمت کرده بودیم ساعت 9-10 مال من 10-11 مال آقای جوادی 11-12 مال آقای مصباح کتاب کجا بود؟ لذا فرائد نداشتیم رفتیم در مغازه یک بهای که فرائد بخریم یک کتاب آورد فرائد به اندازه همان کتاب فرائد گفتیم این راکه نه یک جمله آن بهای گفت آن جمله آن بهای این بود می‏دانی فرق این فرائد باآن فرائد چیست چونکه او برای خدا بوده است فرائدی شده که الان گیر نمی‏آید اگر هم باشد قیمتش مثلاًشصت تومان است و ام این حالا بهت می‏دهم سه تومان نمی‏خری، راست می‏گوید حرف خوبی است آقا بعضی لوقات می‏بینیم یک کتاب همه چیز دارد اما جا نیفتاده است چرا برای اینکه آن رنگی که باید داشته باشد ندارد رنگ می‏خواهد «سبقة اللَّه و من احسن من اللَّه سبقه» رنگ خدا چه رنگ خوبی نمی‏شودبدونه رابطه با خدا به جای رسید و اینکه انسان دنیایش آباد بشود ایکه به جای رسیدن حالا انسان از راه اهل علم اهل قلم از راه طلبه‏گی از راه منبر یک پولی بدست می‏آورد یک کاسب می‏شود یک تاجر می‏شود، تاجر با یک معامله سال ما رایک روزه در می‏آورد هرچه می‏خواهیم که نمی‏توانیم مثل آن تاجر برویم اگر هر دویمان دنیا طلب باشیم او یک روزش یک سال ما است بنابر این ما که این نیستیم ما چیز دیگر هسستیم و الا خدای نکرده اگر علممان را بخواهیم برای تجارتمان علممان را بخواهیم برای دنیامان طلبه‏گی را بخواهیم برای دنیامان برای ریاستمان نمی دانم این چیزهای که زخارف دنیا است اگر این باشد آنها خیلی مقدم بر ما است خیلی، قرآن هم العیاذ بااللَّه این جورها نباشد قرآن هم جوابمان را می‏دهد «یأکلون کما تأکل الانعام»راسسست اگر هم و غممان شکم باشد «یأکلون کما تأکل الانعام» چه فرقی می‏کند قر آن است دیگر چه فرقی می‏کند اگر انسان راستی هم و غمش شکم باشد یک آهو خیلی بهتر از ما است هم می‏تواند علف بیابان ساده آسوده بدونه غم غصه بدون زحمت یک آبی هم یک جا پیدا می‏شود می‏خورد یک وقت هم ارضاء غریضه جنسی می‏کند خوب تمام شد خوابی هم می‏رود اما بخواهیم همان آهو را در وردن و آشامیدن و ارضاء غریضه جنسی‏اش خواب و استراحتش را فراهم کنیم چقدرها خون جگر می‏خواهد تا بتواند خانه تهیه بکند قرضهای خانه می‏میرد وارثها باید وامهای خانه‏اش را بدهند اینکه زندگی نشد باید توی این مشکلها یک چیز دیگر در میان باشد و آن اینکه برویم جلو بشود شیخ طوسی برویم جلو بشود شیخ انصاری واینها حالا ما خیال می‏کنیم شیخ انصاری مثلاً نابغه بوده است نه نابغه نبوده دو چیز داشته یک کار همبن که توی دستور العمل بود«و انّ لک فی النهار سبحاً طویلاً» مثل ستاره شناور مثل این کره زمین شناور چه جور حرکت‏ها متعدد دارد در روز باید چنین باشیم یک طلبه باید مثل یک ستاره شناس متحرک با آن سرعت همین زمین ما 16 حرکت دارد این اندازه زا حلا می‏گوییم شاید بیشتر هم باشد این 16 حرکت با چه نظمی امااما با چه سرسام آوری «انّ لک فی النهار سبحاًطویلاً» یعنی آقا از کره زمین یاد گیر 16 کار باید روی کله تو هر 16 کار را خوب انجام بده می‏شود اگر نظم داشته باشیم اگر اراده داشته باشیم اگر بخواهید می‏شود اما این فقط فایدهای ندارد شبمان باید دیگر برای خدا همان که راجع به امیرالمومنین علیه‏السلام دارد که«زاهد فی لیل و اسد فی النهار»شب که می‏شد«یتململ کتململ سلیم یقول آه م قلة الزاد و بعد السفر بحجد الطریق و خر موسی سعقاً» چندین مرتبه «خرّ موسی سعقاً»غش که نمی‏کرد می‏رفت در عالم ملکوت دیگر اسمی رسمی از این عالم کثرت نداشت منقمر در عالم وحدت این شبش روش آن بیست و پنج ساله‏ها آن بیست و پنج سال که خان نشین بود 26 مزرعه آباد کرد اما برای کی؟ برای فقرا برای ضعفا در یکی از این مزرعه هایش می‏خوانیم راوی می‏گویدکه موقع ناهار آمدند بیرون اول نماز خواندند بعد به م گفتند ناهار داری گفتم که یا امیرالمومنین کدو پخته داریم گفت بیاور کدو را آوردم می‏گفت دست مبارکشان با یک آبی که از شن بیرون می‏آمد شستند آمدند سر کدو پخته با یک ولعی معلوم است آدم گرسنه باشد هرچه باشد دیگر بهترین غذااست برایش لذیذترین غذاها است می‏خوردند یک جمله هم گاهی می‏گفتند لعنت خدا باد بر آن کسیکه به واسطه شکم جهنم برود کدوی پخته راخوردن رفتند در چاه کلنگ خورد به یک آب فوران کرد حتی ریش مبارک امیرالمومنین گل آلود شد دیگر نشد آمدند بالا یک آب فراوانی از این قنات آمده بود بیرون اتفاقاً خویشانشان پسرانشان آمده بودند خیلی خوشحال شدند به چه آبی در وقف نامه‏های امیرالمومنین می‏خوانیم امیرالمومنین فرمودند که چشم داشت به این آب نداشته باشید این مال فقرا است مال ضعفا مال بیچارهها مال تقویت اسلام است بعد فرمودند قلم و دوات بیاورید که پای مبارک تنه چاه بود سر بیرون دستها بیرون بود همان جا وقف نامه‏اش را نوشتند دادند به قنبر آمدند بیرون در قنات کنی‏ها در دنی شیر است برای آخرت باز هم و راجع به شبشان یک زاهدی رهبان بالیل در یک جمله‏ای دیگر درنهج البلاغه هست ظاهراً«رخبان فی لیل واسد فی النهار» یک کسی که مثل اینکه اصلاً بلد نیست کار بکند اصلاً علم ندارد رابطه با خدامی دانید کی ما طلبه حسابی مس شویم یک دفعه راجع به حضرت امام یک جمله داشتند خیلی جمله بالا است می‏فرمودند که به صدر التألهین می‏گفتند وما ادرک من صدر المتأهلین ایشان خیلی علاقه داشتند به صدر المتألهین بعد این جمله را می‏فرمودند که صدر المتأهلین همان معاد پیر زن را اثبات کرد ما طلبه‏ها اینجور مرد هستیم در آن وقتیکه هر چه علممان رفت بالاتر دردل شب نظیر یک آدم زاهدی اما بی سواد شبهات رویمان اثر نگذاشته باشد علم رویمان اثر نگذاشته باشد داد و فریادها و تضرع و زاری‏ها نظیر یک آدم بیسواد گناهکار ای را می‏گویند مرد که راستی شما اول طلبه‏گی ما غیر از حالا است آن وقتی که وترد طلبه‏گی شدیم چه دیدی، چه امیدی، چه وضعی و بالاخره اشتغالهای علمی و مباحثات و علم متعدد و بالاخره انسان را جور دیگری می‏کند و علی کل حال مرد آن است شیخ طوسی باشد روز کتابش آن اما شبش یک دوره به کتاب مصباح المتهجد عمل بکند زن و بچه‏اش اینجور باشند بعد اجازه چاپ بدهد بگوبد قرآن گفته «لم تقولون ما لا تغعلون» قرآن گفته است که «و انذر عشیرتک الاقربین» این کتاب‏را ما نوشتیم برای مردم خودمان عمل نکنیم که نمی‏شود پس باید خودمان عمل بکنیم خلاصه حرف این است که ما به نماز خیلی باید اهمیت بدهیم این نماز مؤدب شمرده شمرده الان وضع ما خیلی بد است وضع شما طلبه که نه وضع جامعه خیلی بد است شاید صد هشتاد مردم نماز نمی‏خوانند با فرض اینکه این نماز جمعه، ستاد برگزاری نماز جمعه انصافاً خیلی کار کرده است اما بالاخره صد هشتاد مردم نماز نمی‏خوانند شماره هم کرده‏اند بروید در مسافرتها در قطارها در اتوبوس‏ها می‏بینید موقع نماز خبری نیست حالا آنهاکه نماز می‏خوانند دنبال این هستند که امام جماعت پیدا بکنند زود زود نماز بخواند هر کدامتان نماز زود زود بخوانید مرید بیشتر دارید اینها ننگ است انصافاًبرای همه ما ننگ است برای آنکه زود زود می‏خواند و برای آنکه زود زود می‏شنود و دنبالش می‏رود هستیم دیگر هستیم در حالیکه افضل همه اعمال بعد از معرفت چیست؟ نماز.اهم همه فروع دین چیست؟ نماز یعنی امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید ما سراغ نداریم بعد از معرفت افضل باشد از نماز، نماز باید این جورها باشد مؤدب حالا حضور قلب نیست به این عنوان مؤدب با تعقیب بعدش هم این نماز شب نوافل که نواقص نماز واجب را درست می‏کند حالا نوافل نتوانیم بخوانیم، اینها غلط است نتوانیم ببخوانیم دیگر چیست خوانند و شیخ طوسی هم شدند خواندند و شیخ انصاری هم شدند خواندند و صاحب جواهر هم شدند و نمی‏شود که معنا ندارد اما الا کل حال حالا تنبلی، تنبل، تنبل هستیم و نخوانیم این نماز شب را هم که نمی‏شود نخواند ما طلبه‏ها می‏گید نماز شب بیدار نمی‏شوم غلط می‏کنی که بیدار نمی‏شوی طلبه که معنا ندارد بیدار نمی‏شود یعنی چه، یعنی چه نگویید چنین است یکدفعه به شما می‏گفتم جداً اینها گریه دارد مثلاً شما حالا در مجلس نداریم یک همچنین کسی که برای نماز شب بیدار نمی‏شود اما هواپیما پروازش برای مکه ساعت 2 بعد از نیمه شب است آیا خوابت می‏یرد یا نه آیا خواب می‏مانی یا نه نه یک هواپیما برای تهران یک هولپیما برای مشهد چه کسی خوابش می‏برد چه کسی معلو است در روز قیامت همین‏ها را می‏گویند او کجا، او کجا من روایت ندیدم از یک آیة اللَّه نقل می‏کنم آن هم آیة اللَّه الهی که خیلی وارد در روایات اهل بیت بود مرحوم آیة اللَّه شیخ مرتضی مظاهری ایشان مرد عابد، زاهدو عالمی بودند و خیلی وارد بر روایات اهل بیت بود ایشان برای منتعریف گفتند یک کسی آمدند خدمت امام صادق‏علیه‏السلام استخاره کرد مسافرت برود برای تجارت استخاره بد آمد پا گذاشت روی استخاره امام صادق‏علیه‏السلام و رفت تجارت خیلی سود آور شد خیلی تعجب کرد در مسافرت هم خیلی بهش خوش گذشت بعد آمد خدمت امام صادق‏علیه‏السلام گفت یابن رسول اللَّه ما استخاره کردیم پیش شما مسافرت کنیم بد آمد ما رفتم مسافرت تجارت کردیم تجارتمان خیلی سود کرد در مسافرت هم تفریح حسابی بود خیلی بهمان خوش گذشت امام علیه‏السلام تبسم کردند گغتند یادت هست در فلان منزل خسته بودی خوابیدی پا شدی دیدی نماز صبحت قضا شده است گفت بله قضای نماز صبحش هم خوانده است دیگر اینجا مرادم هست حضرت امام صادق‏علیه‏السلام فرمودند اگر خدا دنیا و آنچه در دنیا بود به داده بود جبران آن خسارت نمی‏شد تجارت که تجارت است خوش گذشتن است یک ماه هم خوش گذشتن است دنیا و آنچه در بود به تو داده بود جبران نماز صبحت که قضا شد نمی‏شوداینها زیاد است آقا زیاد در روایات می‏خوانیم این جور چیزها زیاد، بنابر این تقاضا دارم از شما این نماز اول وقت را با جماعت در مسجد مؤدب باتعقیب با حضور قلب این نماز شب را یک ساعت قبل اذان صبح این یازده رکعت آن رکعت آخر که به نماز وترش است اهل دل آنجا حرفها دارند کارها دارند معاشقه‏ها دارند واینها همه برای ما طلبه‏ها است.

خدایا به حق آن کسانیکه از این چیزها لذت می‏برند لذتشان همین است به قول پروردگار عالم می‏گوید، ملائکه یک بندههای داریم لذتشان در دل شب است راز و نیاز با من، خدایا به آنها قسمت می‏دهیم لذت این گونه مطالب را لذت این گونه عبادات را به همه ما بچشان.

«والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته»