***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > روحانیت > دور نمودن صفات رذیله  

درس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی»

موضوع: دور نمودن صفات رذیله

تاریخ: 20/ 9/ 1376

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

بحث این بود که در حالیکه مردم میدانستند پیامبران الهی بر حق هستند برای سعادت دنیا و آخرت مردم آمدند اما با همه پیامبرها با فرضی که بینه و برهان داشتند اما لجاجت کردند زیر بار نرفتند «وما ارسلنا فی قریة من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون»[1] که قرآن روی همین هم پا فشاری دارد این کله گنده‏ها کله پر بادها، این عزیز بی جهت‏ها حالا یا از نظر علمی غرور دارد یا از نظر ریاست غرور دارد یا از نظر پول اینها که قرآن اسمش را می‏گذارد مترف در مقابل مستضعفین چرا چنین است که در دو جلسه قبل می‏گفتم راستی چه جور می‏شود یک افرادی مولود کعبه را که خودشان دیدند سر دست پیغمبر اکرم «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» روایت ثقلین را خودشان شنیدند اما باهمه این فرضها امیرالمومنین را عقب بزنند و خودشان بیایند جلو چه جور می‏شود یک جهت را اشاره‏ای کردم و گفتم که صفت رذیله اگر صفت رذیله‏ای بر کسی حکم فرما باشد این صفت رذیله کور می‏کند کر می‏کند نفهم می‏کند دیگر معمولاً آدم کور، کر، نفهم، آدم دیوانه در چاه می‏افتد قرآن می‏فرماید روز قیامت همین‏ها می‏گویند «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی‏اصحاب السعیر»[2] دیوانه بودیم و الا اگر دیوانه نبودیم که جهنم جای ما نبود و صفت رذیله انسان را دیوانه می‏کند قرآن شریف زیاد در این باره صحبت دارد که صفت رذیله آدم را دانسته جهنمی می‏کند «و اضله اللَّه علی علم»[3] می‏رسد به آنجا که با زبان حالش با زبان قالش قرآن این را نقل می‏کند ترسیم می‏کند برداشت می‏کند از جامعه «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علینا حجارة من السماء اوئتنا بعذاب الیم»[4] خدایا اگر حق است نمی‏توانم ببینم زیر بار نمی‏رویم آتشی بیاید مرا نابودم کند سنگی بیاید مرا بکشد همین مثال مشهور که خر سیاه خودش را می‏کشد برای اینکه ضرر به صاحبش بخورد «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علینا حجارة من السماء اوئتنا بعذاب الیم» که بعضی از مفسرین می‏گویند درشأن نزولش هم در همین زمان نصب امیرالمومنین بوده است امیرالمومنین منصوب شد به خلافت یک کسی پا شد گفت اگر از طرف خودت است قبول ندارم اگر از طرف خداست نمی‏توانم ببینم نفرین کن یک سنگی بیاید مرا نابود بکند یک آتشی بیاید مرا بسوزاند آیه شریفه آمد ببین انسان به کجا می‏رسد. دیوانه به کجا می‏رسد آدم نفهم، آدم کور، آدم کر به واسطه صفات رذیله به کجا می‏رسد «سأل سائل بعذاب واقع»[5] بعضی از مفسرین هم شیعه و هم سنی همین جور معنا کردند که یکی از شأن نزولهایش همین که وقتی امیرالمومنین منصوب به خلافت شد سأل سادل بعذاب واقع را هم دیدند که بعضی از مفسرین می‏گویند این عذاب برایش واقع شد پیغمبر گفتند برو تنها در میان ما نباش آن که می‏خواهی به سرت می‏آید و وقتی انسان برود در تاریخ مخصوصاً در تاریخ قرآن این تاریخ قرآن را من از شما تقاضا دارم با این عینک بروید در تاریخ قرآن تاریخ هایی که در قرآن است گاهی تاریخ‏های انسان با عینک علمی می‏رود در تاریخ ببیند که وضع مردم چه جوری بوده است به عبارت دیگر می‏رود برای فلسفه تاریخ اینها چه کاره بودند چه جوری بودند زندگی چه جور بوده است این خوب است اسمش را می‏گذاریم تاریخ علمی گاهی هم انسان تاریخ را با عینک تاریخ فردی صرف تاریخ می‏رود تاریخ یاد می‏گیرد این هم یک چیزی است برای خودش اما گاهی برای لم تاریخ «فسیروا فی الارض فانظروا کیف عاقبة کان الظالمین» «لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالبب»[6] برای عبرت بهش می‏گوییم که تاریخ اخلاقی با این چشم با این عینک برود در تاریخ قرآن از همین جهت هم استاد بزرگوار ما حضرت امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) می‏فرمودند که مشهور است که تاریخ قرآن اینها همه‏اش اخلاقی است ایشان می‏فرمودند اینها که اخلاقی است شما نمی‏توانید آیه‏ای پیدا کنید در قرآن که رنگ اخلاقی نداشته باشد لذا این ثلث قرآن ربع قرآن راجع به تاریخ همه‏اش همین است جواب شبهه‏ای است که من الان سؤال کردم از شما جواب این سؤال است که برو در تاریخ ببین که مردم معمولاً چنین است چون که ساخته شده نیستند چون صفت رذیله دارند حسود هستند متکبر هستند منیت دارند نفسیت دارند بخل دارند این جورها وقتی بخل داشت قارون می‏شود حالا راستی قارون حضرت موسی را نمی‏شناخت؟ از خواص حضرت موسی بود یعنی این که از کف دست حضرت موسی مثل خورشید روشنایی ساطع بود هم در تاریکی قارون می‏دید هم در روشنایی ید بیضاء حضرت موسی، عصای حضرت موسی را نه یک مرتبه بلکه صد مرتبه دیده بود بلعیدن آن بیابان را قارون دیده بود اما وقتی که بهش می‏گویند زکات بده می گوید «اوتیته علی علم» خودم علم پیدا کردم پول پیدا کردم حالا چرا زکات بدهم خطاب شد باهاش بیا مدام تخفیف داد تخفیف داد بالاخره گفت می‏روم فکرش را میکنم رفت فکرش را بکند زن را مجبور کرد تهمت بزند به حضرت موسی آقا قارون است چرا؟ از خواص است لذا بنا این جور بود زن در وسط منبر پا بشود و بگوید تو با من زنا کردی بچه هم مال تو است آن هم در وسط پا شد دیگر خدا مقلب القلوب است گفت این قارون به من پول داده که من تهمت بزنم این جوری دیگر بنابر آن که قرآن دارد خطاب شد زمین بگیرش یعنی حضرت موسی گفت و بالاخره آنجا خدا خدایش التماسش شروع شد قرآن می‏گوید همین التماس هم «انه کلمه هو قائلها»[7] اینها همه اگر انسان بااین عینکی که من درس می‏دهم برود در قرآن اینها همه به قول حضرت امام رنگ اخلاقی دارد حتی «رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا»[8] بعد قرآن میگوید «انه کلمة هو قائلها» این زبانی می‏گوید، حالا دمش گیر کرده در تله خدا خدا می‏کند رهایش کن چند روزی طول نمی‏کشد دو دفعه همانی بوده که هست باید با ریاضت آن هم چه ریاضتی به قول مرحوم بهاری با ناخن چاه کندن به قول من با مژه چاه کندن و این صفات رذیله را مثل رگ که از بدن انسان بیرون کشده می‏شود چه سخت است این جوری ریاضت سخت است خود سازی سخت است این جور صفات رذیله را بیرون کشیدن و الا انسان می‏رسد به اینجا که در روز قیامت با خدا می‏جنگد چنانچه با حق و حقیقت می‏جنگد «یوم یبعثهم اللَّه جمیعاً فیحلفون له کما یحلفون لکم و یحسبون انهم الا شی‏ء علی انهم هم الکاذبون»[9] می‏گوید خدا به حق خودت قسم من بهشتی هستم تو اشتباه می‏کنی ملائکه هایت تقلب کردند این پرونده من پرونده تقلبی است آن وقت «نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا بکسبون»[10] اینها همه قرآن است دیگر از مجملات هم که نیست یعنی آدمی که صفت رذیله داشت همه جا کار میکند همه جا و شب اول قبرش با نکیر و منکر یک مثال عوامانه‏ای می‏زنند اما این مثال ریشه قرآنی دارد که یک کسی با نکیر و منکر می‏جنگید می‏گفت من قبول ندارم که شما بخواهید برای من پرونده درست بکنید خدا بعد هم «رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا» قرآن می‏گوید همین جا هم دمش در تله گیر کرده است و الا بر گردد چون صفت رذیله دارد همان هست که بود روز قیامتش هم همین است با خدا می‏جنگد و آن هفته می‏گفتم که من روایتش را ندیدم یکی از بزرگان روایت را نقل می‏کرد الان خلجان ذهنی دارم یا علامه طباطبایی این استاد بزرگوار عزیز ما یا حضرت امام این نابغه دهر ما یکی از این دو ظاهراً حضرت امام می‏فرمودند که جهنم خنک می‏شود یک نسیمی در جهنم این کله گنده‏ها اینهایی که صفات زذیله درونش رسوخ کرده است میگویند چه خبر است میگویند پیغمبر آمده است جهنم سری بزند ببیند می‏شود یک کسی را نجات بدهد می‏رود در سلول می‏گوید در را ببندید چشمم به پیغمبر نیفتد یعنی راستی وقتی صفت رذیله باشد آن تکبر دیگر پیغمبر را نمی‏تواند ببیند سنگش می‏زند ابولهب پیغمبر را بهتر می‏شناخت یا ما، عمویش است فصاحت و بلاغت قرآنی دارد معجزه است پیغمبر را می‏بیند چهل سال پیغمبر را بزرگ کرده است با امانت با عقل با درایت می‏گفت که دیدم یک جوان به جلو یک پیر مرد به عقب سنگهای بزرگ بزرگ تو سر این جوان گفتم چه خبر است چه کار می‏کند گفتند این عمویش است او ادعای پیغمبری کرده است او در سرش می‏زند می‏گوید چرا؟ دیگر عمو و پدر و پسر و اینها که ندارد خدا نکند آدم حسود بشود اگر پسرش همکارش باشد خوشحال که پسرش مرد می‏گویند که یک کسی پسرش مرده بود می‏رفت سر قبر پسرش یک مقدار گریه می‏کرد وگاهی هم پا می‏شد یک دو سه تا لگد روی قبر می‏زد چرا چنین می‏گفت اما لگد را می‏زنم خوشحال هستم همکارم مرده است اما گریه می‏کنم ناراحت هستم پسرم مرده است اینها مثال عوامانه است همه‏اش ریشه قرآنی دارد همه‏اش ریشه تاریخی دارد که اگر صفت رذیله داشتی نمی‏گذارد راحت باشی نمی‏گذارد مخصوصاً وقتی که شعله ور باشد دیگر وقتی شعله ور شد قابیل هابیل می‏کشد دیگر وقتی شعله ور شد در حالیکه عایشه ،امیرالمومنین را نمی‏شناخت در وقتی که شعله ور شد می‏آید جنگ جمل را به پا میکند بیست هزار نفر را به کشتن می‏دهد در حالیکه پیغمبر خبر داده بود که عایشه مواظب باش یک وقت سوار شتر نشوی به جنگ ولی خدا بروی ن وقت چون که شعله ور نبود تعجب می‏کرد گفت می‏شود این جور گفت یا رسول‏اللَّه اینها چی است که می‏گویی گفت بهت گفتم اما وقتی که حسادت گل کرد دیگر اینها ندارد دیگر همه چیز زیر پا گذاشته می‏شود عقل، وجدان اخلاقی، شعور، دین، همه چیز دیگر «کل یعمل علی شاکلته» از کوز برون تراود آنچه در اوست من از شما مخصوصاً شما جوانها تقاضا دارم این «کل یعمل علی شاکلته» را هیشه در نظر داشته باشید اگر یک صفت رذیله رسوخ بکند در دل شماها دیگر نمی‏گذارد، ببین قرآن را قرآن ترسیم می‏کند یک دسته از مردم این هستند «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک فامطر علینا حجارة من السماء اوئتنا بعذاب الیم» حالا بینی و بین اللَّه به قول مرحوم شهید عزیزمان آقای مطهری در یک جایی دیدم که ایشان یک جمله شیرینی دارد در ذیل این آیه به جای اینکه بگوید «اللهم ان کان هذا هو الحق من عندک» به جای اینکه بگوید فامطرنا بگوید وفقنا لقبوله اما به جای اینکه بگوید اللهم وفقنا لقبوله می‏گوید «فامطر علینا حجارة من السماء اوئتنا بعذاب الیم» این یکدسته، اما یکدسته می‏گوید اللهم وفقنا پاک دلها آنهای که صفات رذیله رسوخ نکرده «واذا سمعوا ما انزل الی الرسول‏تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق» وقتی قرآن را می‏شنود وقتی حق و حقیقت را می‏بیند گریه شوق می‏کند الحمدللَّه حق آمد الحمدللَّه ما به حق رسیدیم بعدش هم با زبان قال با زبان حال می‏گوید ما دنبال همین بودیم الحمدللَّه رسیدیم چه خوب شد به جای اینکه بگوید «فامطر علینا حجارة من السماء اوئتنا بعذاب الیم» یا به قول مرحوم آیت اللَّه آقای مطهری بگوید فوفقنا گریه شوق می‏کند «فاذاسعموا ما انزل الی الرسول تری اعینهم من الدمع» برای چی «مما عرفوا من الحق» ما طلبه‏ها مخصوصاً باید خودسازی بکنیم والا اگر خودسازی نشویم هر چه پیرتر بشویم هر چه شهرتمان زیادتر بشود هر چه علممان بیشتر بشود معلوم است وزر و وبالش بیشتر است حضرت امام به ما نصیحت می‏کردند می‏فرمودند که از خدا بخواهید جدی بخواهید به خدا بگویید که خدایا اگر بنا است من شهرتی پیدا بکنم علمی پیدا بکنم اما صرف در غیر تقوابشود من هر چه زودتر بمیرم، چه حرف خوبی است راستی این حرف، از امام سجادعلیه‏السلام در صحیفه سجادیه همین را می‏گویند، می‏گویند «اللهم ان کان عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک سریعاً» یعنی اگر بنا باشد عمر من چراگاه شیطان است هر چه زودتر بمیرم بهتر است اگر راستی دل ما چراگاه شیطان باشد هر چه زودتر زیر خاک برویم بهتر است لذا به جای اینکه برایمان گریه کنند ما سعایت برای جامعه بکنیم جامعه را به فساد بکشیم کدام بهتر است یک طلبه‏ای مظلوم وار بمیرد هم بهشت می‏رود هم ثواب شهید دارد حالا این بزرگ بشود «اذا فسد العالِم فسد العالَم»یک دفعه همین با شهرتش با علمش مردم را بد بین کند به روحانیت حضرت امام می‏فرمودند ذنب لا یغفر است بارها این جمله از حضرت امام یعنی معنایش این است که بابا این موفق نمی‏شود توبه بکند ذنب لا یغفر است ما وقتی که می‏خواستیم درس‏ها تعطیل بشود متفرق بلاد بشویم ایشان رسمشان بود که جلسه عمومی برای طلبه‏ها و این را مرتب تکرار می‏کردند که وقتی متفرق بلاد می‏شوید مواظب باشید که کاری نکنید مردم بد بین به روحانیت بشوند کار شما نشست و برخاست شما خورد و خوراک شما بعد می‏فرمودند اگر مردم بد بین به روحانیت بشوند آقایی یک عمری با زهد و با شخصیت در گوشه خانه زندگی کرده است توهین به آنها کردی ذنب لا یغفر است یک وقت یک مثال می‏زدند مثال خوبی است می‏گفتند دو تا طلبه که در شما نیست رفتند در یک دهی برای تبلیغ آن کدخدای ده آدم فهمیده‏ای بود می‏خواست این دو تا طلبه‏ها را بشناسد که چه جوری هستند خوبند بد هستند نشست، خدمت حسابی گرم گرفت با اینها بعد یکی از طلبه‏ها پاشد رفت برای تطهیر از رفیقش پرسید این چه جور آدمی است گفت یک خری است هیچ سرش نمی‏شود دیگر ما آوردیمش اینجا گفت خیلی خوب آمد نشست یک مقداری نوبت او شد می‏خواست برود برای تطهیر رفت تطهیر کند از رفیقش سؤال کرد گفت این چه جور آدمی است گفت یک گاوی است و هیچ سرش نمی‏شود گفت خیلی خوب سفره را انداختند دستور داد سه تا بشقاب یکی پلو یکی جو یکی هم پنبه دانه جو را گذاشت در مقابل آن الاغ و پنبه دانه را گذاشت در مقابل آن گاو و پلو را گذاشت در مقابل خودش اینها به خود گفتند (چه نهی از منکر عملی چه نهی منکر خوبی) بعد گفت من که شما را نمی‏شناختم معرفی کردید بهترین غذا برای الاغ جو است بهترین غذا برای گاو هم پنبه دانه است یک وقت این جور معلوم است این هرچه رودتر بمیرد بهتر است الا اینکه خودسازی بکند و الا اگر مردم را بدبین به روحانیت همان است که حضرت امام می‏گویند ذنب لا یغفر است و ما خیلی باید خودسازی بکنیم و الا می‏شود بلعم باعور آقا نگذرید از این بلعم باعور عالم بود قرآن می‏گوید عالم بوده است قرآن می‏گوید بخوان برایشان خبر بده بهشان «اتیناه من ایاتنا» من نمی‏دانم «اتیناه من ایاتنا» یعنی توحید افعالی خودش زحمت کشیده بوده است یا نه علم لدنی بوده خدا بهش داده است نمی‏دانم چه بوده است رسیده به آنجا به کجا «مثلهم کمثل الکب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» چرا؟ حسود بود بالاخره آن حسادتش وا دارش کرد که برود نفرین کند به حضرت موسی، حضرت موسی را نمی‏شناخت؟ چرا خدا نکند حسادت گل کند خدا نکند تکبر پول پرستی گل کند خدا نکند وقتی پول پرستی گل کند راستی شریح قاضی امام حسین‏علیه‏السلام را نمی‏شناخت شریح قاضی، قاضی امیرالمومنین‏علیه‏السلام بود چند سال در همین کوفه علی می‏شناخت حسن و حسین می‏شناخت با کمال وقاهت برداشت نوشت «من خرج علی امام الوقت فدمه هدر» بعد مصداق کرد والحسنین اذا کذلک آقا حسین را به کشتن داد حسین می‏شناخت اما وقتی پول پرست بشود وقتی که یک میلیون بهش بدهند نه وقتی برسد به یک میلیارد وامصیبتها درجاتش عالی است عالی‏تر کند مرحوم آیت اللَّه آقای حسین قمی می‏گویند به طلبه‏ها می‏گفت من یک میلیون عادل هستم یعنی من یک میلیون بهم بدهند بگویند دین بده نمی‏دهم اما حالا آمد ویک میلیارد گفته بود نمی‏دانم چه چیز است نمی‏دانم چه جور است یکدفعه می‏دانید ما طلبه‏ها باید چی باشیم «وللَّه لو اعتیت اقالیم السبع و ما تحت افلاکها علی ان عصی اللَّه فی نملة اصلبها جلب شعیرة ما فعلته» ما طلبه‏ها باید این باشیم اگر این نشد در خطر هستیم عالم هستی به یک طرف اگر بگویند ظلم کن پوست جو را از دهان مورچه بگیر من که علی هستم نمی‏کنم یک طلبه بگوید من که طلبه هستم می‏دانم نمی‏کنم و الا اگر خودسازی نکنید یکدفعه خدایی نکرده ریشش تا پر شالش است پایش هم دم مرگ است اما غیبت میکند تهمت می‏زند شایعه پراکمی می‏کنداصلاً حجره‏اش یا منزلش جای غیبت کردن است جای غیبت کردن است جای توطئه است نمی‏دانم جای شایعه پراکنی است باید خودسازی کرد بحث خوبی است یک مقداری باید درباره‏اش صحبت کنیم راجع به صفات رذیله راجع به هوی و هوسش راجع به پول حرامش راجع به «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر اللَّه».

خدایا به حق حسینت و مظلومیتش، توفیق خود ساری، توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت، توفیق وظیفه‏شناسی عمل کردن به وظیفه به همه ما عنایت بفرما.

والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته

سوره سباء، آیه 34.

سوره ملک، آیه 10.

سوره جاثیه، آیه 22.

سوره انفال، آیه 32.

سوره معارج، آیه 1.

سوره یوسف، آیه 111.

سوره مومنون، آیه 10.

سوره مومنون، آیه 99.

سوره مجادله، آیه 18.

سوره یس، آیه 65.