***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > مقالات > فضایل و رذایل اخلاقی > راستی و راست گویی > کلیات > پیش گفتار 
پیش گفتار

کافران را دوست دارم، از این وجه که دعوی دوستی نمی کنند. می گویند: آری، کافریم، دشمنیم!

اما این که دعوی می کند که دوست است و نیست، پر خطر است.

1. اهمیت و ضرورت بحث

صداقت و اخلاص یکی از مباحث مهم در ادیان و مکاتب اخلاقی گوناگون است که اندیشمندان از زوایای مختلف به بررسی آن پرداخته اند. دین اسلام نیز به ضرورت این موضوع در تربیت نوع بشر توجه داشته و در قرآن و احادیث و همچنین در کتب اندیشمندان مسلمان به آن پرداخته شده است. قرآن کریم درباره لزوم صداقت ورزی و اجتناب از دروغ می فرماید:

«وَیْلٌ لِکُلِّ أَفّاکٍ أَثیمٍ». «وای بر هر دروغ گوی گنهکار».

«وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ». «از سخن دروغ [و باطل] بپرهیزید».

همچنین در اهمیت راستگویی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که:

«در نظر من بهترین سخنان آن است که راست باشد».

2. نحوه پرداختن متون کهن اسلامی به این موضوع

به تبع اهمیت «صدق» در قرآن و حدیث، اندیشمندان مسلمان نیز در کتاب های خود توجه خاصی به بحث صدق مبذول داشته اند. آنان در کتاب های اخلاقی و عرفانی معمولاً بعد از تعریف صدق و مفاهیم نزدیک به آن، ضرورت صداقت را در امر انسان سازی بررسی کرده و وجوه و سطوح صداقت و جنبه های مختلف آن را بیان کرده اند.

برای نمونه «عزّالدین محمود کاشانی» در کتاب «مصباح الهدایه» آورده است:

«و مراد از صدق، فضیلتی است راسخ در نفس آدمی که اقتضای توافق ظاهر و باطن، تطابق سرّ و علانیت او کند؛ اقوالش موافق نیّات باشند و افعال، مطابق احوال».

«خواجه عبدالله انصاری» نیز در تعریف صدق و درجات آن می گوید:

«صدق، راستی است، و صدق را سه درجه است: درجه ظاهر است و دیگر باطن و سه دیگر غیب.

آن چه ظاهر است سه چیز است: در دین صلابت و در خدمت سنت و در معاملت حسبَت.

و آن چه باطن است سه چیز است: آن چه گویی، کنی و آن چه نمایی، داری و از آن جا که آوازدهی، باشی.

و آن چه غیب است سه چیز است: آن چه خواهی، یابی و آن چه نیوشی، ببینی و نزدیک وی آن چه می شمری، باشی».

3. نحوه پرداختن به این موضوع در بررسی حاضر

نظر به اهمیت و توجه به امر صداقت در سنت فکری اسلامی، مجموعه حاضر بر آن شده است تا برگزیده ای از متون کهن با موضوع «صداقت و اخلاص» را جمع آوری نماید. در این مجموعه سعی بر آن است که سخنان اندیشمندان مسلمان در این رابطه گردآوری شده و به شکلی نظام مند عرضه شود.

 

4. منابع مورد بررسی

منابع مورد بررسی، طیف متنوعی از کتب اخلاقی و عرفانی در سنت فکری اسلامی است که شامل کتب اخلاقی مانند اخلاق محتشمی، راه روشن، جامع السعادات و کیمیای سعادت و منابع عرفانی مانند کشف المحجوب، شَرح تَعرُّف، اُنسُ التائِبین، مَرتَعُ الصّالحین و... می شود.

در گردآوری مطالب نیز سعی شده است اصالت متون و مطالب حفظ شده و تصرفات در حد تلخیص مطالب طولانی، یکسان سازی رسم الخط و پاراگراف بندی باقی بماند. امید است که تلاش حاضر گامی کوچک در راستای انتقال میراث ارزشمند پیشینیان به نسل کنونی باشد.

5. نگاهی کلی به بحث صداقت و اخلاص

اگر به دنبال وجهی عام بین تعاریف و شقوق مختلف صداقت باشیم، در پس گونه های آن به مفهوم کلی «یکی کردن و یگانه نمودن» می رسیم. به این معنی که تمام توصیه های هم خانواده با صداقت در مفهوم پرهیز از دویی و اقبال به یگانگی با هم مشترک اند.

اما این مفهوم کلی، که در کتب اخلاقی و عرفانی توصیه شده، سه جلوه عمده یافته است که هر جلوه در ماهیت، وجوه و مکانت ارجاع با دیگری تفاوت دارد. این سه وجه عمده «یکی کردن» از قرار ذیل اند:

1. یکی کردن غرض، هدف و نیت انجام فعل؛

2. یکی کردن ظاهر و باطن، درون و بیرون، دل و جسم در انجام فعل؛

3. یکی کردن آن چه هست با آن چه که باید باشد.

وجه اول که در کتب اخلاقی و عرفانی بیشتر تحت عنوان اخلاص و صدق نیت آمده، در پی القای این آموزه است که در انجام هر عمل (خواه عمل فردی باشد یا جمعی) غرض از آن باید مشخص باشد (بحث لزوم نیت کردن برای اعمال) و این غرض مشخص باید انجام دادن آن فعل برای خداوند باشد (بحث نیت خالص).

در راستای عملی کردن معنی اول صدق، عالمان اسلامی به آفت آن نیز توجه داشته اند. بحث هایی چون ریا و سُمعه از جمله این نکات اند.

وجه دوم در کتب اخلاقی بیشتر تحت باب صدق، راستی، راستگویی، راست کرداری، صداقت و... آمده است. مطالب موجود در این ابواب غالبا در پی القای این آموزه است که فرد باید سه ساحت وجودی خود یعنی ساحت گفتار، ساحت پندار و ساحت کردارش را در انجام هر عمل و در تعامل با هر کس یکی سازد. در تفهیم هر چه بهتر این آموزه است که بحث از آفاتی چون کذب، نفاق، سوگند دروغ، وعده خلاف و... مطرح می شود.

وجه سوم مطلبی نیست که در کتب اخلاقی و عرفانی بحثی مستقل بدان اختصاص یافته باشد. بلکه در بیان تمام آموزه های اخلاقی، آن جا که از صدق یک عمل به معنای رسیدن به حد اعلای آن عمل و تحقق آن بدان شکل که باید باشد بحث شده، در اصل، راجع به این عنوان مطلبی آمده است.

مثلاً بحث از صدق توکل و صدق توبه یا صدق نماز و صدق روزه و دیگر بحث های مشابه که اکثرا ذیل عنوان فعل مربوطه آمده اند، از این دست اند. این وجه از صدق نیز در برگیرنده تمام افعال، در هر جهت و در ارتباط با هر کس است.

هر چند هر یک از سه وجه مفهوم صدق جهتی متفاوت از این فعل را در برمی گیرند، اما امکان جمع شدن در یک فعل را دارند و جمع کردن آن ها مؤکدا توصیه شده است. یعنی در انجام یک فعل (چه پنداری باشد چه گفتاری و یا کرداری) توصیه شده که اول غرض از انجام آن یکی شود و بعد ظاهر و باطن آن عمل و ظاهر و باطن فرد در انجام آن عمل یکی گردد و در نهایت آن چه فرد از عمل درک کرده و انجام می دهد، با آن چه که حقیقت آن عمل است و خدا از او می خواهد یکی گردد. به عبارتی این سه وجه مفهوم صدق، درجات آن نیز به حساب می آید.

با دانستن این وجوه مختلف برای مفهوم صدق، مشخص می شود که صداقت تنها راست گفتن یا دروغ گفتن به زبان نیست بلکه دایره مفهومی آن اکثر اعمال و بیشتر ساحات وجودی انسان را شامل می شود.

 

 

 

 

 

 

مقدمه

ثنا و حمد بی پایان خدا را که صنعش در وجود آورد ما را
الها قادرا پروردگارا کریما منعما آمرزگارا
چه باشد پادشاه پادشاهان اگر رحمت کنی مشتی گدا را
خداوندا تو ایمان و شهادت عطا دادی به فضل خویش ما را
وز انعامت همیدون چشم داریم که دیگر باز نستانی عطا را
از احسان خداوندی عَجَب نیست اگر خط درکشی جرم و خطا را
خداوندا بدان تشریف عزت که دادی انبیا و اولیا را،
بدان مردان میدان عبادت که بشکستند شیطان و هوا را،
به حق پارسایان کز در خویش نیندازی من ناپارسا را
مسلمانان ز صدق، آمین بگویید که آمین تقویت باشد دعا را
خدایا هیچ درمانی و دفعی ندانستیم شیطان و قضا را
چو از بی دولتی دور اوفتادیم به نزدیکان حضرت، بخش ما را
خدایا گر تو سعدی را برانی شفیع آرد روان مصطفی را
محمد سیّد سادات عالم چراغ و چشم جمله انبیا را

سعدی شیرازی

خداوند را ستایش می کنیم به گونه ای که شاکران او را می ستایند و به او ایمان داریم به نحوی که صاحبان یقین به او ایمان دارند، و به یگانگی او اعتراف می کنیم، مانند آن چه راستان اعتراف می کنند. گواهی می دهیم که جز او معبودی نیست و اوست پروردگار جهانیان، آفریننده زمین و آسمان و موظّف کننده جن و انس به این که او را مخلصانه عبادت کنند و فرموده است: «وَ ما اُمِرُوا إلاَّ لِیَعْبُدُوا اللّه َ مُخْلِصِیْنَ لَهُ الدِّیْنُ» و خداوند را جز دین ناب استوار، چیز دیگری شایسته نیست، چه او از همه بی نیازان از شرکت دادن مشارکان در عبادتش بی نیاز است.

و درود فراوان بر پیامبرش، محمد صلی الله علیه و آله سرور پیامبران، و بر خاندان و یاران پاک او باد.

اما بعد؛ برای ارباب قلوب در سایه بینش ایمان و انوار قرآن روشن شده است که جز به علم و عبادت نمی توان به سعادت رسید و مردمان جز عالمان و عالمان جز عاملان و عاملان جز مخلصان، همه هلاک شدگانند و مخلصان نیز در معرض خطری بزرگ قرار دارند. عمل بی نیت و نیت بدون اخلاص خودنمایی و ریاست، و ریا همتای نفاق و همسان گناه، و اخلاص بی صدق پوچ و هباست.

خداوند درباره هر عملی که برای غیر خدا و مُشوَّب به ریاست، فرموده است: «وَ قَدِمْنَآ إِلَی ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَبَاءً مَنْثوُرا.» کاش می دانستم چگونه ممکن است کسی نیت خود را درست کند در حالی که حقیقت نیت را نمی داند، و یا آن که نیتش را درست به جا آورد بی آن که حقیقت اخلاص را بداند، و یا مخلص چگونه خود را در اخلاص خویش صادق بشناسد در حالی که معنای صدق اخلاص را نفهمیده است.

بنابراین هر بنده ای که بخواهد راه طاعت خدا در پیش گیرد، نخستین وظیفه اش آن است که برای به دست آوردن معرفت، نیت را بیاموزد. سپس بعد از فهم حقیقت صدق و اخلاص، که دو وسیله برای رستگاری و رهایی بنده از آتش دوزخ است، با عمل نیت را تصحیح کند و ما به خواست خداوند معانی نیت و صدق و اخلاص را ذکر می کنیم.

«اَعِنِّی عَلَی صالِحَ الفِعْلِ، وَ مَرْضِیِّ القَوْلِ، وَ اَنْطِقْ بِحَمْدِکَ وَ ذِکْرِکَ وَ حُسْنِ الثَّناءِ عَلَیْکَ بِلِسانِی».

«خدایا! مرا یاری ده بر کار نیک و سخن پسندیده و مرا به سخن آور به ذکر و حمد خود و نیکو ستودن تو با زبانم».

 

منبع:گنجینه > پاییز 1386، شماره 66-67