***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > مقالات > اخلاق نظری > اخلاق در منظر ابن سينا 

اخلاق در منظر ابن سينا
جناب ابن سينا در علم اخلاق کتابهايى نگاشت. او بسيار مؤدب و بزرگوار بود و آثار عظمت و ادب در نوع نوشتارهاى او کاملا به چشم مى‏خورد. از همين رو عارف نامدار «ابو سعيد ابوالخير» از او مى‏خواهد تا رساله‏اى در زمينه تهذيب و تزکيه نفس، براى وى بنگارد. مرحوم بوعلى نيز رساله سودمند کوتاهى براى جناب ابوسعيد ابوالخير مى‏نگارد.
مرحوم شيخ رئيس رساله‏هاى فراوانى در بحث اخلاق دارد چنانکه رساله‏هاى متعددى در مسئله «عهد» دارد و اخلاق نويسى غير از تعهد اخلاقى است. تعهد اخلاقى هم ابتدا، از عهد با خدا شروع مى‏شود. قرآن کريم هم به ما آيين عهد با خدا را مى‏آموزد:
«لقد کانوا عاهدوا الله من قبل‏»
که
«لا يولون الادبار» (1)
و خدا هم با ما تعهد مى‏کند که:
«الم اعهد اليکم يا بنى ادم ان لا تعبدوا الشيطان‏» (2)
اين عهد عبد و مولا را قرآن و عترت امضا کرده‏اند; يعنى خدا آن قدر به ما نزديک است که ما مى‏توانيم با او عهد ببنديم:
«هو معکم اين ما کنتم‏» (3)
کسانى که سعى مى‏کنند به آنچه فراگرفته‏اند عمل کنند و علم را براى گفتن، شنيدن، نوشتن و تدريس نپندارند و اولين بهره‏اى که از نوشته‏ها و خوانده‏هاى خود مى‏برند تعهد دينى و تخلق اخلاقى باشد، در حقيقت‏با خدا عهد مى‏بندند، قرار داد خاصى بين خود و مولا امضا مى‏کنند و مرحوم شيخ رئيس از کسانى بود که رساله‏هايى در عهد نوشته است.
عهد عملى مرحوم بوعلى
رساله «عهد» شيخ رئيس گرچه در زمينه عهد است ولى بخش مهمى از آن، بحثهاى اخلاقى يعنى ارائه راههاى اخلاقى و فنى است. رساله عهد ديگرى نيز از شيخ‏رئيس در حاشيه «شرح الهداية الاثيريه‏» صدرالمتالهين (4) آمده است که عهد عملى است. اولين ماده اين رساله دوم که در حقيقت، رساله عمليه است اين است: «عهد کردم که عالمى از عوالم عقلى بشوم‏». چون حکيمان در تعريف حکمت گفته‏اند: «صيرورة النفس عالما عقليا مضاهيا للعالم العيني» (5) بوعلى نيزمى‏گويد عهد کردم که در تحقيق معارف، سخنى را بدون برهان نپذيرم; چون انسان تا حکيم نباشد، تخلقى هم ندارد; زيرا هر گونه گرايشى مسبوق به بينش و معرفت است.
بوعلى سپس مى‏گويد. براى اين که نفسم بر بدنم مسلط باشد، بايد اين گونه فضايل را انجام بدهم تا نوبت‏به جزئيات زندگيم برسد. کسانى که راه اخلاق را طى کرده‏اند، از اولين دستور العملهاى آنها کم خوردن، کم خوابيدن، کم حرف زدن، تنها بودن، ذکر دائم داشتن است:
صمت و جوع و سهر و خلوت و ذکرى به دوام ناتمامان جهان را کند اين پنج تمام
مواظبت‏بر اين امور، خامهاى جهان را پخته مى‏کند. عصاره اين مطالب پنج‏گانه در مواد عهد نامه بوعلى آمده است. او در رساله خود مى‏گويد: «عهد بر اين است که انسان متعهد لب به مشروب نزند»: «لا تلهيا ولا تشفيا و لا تقويا» (6) نه براى ميگسارى، نه براى تقويت و نه براى شفا يابى. اين جمله ناظر به آن است که:
«ليس في حرام شفاء» (7)
معجزه برخاسته از حوزه
ابن سينا طبيب معروفى بود. روزى که در اروپا سخنى از پزشکى نبود، بوعلى از حوزه‏هاى علمى برخاست و طبيبانه کتابهاى مهم طب را نوشت. بهمنيار، که از شاگردان ابن سيناست در کتاب خود «تحصيل‏» از هيچ کس حتى از بوعلى نام نمى‏برد; ولى مى‏گويد صاحب اين رشته (بوعلى) در زمانى زندگى مى‏کرد که در آن، حوزه علميه، کتابخانه رسمى نبود و اساتيد فن نبودند و اگر صاحب اين صناعت در حوزه علميه‏اى رشد مى‏کرد که اساتيد و معلمينى او راتربيت مى‏کردند و کتابخانه‏هاى فراوانى در اختيار مى‏داشت که از مطالعه آنها طرفى مى‏بست، باز وجودش معجزه بود; ولى او بدون استاد و حوزه و کتابخانه به اين اوج عظيم علمى و فنى، بار يافته است. البته در هر هزار سال يا بيشتر چنين انسانهايى ظهور مى‏کنند (8)
شاگرد نماز
مرحوم بوعلى در زندگينامه خود مى‏گويد: من شاگرد نمازم; زيرا هر وقت مشکل عملى براى من پيش مى‏آمد وضو مى‏گرفتم و به جامع شهر (مسجد جامع) مى‏رفتم و در آن‏جا دو رکعت نماز مى‏خواندم و حل مشکلم را از خدا مى‏خواستم و حل مى‏شد! (9)
از بهمنيار نيز نقل شده است که گفت: روزى ابن سينا براى تدريس آمد. در همان ابتدا براى وى معلوم شد که ما درس ديروز را نفهميده‏ايم. استاد ماهر از چهره و نگاه شاگرد، مى‏فهمد که او مطلب قبلى را فهميده يا نفهميده است. و چون برايش معلوم شد که ما شب گذشته را به مجلس انس گذرانده‏ايم و مطالعه‏اى نکرده‏ايم. متاثر شده اشک از چشمان شريفش جارى شد و به عنوان نصيحت، به ما گفت: طناب‏بازهاى شهر مى‏کوشند تا در رشته خود، متخصص شوند; چرا شما در علوم الهى اين شوق را نداريد؟ پس از پايان درس، موقع نماز فرا رسيد و شاگردان نماز جماعت را به امامت‏شيخ رئيس خواندند. مواظبت‏بر نماز جماعت، نماز اول وقت و اينکه اگر انسان مشکلى داشت، نماز را به عنوان حلال مشکل خود تلقى کند، انسان را به کمال مى‏رساند و اگر به مقام شيخ رئيس نرسد، از سالکان اين کوى مى‏گرداند.
مرحوم شيخ رئيس در رساله عهد خود مى‏افزايد: «و المسموعات...» در مورد آهنگ و موسيقى و شنيدنيها، تعهد مى‏سپارم که از آنچه در پرورش روح، مؤثر است استفاده کنم (10) ; ابن سينا در مبحث «مقامات عارفين‏» در «نمط نهم‏» کتاب «اشارات‏» به «نغمه رخيمه‏» (11) اشاره کرده‏اند که سالک، احتياج به حسن صوت دارد (12) ; اما اگر نامحرمى صداى نامحرم ديگر را بشنود، انسان را از اوج ماوراى طبيعت‏به حضيض طبيعت، تنزل مى‏دهد، و آهنگى که انسان را فرشته منش نکند، از تعهدات افرادى مانند بوعلى، دور است. حسن صوتى که خواندن قرآن با آن توصيه شده، يا نغمه رخيمه‏اى که گفته‏اند سالک، به آن نيازمند است، صوتى است که نه در آن از نظر محتوا لهو و لعب باشد و نه آهنگش جنبه طبيعى را تقويت کند; بلکه نغمه‏اى است که جنبه ماوراى طبيعى داشته باشد.
اين مطلب را حکماى ديگر مانند شيخ اشراق نيز در نوشته‏هايشان دارند. اين حکيمان و عالمان اخلاق، در باره مشروبات و مسموعات براى خود برنامه‏اى ذکر کرده‏اند. اينها کسانى بودند که سعى کردند آن «دفائن عقول‏» را در سايه تعليم کتاب و عترت، شکوفا کنند و از اين رو از مرز حلال نگذشته‏اند.
ابن سينا همان طور که در باره معاد مى‏گويد: معاد روحانى را عقل مى‏فهمد; ولى معاد جسمانى را شريعت‏خاتم انبيا صلى الله عليه و آله و سلم آورده و ما را بى نياز کرده است. در رساله عهد، در باره جزييات مسائل مى‏گويد: اين جزييات را بايد شريعت‏بگويد و عقل، پيرو محض است. نتيجه اين که خطوط کلى را هم شرع مى‏گويد و هم عقل مى‏فهمد; ولى هيچ راهى براى تشخيص مسائل جزيى جز شرع وجود ندارد; مسائلى مانند جزييات نماز، روز، زکات و حج، هرگز در عقل راه ندارد. البته عقل مى‏فهمد که بسيارى از احکام را نمى‏فهمد و سيره شرع را امضا مى‏کند و در پيشگاه آن خاضع است و از اين‏جا روشن مى‏شود که عقل در برابر نقل است نه در برابر شرع; زيرا خود عقل نيز در محدوده منابع غنى و قوى شرع است و هرگز مقابل آن نيست.

.....................................................................
پى‏نوشت‏ها:
1. سوره احزاب، آيه 15.
2. سوره يس، آيه 60.
3. سوره حديد، آيه 4.
4. شرح الهداية الاثيريه، حاشيه صفحه 336.
5. اسفار، ج 1، ص 20.
6. عبارت رساله اين است: «واما المشروب فانه يهجر شربه تلهيا بل تشفيا وتداويا وتقويا» (شرح الهداية الاثيرية، ص 337)
7. کافى، ج 8، ص 193، ح 229.
8. التحصيل، ص 817.
9. روضات الجنات، ج 3، ص 160.
10. عبارت رساله چنين است: «والمسموعات يديم استعمالها على الوجه الذي توجبه الحکمة لتقوية جوهر النفس وتاييد جمع القوى الباطنة لا لما يرتبط بهذه من الامور الشهوانية‏» (شرح الهداية الاثيرية، حاشيه صفحه 336).
11. نغمه رخيمه: صداى نرم و آرام.
12. «وواحد يرجع الى هيئة اللفظ وهو ان يکون بنغمة رخيمة فان لين الصوت يفيد هيئة ما نحو المسامحة في القول...» (خواجه طوسى، شرح اشارات، ج 3، ص 383).
منبع: تفسير موضوعى آية الله جوادى آملى تدوين حجة الاسلام آقاى سيد رسول جعفرى