***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > مقالات > اخلاق معصومین (علیهم السلام) >  اخلاق در حكومت على (ع) 
  اخلاق در حكومت على (ع)


مصطفی دلشاد تهرانی

اگر اخلاق اداری در زندگی كاری انسان وجود و حضور داشته باشد ، كار كردن شیرین و توام با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خود شكوفایی از یك سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شكوفایی كار از دیگر سوی است و در نتیجه موجب رضایت خالق و بارش رحمتها و بركتهای او . امیر المؤمنین علی (ع) در پایان عهدنامه مالك اشتر چنین یادآوری كرده است :

"و من از خدا می خواهم با رحمتی فراگیر كه او راست و قدرت بزرگ او بر انجام هر گونه درخواست ، كه من و تو را توفیق دهد در آنچه خشونودی او در آن بود ؛ از داشتن عذری آشكار در پیشگاه او و آفریدگانش و واگذاردن نام نیكو میان بندگانش و آثار نیكو میان بندگانش و آثار نیك در شهر ها و تمامی نعمت و فراوانی كرامت .
امیر مؤمنان علی (ع) پس از بیان عهدنامه ای جامع در اداره امور ، برای خود و مالك اشتر از خداوند خواستار توفیق می شود در آنچه خوشنودی خداوند در آن است و این خشنودی كه مایه رحمت و بركت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه ای كه بتوان در برابر خداوند و افریدگانش عذری آشكار در نیكو انجام دادن وظایف داشت و نیز باقی گذاشتن نام نیكو میان بندگان او و آثار نیك در شهرها ؛ و این بهترین و والاترین جلوه اخلاق توحیدی است .
رشد و شكوفایی استعدادهای انسان در جهت كمال مطلق ، در عرصه كار و عمل بر پایه های اخلاق اداری است .
فقدان اخلاق اداری یعنی محو زمینه و بستر شكوفایی انسان و جامعه در جهت كمال مطلق .

زوال اخلاق اداری یعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود ، و احساس بطالت ، و احساس سقوط و هلاكت كه ظهور این احساس به صورت نمودهای زیر است :
ترشرویی ، برآشفتگی ، كم تحملی ، بدرفتاری ، بی حوصلگی ، ست پیمانی ، كارگریزی ، بیماریهای روان تنی . حضور اخلاق اداری ، كاركردن را از صورتی تكراری و خسته كننده و ملال آور ییون می برد و به انسان احساس تعالی می بخشد و همین احساس تعالی در نفس كار كردن و مناسبات انسانی با دیگران بشدت تاثیر می گذارد ؛ و با شكسته شدن اخلاق ، همه حریم ها می شكند و چون حریم ها شكسته شود هر پلیدی می تواند در باطن وو ظاهر ، و در مناسبات و روابط ظهور كند . امیر مؤمنان علی (ع) در سفارشی نورانی فرموده است :
مبادا اخلاق نیك را در هم شكنید و آن را دگرگون و بهه اخلاق بد مبدل سازید .

تاكید بر اخلاق اداری

 خطرناكترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شكسته شدن مرزهای اخلاقی است كه در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت فرو می ریزد ، و این امر در امور اداری از جایگاهی خطیر و ویژه برخوردار است ، زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می شود و در پیونند با دیگر انسانها قرار می گیرد و این پیوند صورتی اداری می یباد ، اگر اخلاق نیك حاكم بر روابط انسانی نباشد ، فاجعه چندین برابر می شود . به هیمن دلیل است كه والاترین ملاك در هر سازمان اداری متخلق بودنن به اخلاق انسانی است . امیر مؤمنان علی (ع) در عهدنامه یادآوری می كند و می فرماید :

سپس در كار عاملان خود بیندیش و پس از آزمودن به كارشان بگمار ، و ببه میل خود و بی مشورت دیگران به كاری مخصوص شان مدار ،كه به هوای خود رفتن و به رای دیگرانن ننگریستن ، ستمگری بود و خیانت ؛ و عاملاننی این چنین را در میان كسانی جو كه تجربت دارند و حیا ، از خاندانهای پارسا كه در مسلمانی قدمی پیشتر دارند {و دلبستگی بیشتر } ؛ اخلاق آنان گرامی تر است و آبرویشان محفوظ تر و طمعشان كمتر و عاقبت نگری شان فزونتر.

امام (ع) به دقت در مجموعه ای از ویژگیها و خصوصیات د رگزینش افراد سفارش می كند كه حاصل این دقت ، گزینش عاملانی است متخلق به اخلاقی نیك : انسانهایی گرامی تر و با آبروتر و با طمعی كمتر .
همچنین امیر مؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالك اشتر به او چنین فرمان می دهد :
پس درباره كاتبان و دبیران خود بنگر ، و بهترینشان را بر سر كار بیاور و نامه هایی را كه در آن تدبیرها و رازهایت نهانن است ، از جمع كاتبان و دبیران به كسی اختصاص ده كه به اخلاق از دیگران شایسته تر است .

مشاهده می شود كه امام (ع) آنچه مایه برتری آدمیان و سبب والایی شان است ، كرامتهای اخلاقی است و این كرامتها در اداره امور نقشی اساسی دارد .

روایت شده كه آن حضرت فرمود :
بر شما باد به مكارم اخلاق كه آن سبب والایی است .
والایی مردمان و اعتبار آنان به مكارم اخلاق در ایشان است و كسانی كه در جایگاه اداره امور قرار می گیرند ، بیش از هر چیز به مكارم اخلاق و بزرگواریهای انسانی نیازمندند كه روابط انسانها بدون كرامتهای اخلاقی ، روابطی خشك و نادرست خواهد شد .
البته هر چه مراتب اشخاص در امور اداری بالاتر برود و حیطه مسئولیت آنان گسترده شود ، اخلاق اداری و كمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد ، زیرا اخلاق و رفتار مسئولان و كارگزاران اصلی و مدیران ارشد به شدت بر دیگران تاثیر گذار است .

امیر مؤمنان علی (ع) در سخنی بلند به جابربن عبدالله انصاری این حقیقت را چنین بیان فرموده است :
ای جابر ! دین و دنیا به چهار چیز برپاست : دانایی كه دانش خود را به كاربرد و نادانی كه از آموختن سرباز نزند و بخشنده ای كه در بخشش خود بخل نكند و درویشی كه آخرت خویش را به دنیای خود نفروشد .

كسانی كه در مراتب و مسئولیتهای بالاتر قرار دارند ، بیش از دیگران به پای بندی اصول اخلاقی نیازمندترند و با زیر پا گذاشتن اخلاق از جانب آنان ، دین و دنیای مردمان به تباهی كشیده می شود و البته پای بندی آنان به اخلاق زمینه ای مناسب برای دیگران در اتصاف به كمالات اخلاقی فراهم می سازد ؛

به بیان پیشوای پای بندان به اصول اخلاقی ، علی (ع) :
زمامدار همچون رودخانه پهناوری است كه رودهایی كوچك از آن جاری می شود ؛ پس اگر آب آن رودخانه پهناور ، گوارا خواهد بود و اگر شور باشد ، آب درون آنها نیز شور خواهد بود .
بر اساس چنین نگرشی ، مسئولیت حراست حریمهای اخلاقی در امور ادار بیش از هر كس بر زمامداران و مدیران ارشد است و امیر مؤمنان علی (ع) فرموده است :
آن كه خود را پیشوای مردم سازد ، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب كردن خویش بپردازد و پیش از آن كه به گفتار تعلیم فرماید ، باید به كردار ادب نماید و آن كه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد ، شایسته تر به تعظیم است از آن كه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد .

بنابراین در تحقق اخلاق اداری در هر مجموعه ای ، بیش از هر كس باید بر اخلاق مدیران ارشد تاكید شود و مدیران پیش از آنكه از دیگران انتظار رفتار و سلوك مبتنی بر اخلاق اداری داشته باشند ، خود باید جلوه گر چنین امری باشند ؛ و نیز پیش از آن كه با زبان وفرمان خواهان اخلاق اداری باشند ، به كرردار و رفتار خود چنین امری را سامان دهنده باشند .

امیر مؤمنان علی (ع) خود بیش از هر كس در اداره امور پای بند اخلاق بود . اخلاق اداری نزد امام (ع) از چنان جایگاهی برخوردار بود كه آن حضرت در نخستین خطبه حكومتی خود ، اساس اداره امور را بر آن معرفی نمود و فرمود :
آنچه می گویم بر عهده من است من خود ضامن آن هستم . آن كس كه حوادث عبرت آموز روزگار را به چشم ببیند و از آن پند پذیرد ، پرهیزگاری اش او را از آلوده شدن به كارهای شبهه ناك باز می دارد …

بدانید كه خطاكاریها همانند مركبهای سركش و چموشند كه خطاكاران را بر‌آنها سوار كرده اند و آن مركبهای لجام گسیخته به ناگاه می تازند و سواران خود را به آتش دوزخ سرنگون می كنند ؛ و بدانید كه پرهیزگاریها همانند مركبهای رام و نجیبند كه پرهیزگاران بر آنها سوار دادهاند و آن مركبها سواران خود را با آسودگی به سر منزل بهشت می رسانند .
اداره امور بر اساس اخلاق موجب رشد و كمال انسان و گردش درست امور و پیشرفت كارها و رسیدن به سر منزل مقصود است . امیرمؤمنان (ع) چنان بر حضور اخلاقی اداری در صحنه اداره امور تاكید داشت كه در نخستین خطبه حكومتی خود ، صداقت و صراحت در كار را از جمله مهمترین مسائل اخلاقی در چنینن عرصه ای مطرح نمود و فرمود :
به خدا سوگند كه به اندازه سرسوزنی حقیقتی را پنهان نداشته ام و هیچ گونه دروغی به زبان نیاورده ام .
امیر مؤمنان علی (ع) آنچه را سفارش نموده ، خود پیش از بیان آن ، به ساحت عمل در آوردهاست و آنچه را پرهیز داده ، خود پیش از به زبان راندن ، در عرصه عمل از آن دوری نموده است و از این رو سخنان امام علی (ع)حقایقی به عمل درامده و راه و رسمی قابل پیروی است ، جنانكه حضرتش فرموده است :
مردم ، به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی وادار نمی كنم مگر اینكه پیش از شما خودم به آن عمل می كنم و شما را از معصیتی نهی نمی كنم مگر اینكه پیش از شما خود از آن كناره گیری می نمایم .

نقش ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اخلاق اداری

 در اندیشه توحیدی امیرمؤمنان علی (ع) ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی را اصلاح اخلاق اداری نقشی مبنایی دارد ؛ و از این رو آن حضرت در فرمانهای حكومتی و دستورالعمل های اداری خود ، بر یاد حق و یاد معاد تاكید می فرماید و كارگزاران و كاركنان دستگاه اداری خود را با توجه به بخشیدن به حاضر و ناظر حقیقی و یاد آوردن حسابرسی دقیق الهی به پای بندی ببه اصول اخلاق اداری فرا میم خواند . آن كه به خدای متعال ایمان دارد و خود را در محضر او می بیند ، بی گمان پای بند آداب اخلاقی و رفتار انسانی می گردد . آن كه معاد را باور دارد و حساب و كتاب دقیق الهی را بر كردار و رفتار خود حاكم می داند ، توجهی دقیق می نماید كه حسابرسی این عالم را از حسابرسی های این عالم به مراتب سخت تر می داند . امیر مؤمنان علی (ع) در آغاز عهدنامه مالك اشتر با یادآوری باورهای والای ایمانی مالك را در كارگزاری راه می نماید تا اخلاق اداری بر مبنایی اساسی در او جلوه نماید :

او را فرمان می دهد به ترس از خدا و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر كارها و پیروی آنچه دركتاب خود فرمود ، از واجب و سنت ها كه كسی جز با پیروی آن راه نیکبختی را نپیمود و جز با نشناختن و ضایع ساختن آنن بدبخت نبود و این كه خدای سبحان را یاری كند به دل و دست و زبان ، زیرا خداوند كه بزرگ است نام او یاری هر كه او را یار باشد پذیرفته است و عزت بخشی هر كه او را عزیز دارد به عهده گرفته است و او را می فرماید تا نفس خود را از پیروی آروزها باز دارد و هنگام سركشیها به فرمانش آرد كه همانا نفس به بدی وا می دارد ، جز كه خدا رحمت آرد.
همچنین امیرمؤمنان علی (ع) وقتی مالك را به رفتاری سراسر رحمت و محبت و گذشت با مردمان فرمان می دهد ، او را متوجه حاكمیت الهی بر همه چیز می كند و اینكه دور شدن از اخلاق انسانی به منزله اعلام نبرد با حقیقت هستی است كه نتیجه آن روشن و كیفر آن بیرون از توان احدی است. آن حضرت می فرماید :
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان ودوستی ورزیدن با آنان ومهربانی كردن به همگان ؛ و همچون جانوری درنده مباش كه خوردنشان را غنیمت شماری ! زیرا مردمان دو دسته اند : دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو هماندند ؛ گناهی از ایشان سر می زند ، یا علتهایی بر آنان عارض می شود ، یا خواسته و ناخواسته خطاایی بر دستشان می رود . پس به خطاهایشان منگر و از گناهانشان درگذر ، چنانكه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید ، چه تو برتر آنانی و آن ككه بر تو سرپرستی دارد از تو برتر است و خدا از آن كه تو را سرپرستی داد بالاتر و او سامان دادن كارشان را از تو خواست و آنان را وسیله آزمایش تو ساخت و خود را آماده جنگ با خدا مكن كه كیفر او را نتوانی برتافت و در بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت .
امام علی (ع) بر مبنای اصلاح رابطه آدمی با حقیقت هستی و در یافتنی واقعی از جایگاه انسان در نظام بی كران هستی ، كارگزاران خود را به اخلاق انسانی در اداره امور سوق می دهد ، چنانكه در اوایل عهدنامه مالك اشتر بدو می فرماید :
و اگر قدرتی كه از آن برخورداری ، نخوتی در تو پدید آورد و خود را بزرگ شمردی ، بزرگی حكومت پروردگار را كه برتر از توست بنگر ، كه چیست ، و قدرتی را كه بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست .
امیر مؤمنان (ع) پیوسته كارگزاران و كاركنان دستگاه اداری خود را به یاد حق و یاد معاد توجه می داد تا در اداره امور كاملا انسانی عمل نمایند ودست تطاول نگشایند و به سركشی و تندی گرفتار نیایند . آن حضرت در پایان عهدنامه مالك اشتر بدو چنین یاداوری می نماید :
و بپرهیز از آنكه چیزی را به خود مخصوص داری كه بهره مردم در ان یكسان است ؛ و بپرهیز از غفلت در آنچه بدان توجه باید ، و در دیده ها نمایان است . چه آن را كه گرفته ای از تو برای دیگری ستده است ، و به زودی پرده كارها از پیش دیده ات گرفته ، و داد از تو بستانند و به ستمدیده رسانند . به هنگام خشم خویشتندار باش و تندی و سركشی میار و دست قهر پیش مدار و تیزی زبان بگذار ، و از این جمله خودداری كن ، با سخن ناسنجیده بر زبان بنیاوردن ، و در قهر تاخیر كردن ، تا خشمت آرام شود و عنان اختیار به دستت آید ؛ و چنین قدرتی بر خود نیابی جز كه فراوان به یاد آری كه در راه بازگشت به سوی كردگاری.

امیر مؤمنان علی (ع) به صراحت رفتار و كردار مبتنی بر اخلاق اداری را بر یاد معاد بیان می كند و به مالك سفارش می نماید كه بازگشت به سوی پروردگار را بسیار به یاد آرد تا بتواند به درستی عمل نماید و از بی انصافی و ستمگری ، و از تندی وسركشی خود را به دور نگه دارد .
اگر آدمی خود را رفتنی ببیند و بداند كه برای همه امور خویش باید پاسخگوی پروردگاری قادر و قهار باشد ، این باور به شدت در رفتار و كردار اداری او تاثیر می گذارد ؛

به بیان امام علی (ع) :
اگر بنده اجل و پایان آن را می دید ، با آرزو و فریب دادن آن دشمنی می ورزید .
انسانی كه خود را دائمی ببیند و اسیر آروزهای پست دنیایی شود ، بی گمان به سوی تعدی و حرمت شكنی ، و تجاوز و چپاولگری میل می نماید :
آن كه آرزو را دراز كرد ، كردار را نابساز كرد .
پیشوای پروا پیشگان ، علی (ع) با یادآوردن این امور ، عاملی بازدارنده را در آدمی بیدار می كند تا بدین سبب انسان گام در تباهی ومرز كشنی ونافرمانی ننهد :
بترس كه خدایت در معصیت خود بیند و در طاعت خویش نیابد و از زیانكاران باشی . پس اگر نیرومندی شدی نیرویت را در اطاعت خدا بگمار! و اگر ناتوان گشتی ، ناتوانی ات را در نافرمانی او به كار دار .

قرار گرفتن در مصدر امور ، در هر مرتبه ای ، انسان را در معرض تباهی در رفتار و كردار قرار میی دهد :
هر كه بر ملك دست یافت ، تنها خود را دید و از دیگران رو بتافت .
آن كه به نوایی رسید ، خود را از دیگران برتر دید .

آنچه در این میان از مهمترین عوامل نگه دارنده آدمی است ، پایبندی به اصول اخلاقی به تبع یادآوری پیوسته حقیقت هستی و بازگشتنگاه ابدی است . اگر انسان معاد را باور داشته باشد ، برای آنجا بدترین توشه را كه رفتار نادرست و كردار نادر است ، بر نمی دارد :
ستم راندن بر بندگان ، بدترین توشه است برای آن جهان .

امیر مؤمنان علی (ع) در فرمانهای حكومتی و دستورالعملهای اداری خود مكرر بدین امر پرداخته است كه این خود بیانگر نقش اساسی ای است كهایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اخلاق اداری دارد ، چنانكه حضرت در یك یاز فرمانهای حكومتی خود چنین آورده است :
او را می فرماید كه از خدا بترس در كارهای نمانش و كرده های پنهانش آنجه كه جز خدا كسی نگرنده نیست و جز او راه برنده . و او را می فرماید تا آشكارا اطاعت خدا را نگزارد و در نهان خلاف آن را آرد . و آن كس كه نهان و آشكار ، و كردار و گفتار او دو گونه نبود ، امانت را گزارده. و او را می فرماید كه زیردستان خود را نرنجاند و دروغگویشان نخواند ، و به خاطر زمامدار بودن روی از ایشان برنگرداند ، كه آنان در دین برادرانند و یاور ، و در به دست آوردن حقوق مسلمانان مددكار … ما حق تو رابه تمام می پردازیم ، پس باید حقوق آنان را تمام به آنان برسانی وگرنه روز رستاخیز دارای بیشترین خصمانی .
بنابراین در اندیشه و سیره اداری امیر مؤمنان علی (ع) پایبندی به اخلاق اداری مهمترین جایگاه را دارد كه بدون آن نظام اداری سامانی انسانی نخواهد یافت .

 

منبع: مجمع جهانی شیعه شناسی