***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > مشاوره اخلاقي > پرسش و پاسخ > حضرت آيت الله علامه مصباح يزدي 

سئوالات اخلاقی  از حضرت آیت الله علامه مصباح يزدي حفظه الله

چگونه مي‌توانيم هم خداوند را خالصانه عبادت کنيم وبه ياد غير او نباشيم، وهم محبت 14 معصوم را در دل داشته باشيم؟

 

ابتدا سؤال ساده‌اي را مطرح مي‌کنيم: آيا ممکن است شما کسي را دوست داشته باشيد، ولي متعلقات او را دوست نداشته باشيد؟ هر کس بهره‌اي از محبت برده باشد مي‌داند که لازمه محبت به کسي، محبت به آثار و متعلقات اوست. حتي انسان صداي محبوب و بوي بدنش را هم دوست مي‌دارد؛ هم‌چنين خانه و فرزند و لباس و ساير متعلقاتش را. پس چگونه ممکن است کسي خدا را دوست داشته باشد و زيباترين جلوه‌هاي خدا و محبوب‌ترين محبوب‌هاي او را دوست نداشته باشد؟ مخصوصاً با توجه به اين‌که ما معمولاً خدا را هم به وسيله مخلوقاتش مي‌شناسيم و خوبي‌ها و زيبايي‌هاي او را در آيينه خوبي‌هاي بندگان شايسته تماشا مي‌کنيم. و بالاخص با توجه به اين‌که آنان واسطه فيض براي ساير مخلوقات هستند و همه چيز به طفيل وجود ايشان آفريده شده است و راه رسيدن به خدا از مجراي وجود ايشان مي‌گذرد.

«إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»(احزاب / 56)

از خداوند تعالي توفيق شما را در شناخت اسلام و عمل به وظايف خواستاريم

 

آيا موسيقي، انسان را در رسيدن به هدف والاي خود کمک مي کند؟

 

شکي نيست که همه نعمت‌هايي که خداي متعال در اين عالم به انسان عطا فرموده مي‌تواند در راه تکامل انسان مورد استفاده قرار گيرد و از جمله نعمت صداي خوب و آهنگين (موسيقي به معناي عام) چنان که استفاده از زيبايي‌هاي طبيعت مي‌تواند انسان را در راه خداشناسي و پي بردن به جلال و جمال الهي کمک کنند؛ ولي از آن‌جا که معمولاً نعمت‌هاي مادي ابزاري دو سويه و شمشيري دو لبه است و ممکن است در راه سقوط انسان به کار گرفته شود، خداي متعال به وسيله انبيا حدود و شرايط استفاده از نعمت‌ها را به صورت احکام ديني بيان فرموده است. بنابراين استفاده از صداي خوش و آهنگين در صورتي که در مسير تکامل حقيقي انسان قرار گيرد مطلوب است؛ چنان که آواز حضرت داوود يکي از مزاياي بزرگ آن حضرت به شمار مي‌رود، و خواندن قرآن به صوت خوش و هم‌چنين ساير چيزهايي که در توجه انسان به خدا مؤثر است، مانند دعاها و مناجات‌ها، مورد تأکيد قرار گرفته است. اما آوازهايي که معمولاً غرايز حيواني را تحريک مي‌کند و موجب غفلت انسان از خدا و آخرت مي‌شود مورد نهي قرار گرفته است.

راه رسيدن به مقام تسليم در برابر خواسته‌هاي الهي چيست؟

 

در اين جهت امور زير توصيه مي‌شود: 1. تفکر در باره الطاف الهي و اين‌که خداي متعال هيچ‌گونه نيازي ندارد و در تدبيرات خود صرفاً خير بندگان را مي‌خواهد.

2. اهتمام به انجام تکاليف الهي و رعايت رضايت الهي در اعمال اختياري خويش

3. توسل به اولياء خدا براي رسيدن به مقامات معنوي

اظهار يافته‌هاي معنوي

 

انسان تا چه حدي مي‌تواند مسائل معنوي خود را با دوستان خود مطرح نمايد ؟

چرا كه بنده فكر مي‌كنم بيان برخي مسايل معنوي كه انسان به آن رسيده (منظورم مسايل غيبي نيست) و تبادل نظر و استفاده از تجربه‌ها و سخنان برخي دوستان كه اهليت بيان اينگونه مسايل را دارند مي‌تواند در پيشرفت انسان و همچنين در افزايش اراده انسان موثر باشد اما از طرفي اين امر ممكن است انسان را به دام ريا بيندازد و تمام اين اعمال را باطل نمايد خواهشمندم مرا راهنمايي فرماييد

 

همانطور که مرقوم فرموده‌ايد، طرح اين گونه مطالب انسان را در معرض ريا قرار مي‌دهد، و شخص متقي بايد در چنين مواردي احتياط را رعايت کند؛ ولي نبايد به گونه‌اي باشد که نقل اينگونه مطالب به طور کلي متروک شود. بنابراين انسان بايد بکوشد نيّت خود را خالص کند و صرفاً براي نفع ديگران چيزي را بيان کند؛ نظير انفاق که گاهي آشکار کردن آن براي تشويق ديگران مفيد است.

«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ »(بقره: 271)

«وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ» (رعد: 22)

 

 

تقويت اراده

 

براي تقويت اراده از نظر اسلام چه برنامه اي وجود دارد؟

 

برنامه‌هاي عبادي اسلام همگي برنامه تقويت اراده‌اند، و شايد بهترين آنها تقيد به رعايت آداب نماز و وقت آن و حضور قلب، و نيز استفاده از روزه بخصوص در ماه رمضان است: «واستعينوا بالصبر و الصلوه». يادآوري می‌شود در روايات، «صبر» به روزه تفسير شده است.

 

حسد

 

براي ريشه كني حسادت از جانمان چه راه علاجي توصيه مي‌نماييد؟

 

براي رفع حسد بيانديشيد كه اولاً نعمت‌هايي كه ديگران دارند موهبت‌هايي الهي است و نا‌خوشنودي از آنها در واقع ناخوشنودي از كار خداست‌؛ و ثانيا، حسد از بزرگترين امراض روحي مهلك است كه كار قابيل ـ‌فرزند آدم عليه‌السلام‌ـ را به برادركشي كشاند و برادران يوسف(ع) را وادار به جنايت در حق برادرشان كرد و هيچ‌كدام آنها از اين جنايات طرفي بر نبستند، جز آن كه به رنج دائمي مبتلا شدند.

پس بهتر آن كه به جاي حسد ورزيدن نسبت به ديگران، از خدا بخواهيم ـ و خود نيز كوشش كنيم ـ تا از نعمتي همانند يا بهتر از آن بهره‌مند شويم.

 

 

خود بزرگ‌بيني

 

بيماري خود بيني تمام زندگي مرا به باد داده است و مشكل اصلي من است. براي درمان آن چه كنم؟

 

اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند: آدمي را با خودبزرگ‌بيني و به خود‌باليدن چه‌كار؟! كسي كه در آغاز آب بد بويي بوده و سرانجام مردار متعفني خواهد شد و بين اين آغاز و انجام حامل قاذورات است!

 

دستورالعمل‌ها

 

چه کنيم که از عمر خود بيشترين استفاده را ببريم.طورى که خوبان بردند؟ که بعد پشيمان نباشيم؟

 

پيامبر اکرم(ص) ما را به ملازمت قرآن و عترت سفارش کرده‌اند. بنابراين هر قدر انس ما با آموزه‌هاي کتاب و سنت و معاشرتمان با افراد صالح بيشتر باشد، مصونيت بيشتري از لغزش‌ها خواهيم داشت.

 

دعا

 

از کجا پى به استجابت دعا ببرم؟

 

استجابت دعاهاي دنيوي با تحقق آثارشان شناخته مي‌شود؛ اما دعاهاي مربوط به آخرت راه قطعي براي شناخت استجابت آنها وجود ندارد و مصلحت هم در اين است که انسان نسبت به آنها در خوف و رجا باشد.

 

 

دعا کردن بهتر است يا توسل به اهل بيت عليهم السلام؟

 

توسل پشتوانه استجابت دعا است و با آن منافاتي ندارد.

 

دعا بهتر است يا صبر و رضا؟

 

در جلد 14 بحار ص 39 اين روايت آمده که: «عن أبي عبدالله عليه السلام قال: أوحى الله تعالى إلى داود عليه السلام: إن خلادة بنت أوس بشرها بالجنة، وأعلمها أنها قرينتك في الجنة، فانطلق إليها فقرع الباب عليها، فخرجت وقالت: هل نزل في شئ؟ قال: نعم، قالت: و ماهو؟ قال: إن الله تعالى أوحى إلي وأخبرني أنك قرينتي في الجنة وأن أبشرك بالجنة، قالت: أو يكون اسم وافق اسمي؟ قال: إنك لانت هي، قالت: يانبي الله ما أكذبك، ولا والله ما أعرف من نفسي ماوصفتني به، قال داود عليه السلام: أخبريني عن ضميرك وسريرتك ماهو؟ قالت: أما هذا فسأخبرك به، أخبرك أنه لم يصبني وجع قط نزل بي كائنا ما كان، وما نزل ضر بي حاجة وجوع كائنا ماكان إلا صبرت عليه ولم أسأل الله كشفه عني حتى يحوله الله عني إلى العافية والسعة، ولم أطلب بها بدلا، وشكرت الله عليها وحمدته، فقال داود عليه السلام: فبهذا بلغت مابلغت، ثم قال أبوعبدالله عليه السلام: وهذا دين الله الذي ارتضاه للصالحين».

حال سؤال اين است که در شدائد (و غير آن)، دعا و تضرّع بهتر است يا سکوت و رضا و شکر؟ اگر حتّي خواستن تغيير و تبديل سختي ها مطلوب و افضل است، پس جاي دعا کجاست؟ و در اين صورت چرا انبياء در شدائد دعا مي کردند؟ مثل حضرت ايّوب عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي مسّني الضّرّ و انت ارحم الرّاحمين» و حضرت موسي عليه السّلام که فرمودند: «ربّ انّي لما انزلت اليّ من خير فقير»؟

 

 

در پاسخ به سؤال، يادآوري چند نکته را مفيد مي‌دانيم:

1- اگر درخواست تغيير حال توأم با جزع و بي صبري باشد، کمالي به حساب نمي‌آيد و مصداق صبر نخواهدبود.

2- اگر درخواست رفع بلا مشروط به مشيت و موافقت حکمت الهي باشد منافاتي با صبر ندارد.

3- اگر درخواست رفع بلا براي فراهم شدن زمينه اطاعت و عبادت بيشتر باشد نه تنها منافات با صبر ندارد که منافات با رضا و تسليم هم ندارد.

4- اگر ترک دعا به واسطه اشتغال به کارهاي بهتري ‌باشد، مانند دعا براي ديگران يا شکر نعمت‌هاي الهي و مناجات با خداي متعال، چنين ترکي رجحان دارد. چنان که از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده است « مَنْ شَغَلَتْهُ عِبَادَةُ اللَّهِ عَنْ مَسْأَلَتِهِ أَعْطَاهُ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي السَّائِلِينَ». (تَفْسِيرُ الْعَسْكَرِيِّ عليه السلام)

5- توصيه کلي اين است که انسان به انجام همه دستورات شرع مقدس ـ مخصوصاً آنچه در آيات شريفه قرآن آمده است ـ ‌اهتمام داشته باشد و به مقتضاي حال، گاهي دعا و گاهي مناجات و گاهي ذکر و توجه را برگزيند.

 

رفتار با مخالفان

 

در دعای مکارم الاخلاق، ابتدا آمده که «وَاجْعَلْ لى يَداً عَلى مَنْ ظَلَمَنى وَلِساناً عَلى مَنْ خاصَمَنى وَظَفَراً بِمَن عانَدَنى وَهَبْ لى مَكْراً عَلى مَنْ كايَدَنى وَقُدْرَةً عَلى مَنِ اضْطَهَدَنى وَتَكْذيباً لِمَنْ قَصَبَنى وَسَلامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنى» و کمی بعد آمده که «وَسَدِّدْنى لاَِنْ اُعارِضَ مَنْ غَشَّنى بِالنُّصْحِ وَاَجْزِىَ مَنْ هَجَرَنی بِالْبِرِّوَاُثيبَ مَنْ حَرَمَنى بِالْبَذْلِ وَاُكافِىَ مَنْ قَطَعَنى بِالصِّلَةِ وَاُخالِفَ مَنِاغْتابَنى اِلى حُسْنِ الذِّكْر» آيا بين اين دو قسمت از اين دعا، تضادّی نيست؟ يعنی بالآخره کدام يک مطلوب است: مکر در برابر دشمنان يا نيکی در برابرشان؟

 

منظور از اولي کسي است که آگاهانه و از روي عناد دشمني مي‌کند و دومي کسي است که از روي لغزش و اشتباه مرتکب خطا شده است و با رفتار خوب قابل اصلاح است.

 

رهنمودها

 

من در حدود 3 ماه قبل از گذشته خوب يا بد خود توبه کردم وبا کمال تعجب انقلاب عظيمى در من ايجاد شد برخلاف توبه هاى گذشته. در اوايل چنان عشق ومحبتى نسبت به حضرت حق در قلبم ايجاد شد که وصف ناشدنى بود.حرکت در من ايجاد شده بود ومالامال از سوز وگداز شدم ولى به تدريج اين سوز وگداز کم شد با آنکه من راه خود را بى وقفه ادامه ميدادم و بر عبوديت و مجاهدت وسعى خود افزوده بودم.حال از شما راهنمايى ميخواهم که علت چيست؟ چه کنم که هميشه آن حالت خوش را حفظ کنم.

 

بعضي از نقطه‌هاي ضعف اخلاقي چنان مستور است که خود انسان هم به سادگي نمي‌تواند آنها را تشخيص دهد و به مرور زمان ظهور مي‌کند و آثار سوء خود را مي‌بخشد. و گرنه خداي متعال بي‌جهت نعمتي را از کسي سلب نمي‌کند: «ذلک بأن الله لم يک مغيراً نعمة أنعمها علي قوم حتي يغيروا ما بأنفسهم» .

براي يافتن اين نقطه‌هاي ضعف پنهاني بايد مراقبه را دقيق‌تر انجام داد و انگيزه‌هاي پنهاني رفتار خود را با کاوش در اعماق دل بازشناخت. به هر حال دعا و توسل کليد حلّ همه مشکلات است.

 

موانع اخلاص و راه‌كار رفع آنها

 

حضرت استاد، نيتم خود ستايي نيست، لكن وقتي رفتار خود را با گذشته (2 يا 3 سال پيش) مقايسه مي‌كنم مي‌بينم كه خلوص نيت و حالاتم در سال‌هاي گذشته خيلي بهتر بوده است. گه‌گاه كه عبادت برادران مومن را در مسجد و اماكني از اين قبيل مي‌بينم، بشدت غبطه مي‌خورم، و شوق عبادت در وجودم افزايش مي‌يابد. بنظرم حتی نمازهاي جماعتي را كه مي‌خوانم از كيفيت خوبي برخوردار نيستند.

حضرت استاد، يك سال بعد از آمدنم به مسجد محلمان و آشنايي با دوستان، بعضي دوستان، گه‌گاه به من مي‌گفتند كه نماز جالب و... مي‌خواني! يعني ذهنم را متوجه به چيزي كردند كه تا آن زمان به آن توجه نمي‌كردم، يعني از آن وقت به بعد هرگاه در جماعتي عبادتي را انجام مي‌دهم، ديگر ذهنم كامل متوجه عبادت نيست. و ديگر حس و حال خوبي در حين نماز ندارم. و گه‌گاه مجبورم كه در خانه نماز بخوانم.

با راهنماييتان من را در حل اين مشكل ياري رسانيد.

 

همان‌گونه که در مراتب تحصيل، تدريجاً درس‌ها مشکل‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود، در مراتب تکامل معنوي هم چنين است و انسان همواره بايد مواظب باشد که در دام‌هاي جديد شيطان نيافتد . اما در خصوص اخلاص در عبادت از يک سو بايد سعي کرد که زمينه وسوسه شيطان کم‌تر شود و از سوي ديگر اين احتياط موجب ترک عبادات بزرگ مانند نماز جماعت نگردد. شايد در بعضي از مراحل بهتر اين باشد که نمازها و ساير عبادات شخصي را در تنهايي انجام دهيم، اما نمازهاي واجب را به جماعت بخوانيم؛ مخصوصاً که در حال نماز جماعت چندان فرصتي براي خودنمايي وجود ندارد و حالات خوش را مي‌توان در نماز جماعت به گونه‌اي پنهان کرد که ديگران متوجه نشوند. به هر حال هشدار مي‌دهيم که ترک نماز جماعت به بهانه دوري از ريا موجب روشني چشم شيطان است و يکي از دامهاي بزرگ او به شمار مي‌آيد.