***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > بانك اطلاعات > متن دروس اخلاق > آیت الله مظاهری دامت برکاته > شرایط طلبگی > شرایط روحانیت  

درس اخلاق حضرت آیت اللَّه العظمی مظاهری«مدظله العالی»

موضوع: شرایط روحانیت

تاریخ: 7/ 2/ 1379

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح‏لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یقفهوا قولی.

بحثی که روز چهارشنبه داشتیم بحث ارزنده‏ای است و اگر بتوانیم ولو قدم اول را برداریم خیلی کار کردیم و این بحث ناقص مانده و باید مدتی ان‏شاءاللَّه در مورد آن صحبت کنیم بحث درباره شرایط طلبگی و شرایط روحانیت سه تا از شرایط را درباره‏اش فی‏الجمله صحبت کردم شرط اول اینکه یک کسی که ادعای روحانیت می‏کند باید ابزار روحانیت را هم داشته باشد باید ملا باشد و خیلی مصیبت است اینکه یک کسی به حسب ظاهر بنمایاند که ملا هستم امّا بی‏سواد باشد کم سواد باشد مخصوصاً بقول حضرت امام رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه اگر شهرتی هم پیدا کند. در یک محله‏ای در یک شهری یک شهرتی داشته باشد این دیگر مصیبت روی مصیبت است پس باید ملا باشد که فی الجمله درباره‏اش صحبت کردم شرط دوم باید متقی باشد آنهم با ملکه نیروی کنترل کننده‏ای به نام تقوا بر گوش، چشم، زبان، اعضا او و اگر بشود بر دل او حکم‏فرما باشد و الا اگر متقی نباشد به همان اندازه که شهرت دارد خودش و اطرافیان خودش را می‏گذراند «اذا فسد العالِم فسد العالَم» اگر آن عالِم عالَم گیر شده باشد در این باره هم فی‏الجمله صحبت کردم و گفتم که ما اهل علم باید متقی باشیم چشم ما، گوش ما، زبان و ما اگر این تقوا نباشد انصافاً معرکه‏آرا است «والناس کلهم هالکون الا العالمون و العالمون کلهم هالکون الا المخلصون» و شرط سوّم اینکه باید مهذب باشد باید به مرور زمان درخت رذالت را از دل بکند معنا ندارد یک طلبه یک روحانی با عمامه‏اش حسود باشد بخیل باشد متکبر باشد باید این درخت رذالت با شاخ و برگهایش کنده شود درخت فضیلت به جای او غرس شود و بارور شود از میوه او خود استفاده کند دیگران استفاده کنند تا اینجا فی‏الجمله صحبت کردم و فهمیدیم هم هر سه مشکل ملا شدن مشکل است متقی شدن از آن مشکل‏تر است و حالا قبل از آنکه شرط چهارم را عرض کنم بحث امروز این است که چه باید کرد اینهایی که حالا مشکل است، مشکل است چه باید کرد اینکه راستی این انسان علاوه بر اینکه از قرآن استفاده می‏شود خلیفةاللَّه است بقول استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه معنای خلیفةاللَّه این است که هر کار بخواهد بکند می‏تواند علاوه بر این به تجربیات اثبات شده است که این انسان نمی‏دانم، نمی‏توانم، نمی‏شود در قاموسش راه ندارد برسد به یک جا بگوید نمی‏شود راه ندارد به هر کجا بخواهد اگر بخواهد هم می‏شود هم می‏داند هم می‏تواند. و مثلاً کسی عیالوار است فقیر است بگوید من که دیگر نمی‏شود این تجربه اثبات شده دروغ است اگر راستی بخواهد می‏شود و بقول عوام کردند و شد صدِ نود و پنج بلکه بیشتر از اهل علم چه مخترعین مخصوصاً اهل علم دینی صد نود و پنج مشکل‏ها داشتند اما در همین مشکل‏ها غوطه‏ور بودند و درسشان را می‏خواندند و بخواهیم بگوییم نمی‏شود، نمی‏شود این حتماً اگر گفتیم نمی‏شود این از حالت تنبلی است این عذر انسان معمولاً اینجوری است که اگر بخواهد کاری را نکند توجیه‏گر می‏شود و یکی از مصائب بزرگ برای این انسان توجیه‏گریش است که تقصیر را گردن دیگران می‏گذارد تقصیر را گردن طبیعت می‏گذارد تقصیر را اگر بی‏حیا باشد گردن خدا می‏اندازد اما حالا خودش مقصر است یا نه کم پیدا می‏شود یک درصد هم پیدا نمی‏شود که تقصیر را گردن خودش بیندازد بگوید من معمولاً انسان این صفت بد را دارد توجیه‏گر است و اگر کسی ملا نشد و نمی‏شود بخواهد تقصیر را گردن چیز دیگری نه بر می‏گردد به اینکه خودش نخواسته است الان این جور است مثلاً در همین اصفهان فلسفه نیست باید باشد ان‏شاءاللَّه دعابکنید یک وقتی از نظر استاد فقه و اصول و تفسیر و معارف اسلامی و فلسفه کمبود دیگر نداشته باشیم اینرا هم شماها باید درست بکنید اما الان فلسفه نیست حالا نیست می‏توانی تو فیلسوف بشوی بله از چه راه از راه نوار من درس نواری را خیلی موافق نیستم اما در جایی که درس حضوری باشد همه شماها که اینجا نشستید در دو سه سال می‏توانید آشنای با فلسفه پیدا بکنید با نوار با قرض کردن کتاب من یک دفعه به شما می‏گفتم شاید در تمام قم اینجور بود که شفای بوعلی سینا نبود فقط یکی در مدرسه حجتیه بود و یکی هم استاد بزرگوار ما علامه طباطبائی داشت و ما سه سال یک دوره شفا پیش ایشان خواندیم با دو شفا شب‏ها من و آقای جوادی و آقای مصباح با هم توانی کرده بودیم ساعت 9 تا 10 10 تا 11 و 11 تا 12 می‏رفتیم کتابخانه شفا مطالعه می‏کردیم من و آقا جوادی و آقای مصباح یک دوره شفا خواندیم مطالعه یک ساعت توی کتابخانه از خارج مباحثه روی درس آقای طباطبایی اگر پهلویشان نشسته بودیم می‏دیدیم وگرنه گوش می‏کردیم ایشان روی شفا می‏خواندند ما گوش می‏کردیم حالا اگر روز اوّل می‏گفتیم نمی‏شود شفا نیست پس آقا طباطبایی شفا نگوید. اسفار هم همین بود خدا رحمت کند این کسانیکه این کارهای خیر را می‏کنند اسفار در نه جلد چاپ شد آن وقت شاید چهار پنج جلد اسفار در درس علامه طباطبایی نبود اما بالاخره ما اسفار پیدا می‏کردیم مشکل‏ها یکی از مراجع می‏گفت البته همه ما اینجور بودیم می‏گفت در یک سال سه تا خانه عوض کردم تمام اساسیه من هم یک گاری دستی بود از این خانه به آن خانه از آن خانه به این خانه در یکسال یکسال تحصیلی قم یا نمی‏شود سه تا خانه عوض کرد ولی بالاخره مرجع شد زن و بچه و بی‏مسکنی و بی‏چیزی نمی‏خواهم اسم بیاورم و الا یک یک این مراجع را اسم می‏بردم ببینید که با چه مشکلاتی اینها درس خواندند با چه فقری با چه مشکلاتی مرحوم حاج شیخ که حوضه را تأسیس کرد خیال می‏کنید ساده به قول حضرت امام می‏فرمودند ما روزها در به در توی بیابانها بودیم اگر توی مدرسه بودیم می‏گرفتند و می‏بردند علاوه بر اینکه عمامه را بر می‏داشتند زندانمان هم می‏کردند می‏گفتند یا زندان و این توی مدرسه نمی‏شود باید طلبه‏گی را دست بردارید گفتند شبها سه چهار ساعت می‏آمدیم توی مدرسه ولی بالاخره مراجع یعنی مثل حضرت امام حضرت آیت‏اللَّه گلپایگانی حضرت آیت‏اللَّه اراکی و امثال اینها توی همین دردسرهای پهلوی آماده شدند و درس خواندند و پهلوی تصمیم گرفته بود این حوزه را نابود بکند گفته بود این توپ‏ها را من برای اینجا آوردم درست صعه صدر مرحوم حاج شیخ نگذاشت اصلاً شما نمی‏توانید پیدا بکنید یک کسی که بجای رسیده باشد و مشکل‏ها، و مشکل‏های طاقت فرسا نداشته باشد چه بسیار از بزرگان مشکلهایشان را شما اصلاً بشنوید استیحاش می‏کنید چه برسد بخواهید تحمل بکنید ولی ملا شدند ملا شدن مشکل است ما بعضی اوقات آقا می‏گوید که فرائد شیخ انصاری این نمی‏شود چرا نمی‏شود چون این آقا کم حوصله است اصلاً روش در اهل علم باید روش سنتی باشد من نمی‏گویم کتابهای درسی اشکال ندارد اما آن روش تئوری هم که بعضی‏ها می‏گویند اینهم غلط است به اندازه‏ای غلط است که مرحوم حضرت امام علاوه بر اینکه می‏گفتند مجبور شدند توی وصیت‏نامه سیاسی الهی هم بگویند که تئوری و یک کتاب درس دادن و چند تا اینها آدم را ملا نمی‏کند روش باید روش سنتی باشد فقه صاحب جواهر و الا غیر فقه صاحب جواهر کس نمی‏تواند مجتهد بشود باید مثل صاحب جواهر وقتی انسان وارد شد حسابی اقوال را بررسی کن حسابی انقلت قلت بکن همین تقسیم‏های که دانشگاه ندارد و اتفاقاً توی دانشگاه‏ها اگر کسی به جای رسید همین روش ما بوده است روش سنتی بوده است پاستورها و نیوتن‏ها با همین روش سنتی توانسته به جای برسد روش سنتی خیلی مشکل است من یادم نمی‏رود آقای بروجردی رضوان‏اللَّه‏تعالی‏علیه که وقتی وارد می‏شدند در فقه یک تلاطم دریایی داشت هفده روز درباره قائده تجاوز صحبت می‏کرد حالا ما بگوئیم تجاوز یک مسئله هفده روز هزار نفر را معطل کن راهی غیر از این نیست غیر از این مشکل است ملاشدن مشکل است ما که طلبه هستیم باید جواب‏گوی جامعه باشیم و همیشه بودیم اینکه بعضی اوقات زمزمه‏ای برای هو کردن اهل علم اینکه اهل علم را سبک بکنند تو صحبتشان می‏گویند اهل علم باید ابزار روز را پیدا کند جوابگوی جوانهای روز باشد این هو کردن ما است این سبک کردن ما است ما همیشه الحمدللَّه چنین بودیم ما الان جوابگوی جامعه بشریت هستیم الان بسیاری از اهل علم که ملا هستند اینها هم می‏توانند جواب جوانها را بدهند هم می‏توانند جواب بی‏دینها را بدهند هم می‏توانند جواب با دین‏ها را بدهند اصلاً تشیع تا اینجا آمده بواسطه ملاهای ما و وقتی نبوده که حالا یک کسی صحبت بکند بگوید که طلبه‏ها باید ابزار کار داشته باشند ما کی ابزار کار نداشتیم الان داریم دیروز هم داشتیم دو روز قبل هم داشتیم الان هم داریم فردا هم داریم البته ملاها و خیلی هم هستند هم در قم هم در اصفهان هم در تهران هم در مشهد الحمدللَّه ما خوب اداره کرده‏ایم خوب هم می‏توانیم اداره بکنیم هم مردم مرید ما هستند حسابی همیشه اینجور بوده است و همه هم می‏توانیم اداره بکنیم از نظر علمی از نظر روانی ولی آنکه من به شما عرض می‏کنم باید ملا بشویم بی‏سوادی نمی‏شود کم سوادی نمی‏شود و ملا شدن کار مشکلی است ملا شدن محرومیت می‏خواهد ملا شدن معمولاً در فقر است ملا شدن معمولاً در محرومیت است سبک نگیرید مرحوم شهید که نمی‏خواسته شوخی بکند که ذبح العلم فی فروج النساء سبک نگیرد اینها را معمولاً این آقایانی که من سراغ دارم معمولاً قریب سی ساله زن گرفتند، زن می‏خواستند اما درس را مقدم بر زن درس را مقدم بر مال درس را مقدم بر آسایش درس را مقدم لذت این می‏شود مرحوم حاج شیخ، صاحب جواهر و امثال اینها که الحمدللَّه زیاد داریم من یک تقاضا دارم از شما اینکه کار کنید در معارف اسلامی کار کنید اگر کسی بخواهد ملا بشود فقه و اصول می‏خواهد بدون فقه و اصول نمی‏تواند ملا بشود حالا ولو یک مفسر حسابی هم باشد علامه طباطبایی اگر توانست المیزان را درس بدهد یک خارج‏گو بود یک دوره خارج در چهار سال کمتر ما پیش ایشان خواندیم خارج گو بود و راستی فقیه بود اصولی بود فیلسوف بود البته مفسر هم بود توانست المیزان بنویسد و اما شما یکی را پیدا کنید ملا در فقه و اصول نباشد اما مفسر باشد یک آدم بی‏سوادی است یک چیزی می‏نویسد بعد هم تمام می‏شود و میرود اگر بخواهد پایه داشته باشد آب داشته باشد فقه و اصول می‏خواهد این ملای اما فقه و اصول فقط نه یک وقتی بود که ممکن بود فقه و اصول فقط کفایت بکند فقه و اصول با چند علم دیگر اما الان یا در زمان آینده اینها علاوه بر فقه و اصول آشنای با تفسیر می‏خواهد ما باید اینجورها باشیم آشنای با فلسفه می‏خواهد آشنای با معارف اسلامی می‏خواهد و هر چه این آشنای ما بیشتر زرق و برق این ملای مفید بودن این ملای بیشتر باید کار کنید همه شما که اینجا نشستید باید روزانه حداقل 12 ساعت کار کنید این عمامه شما می‏گوید اینجوری و اما شما بخواهید 12 ساعت کارهای غیر طلبگی یا کارهای معمولی و بعد هم بخواهیم ملا بشویم معلوم است 12 ساعت کار می‏خواهد کار کنید آقا و در روز قیامت پذیرفته نمی‏شود که بگویید نمی‏توانستم نمی‏دانستم نه بابا نمی‏دانستم چی است نمی‏توانستم چی است در قاموس انسان نمی‏دانم، نمی‏توانم، نمی‏شود راه ندارد قطعاً راه ندارد در همین اصفهان می‏بینیم که چه خون جگرها، چه مشقت‏ها، چه فقرها، چه محرومیت‏ها اما بالاخره چون خواست علامه مجلسی شد و صالح مازندرانی شد، حاج سید محمد درچه‏ای شد و امثال اینها چون خواست و بخواهید، بخواهید قطعاً می‏شود این راجع به اینکه راهی غیر از این نیست یعنی اگر کسی از ما بپرسد چه کنیم ملا شویم می‏گوییم کار کردن توفیق را خدا باید بدهد و دیگر با دعا و راز و نیاز با خدا و جدی از خدا خواستن این دعاهای قبل از مطالعه ببینید چقدر رسا است و من جمله مرحوم شهید مطهری قبل از آنکه می‏خواست مطالعه بکند باید لااقل یک حزب قرآن بخواند نصف جزء نخواند یک حزب قرآن بخواند اصلاً ایشان مطالعه بدون قرآن نداشت باید چنین باشد توسل به قرآن می‏خواهد توسل به نماز شب می‏خواهد همین آقای مطهری مُرد و شاید یک روز نماز شب ایشان تعطیل نشد آن هم با چه زحمت‏هایی با چه مشقت‏هایی شما فکر کنید نصف شب زمستان پا بشود برود سر رودخانه و آنجا وضو بگیرد برای نماز شبش هوای قم آنوقت خیلی سرد بود 50 درجه به بالا این آقا پا بشود توی این سنگ‏لاخ‏ها خیلی سنگ‏لاخ بود برق هم که نبود برود سر رودخانه گرگ بود، دزد بود، شغال بود همه چیز بود اما وقتیکه راستی انسان بخواهد یک کاری بشود برود آنجا وضو بگیرد بیاید نماز شبش را بخواند می‏خواهد می‏شود آقای مطهری انصافاً آقای مطهری برای اسلام یک امتیاز است برای نظام یک امتیاز است این یک امتیاز از کجا پیدا شد در حالیکه به اندازه‏ای فقیر بود که هیچ کدام شما نمی‏توانید بگویید فقر من به اندازه او نه شما آن کسیکه نان شب ندارد به اندازه‏ای محرومیت داشت که مشهور در میان ما بود اما راستی می‏خواست شد آقای مطهری و آنکه الان لازم است واجب است اینکه به شما بگویم مطالعات دینی زیاد داشته باشید این منبر که می‏روید این منبرها تکرار نباشد این منبرها که می‏روید این منبرهای سال گذشته نباشد راستی این منبرها مفید قرآن داشته باشد، تفسیر داشته باشد، روایت داشته باشد تاریخ با جاذبه داشته باشد از نهج‏البلاغه استفاده کنید و بالاخره اینکه صد نفر پای منبر شما صد نفر شما عمر او را می‏گیرید باید روز قیامت جواب بدهم صد ساعت عمر اینرا گرفتم چی دادم و الا گیریم انصافاً گیریم حالا اینها ان شاءاللَّه برای شما نیست.

خدایا به عزت و جلالت قسمت می‏دهیم توفیق مطالعات دینی توفیق تقوی بطور ملکه توفیق آدم شدن که داخل در رحمت خود بشویم به همه ما عنایت بفرما

و السلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.