***سخن حق*** امام على عليه السلام إنَّ الحَقَّ أحسَنُ الحَديث، وَالصّادِعُ بِهِ مُجاهِدٌ*** همانا حقّ ، نيكوترين سخن است و كسى كه آشكارا حقّ بگويد، مجاهد است*** الأمالى ، مفيد : ۳ / ۳؛ سیاست نامه امام علی (ع)، ص248 *** مناسبتهاي روز: شهادت آیت الله قدوسی و سرتیپ وحید دستجردی (1421 هـ ش)***صفحه اصلی > دفتر امور تربیت اخلاقی > قله‌هـاي تهـذيـــب > پيـــــامبر(ص) و اهـلـــــبيت(ع) > حکیمانه ها > حضرت زینب(س) > اگر زينب نبود... 

اگر زينب نبود...

در کتاب قاموس اللغه آمده است که اصل کلمه زينب همان «زين اب » يعني زينت پدر است. همه مورخان نوشته اند که فرشته والامقام وحي، حضرت جبرائيل اين نام را از سوي خدوند براي او برگزيد و چه نيکو انتخابي!

آيا تا به حال به اين نکته فکر کرده ايد که اگر اين زينت و شرافت پدر، اين نمونه بي کاستي و آيينه تمام نماي مادر و اين يار پايدار تزلزل ناپذير برادر نبود، چه اتفاقي در تاريخ اسلام مي افتاد؟ چه تغييري در مسير حرکت اسلام رخ مي داد؟!

چه ميشد اگر زينب نبود؟

اگرزينب نبود, سلسله امامت به دست شقي ترين آدمي زادگان در نخستين روزهاي امامت چهارمين امام شيعيان مي گسست و رسالت الهي امامان _عليهم السلام_ در تبيين صحيح و راستين دين محمد _صلي الله عليه و آله_ ناتمام مي ماند .

عباس محمود عقاد، در روايت شاعرانه خويش از کربلا، مي نويسد: «و آن گاه که زينب _عليها السلام_ با شنيدن فرمان ابن زياد در به قتل رسانيدن علي بن حسين _عليه السلام_ بي درنگ و قدرتمند خود را به برادرزاده عزيزش و امام معصوم زمانش رسانيد, او را در آغوش کشيد و فرياد مخالفت سرداد و آن چنان ابن زياد و مأمورانش را حيرت زده و مبهوت ساخت که ناخودآگاه دست از تصميم پليدش کشيد. بدون شک اگر فداکاري زينب نبود، نزديک بود از تنها بر جاي مانده از نسل حسين _عليه السلام_ نيز فقط نشاني از نام او بر زبان ابن زياد ملعون باقي بماند».

زينب _عليها السلام_ آمد تا امروز ما امام زماني حاضر و ناظر داشته باشيم.

زينب(س)ضامن بقاي اسلام

آري، وجود زينب _عليها السلام_ ضامن بقاي اسلام و علوم نبوي و علوي بود و حضورش سلسله ولايت و امامت را از گزند حوادث تلخ و نابودگر مصون داشت. اگر زينب نبود، در زمان بيماري و بستري گشتن امام سجاد _عليه السلام_ مردم چگونه حلال و حرام خدا را مي شناختند و گره از مشکلات شرعي خويش مي گشودند؟!

راستي در زمان اختفاي مصلحت آميز امام چهارم _عليه السلام_ هدايت جامعه به سوي ناب ترين فرامين اسلامي به عهده چه کسي جز زينب _عليها السلام_ بود؟!

شيخ صدوق مي نويسد: «حضرت زينب _عليها السلام_ نيابت خاصي از طرف امام حسين _عليه السلام_ داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه مي کردند. از او مي پرسيدند تا اين که حضرت سجاد _عليه السلام_ بهبود يافت».

علامه مامقاني در کتاب شريف تنقيح المقال، آورده است: «زينب _عليها السلام_ مانند امام _عليه السلام_ داراي مقام عصمت بوده و کسي را نمي رسد که انکار کند و نپذيرد و اگر چنين نبود، هر آينه امام حسين _عليه السلام_ مقدار و پاره اي از بار سنگين امامت و پيشوايي روزگار را زماني که امام سجاد _عليه السلام_ بيمار بود بر او حمل و واگذار نمي نمود و پاره اي از وصايا و سفارش هاي خود را به او وصيت نمي کرد و امام سجاد _عليه السلام_ او را در بيان احکام و آن چه که از آثار و نشانه هاي ولايت و امامت است، نايبه به نيابت خاصّه و جانشين خود نمي گردانيد».

اگر زينب نبود, عاقبت حادثه عاشورا چه مي شد؟ اين حادثه چگونه به حماسه مبدل مي گشت؟ آيا در کندوکاو داستان کربلا از نيم روز عاشورا به بعد, صدايي رساتر از صداي زينب _عليها السلام_ و فريادي افشاگرانه تر از فرياد او يافته اي؟!

سرّ ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود             کربلا در کربلا مي ماند اگر زينب نبود

در کتاب «احتجاج» طبرسي چنين روايت شده است: «چون زينب _عليها السلام_ دختر علي _عليه السلام_ به جانب مردم اشاره کرد که ساکت شوند با همان اشاره، نفس ها در سينه حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد. پس شروع به سخن کرد... . مردم، با شنيدن اين سخنانِ ملامت انگيز، حيرت زده و مبهوت گريستند و دست هاي خود را از حسرت و اندوه به دندان مي گزيدند».

اين حقيقت چنان آشکار بود که کارگزاران ستم پيشه آن زمان نيز زبان به اعتراف گشودند.

 

عمروبن سعدالاشراق, والي مدينه در زمان حکومت يزيد, پس از بازگشت کاروان اسرا به مدينه به يزيد چنين نوشت: «همانا که وجود او زينب _عليها السلام_ در ميان مردم مدينه اذهان را مي آشوبد. او زني سخنور و عاقل و خردمند است و عزم کرده تا با هوادارانش انتقام خون حسين _عليه السلام_ را بگيرد».

و نتيجه آن شد که از شدت احساس خطر از نشر و تبليغ انديشه عاشوراي حسين _عليه السلام_ تصميم به تبعيد حضرت زينب _عليها السلام_ از مدينه گرفتند.

کمال السيد، در کتاب «زني به نام زينب _عليها السلام_» مي نويسد: «زني به نام زينب _عليه السلام_ که در سينه اش قلب علي _عليه السلام_ مي تپيد و در چشمانش فروز زندگي حسين _عليه السلام_ موج مي زد، به کاخ يزيد وارد شد با گام هايي استوار... در برابر اين همه صلابت و سترگي, يزيد و ابن زياد از تخت هايشان فرو افتادند.... . يزيد در مقابل منطق سرخ زينب _عليها السلام_ مثل مگس کوچک و ناچيز شده بود و شايد براي نخستين بار بود که باور کرد حسين _عليه السلام_ هنوز زنده است. هنوز در کربلا مي جنگد و نزديک است که به دروازه هاي دمشق برسد

 سایت حوزه